دائرة المعارف کوچک گیاهان داروئی (2)

خانه / دائرة المعارف کوچک گیاهان داروئی (2)


نوارکناری

دائرة المعارف کوچک گیاهان داروئی (1)

دائرة المعارف کوچک گیاهان داروئی (2)

دارچين… 518

دارچين ختايي… 519

داركيسه. 520

دارشيشعان ، قندول.. 520

داروش…. 521

درمنه. 522

درونه. 524

دراج.. 524

درخت غار. 525

دند.. 525

دود. 526

دوسر.. 526

ذيحه و خرم.. 527

رازيانه. 527

رته. 527

روناس…. 528

روغن… 529

ريحان.. 532

ريحان سليماني… 533

ريحان كوهي… 533

ريوند چيني… 534

زاج.. 535

زردآلو. 537

زردچوبه. 537

زرشك…. 537

زرنيخ.. 538

زعفران.. 539

زفت… 540

زنجفيل.. 541

زنجبيل بياباني… 542

زنگي دارو. 542

زوفرا 543

زوفاي خشك…. 544

زهره. 544

زهره النحاس…. 545

زيتون.. 545

زيره. 547

زيز ـ نوعي پياز دشتي… 549

جبسين… 549

جو و شلت… 549

جوجادو. 550

جوزرومي… 550

جيوه ، سيماب… 551

چاتلانقوش…. 552

حب الصنوبر.. 554

حب البان.. 555

حب القلقل.. 556

حناء. 556

خار مصري… 557

خانق النمر.. 558

خرماي تر.. 558

خرچنگ دريايي… 558

خسك ـ سه كوهك…. 559

خّنثي… 559

خولنجان.. 560

خيار چنبر.. 561

خيار شنبر.. 561

آب… 562

آويشم(به زبان عاميانه آويشن). 565

آس…. 565

آزاد درخت… 567

آنك…. 568

آمله. 569

آذريون.. 569

ابرق.. 570

ابريشم.. 570

اردك…. 571

ارمال.. 571

ارتدبريد.. 572

اردقباقي… 572

استرك…. 572

اسفند.. 573

استوقدوس…. 573

اسفناج.. 574

اشه. 574

اصطرك ،قره بخور. 575

اطراطيقوس…. 576

اغلاگوني… 576

افيون.. 577

افيوس…. 578

افيميدون.. 578

اقريطس ،گل جزيره كرت… 578

آككرا 579

اوسيه. 579

اورمالي ،عسل دارو. 580

اوبوطيلون.. 580

انجدان رومي… 580

اندر. 581

اناگير.. 581

انگور. 581

انار. 582

انجير.. 582

الوا 585

الماس…. 586

بابونه. 587

بار سرو. 589

بارزد (قنه ). 589

بادرنگبويه. 590

بادنجان.. 590

بادام.. 591

بارهنگ آبي… 593

باقلا.. 593

بدل مرجان.. 596

برباله. 596

برغست (قنابري ). 597

برنج.. 597

برطانيقي… 598

برگ كابلي… 598

بسپايك…. 599

بشام.. 600

گشنيز.. 601

بعل.. 601

بكمون.. 602

بلوط… 602

بل.. 603

بليله. 604

بنك…. 604

بورك…. 605

بويانس…. 606

بوزيدان.. 606

بهمن… 607

به. 607

بيش موش بوحا. 608

بيش…. 609

بيوه زا ـ شش شاخ.. 609

بيد بياباني… 610

شيرين بيان ، جادوي جواني… 610

گزنه ، درمانگر دردناك…. 624

اسطوخودوس ، گياهي جادوئي… 633

ماميران كبير.. 643

گل راعي و خواص دارويي آن.. 648

علف هفت‌بند.. 662

باديان رومي… 666

قطره و قرص گياهي آفروديت… 671

سماق معمولي… 672

زيره كوهي… 675

بسباسه (ميس). 677

باديان كوهي… 677

چاي جاوه. 679

پونه كوهي… 680

ترب وحشي… 683

سنبل ختايي… 687

چاي شبت(كاهش دهنده چربي خون). 689

چاي ترخون(ضد نفخ و اشتهاء آور). 689

گوجه فرنگي منبع سرشار ويتامين سي… 690

گوجه فرنگي تأمين كننده انرژي بدن.. 691

دارچين

دارچين

چندين نوع دارچين هست و نام هاي متعدد دارد .دارچين خوب كه به سياهي مي زند ، كوهي و ستبر است (غليظ ).دارچين سفيد و سست كه ريشه اش از هم پاشيده ،سياه رنگ و صاف است و كمتر گره دارد .
دارچيني كه به رنگ سبز مايل و مزه اش همان مزه (سليخه ، دارچين ختايي )،پوستش به پوست آن شبيه و به رنگ سرخ است كه اين نوع تا مدتها قوتش مي ماند و به ويژه اگر كوبيده شود و بوسيله محلولي قرص گردد .
بهترينش آن است كه بوي خوش دارد و تند مزه است و زبان را نيازارد . رنگش صاف و بدون آميزه است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :همه دارچين ها گرمي بخش ، باز كن ، زداينده عفونت ، بسيار لطيف ، جذب كننده هستند و علاج همه نيروهاي تباه ، خلط هاي زنگاري و فاسد مي باشند .
روغن دارچين گدازنده ،بسيار گرم و تحليل برنده است .
آرايش:محلول آن را بر لكه ها و نقطه هاي عدسي مي مالند و با سركه علاج جوش هاي شري است .
زخم و قرحه :در مداواي اگزما وزخم ها مفيد است .
مفاصل :در علاج لرزه روغن دارچين تأثيري عجيب دارد .
سر :براي زكام خوب است .روغنش سرگراني مي آورد . دماغ را مي پالايد و رطوبت هاي دماغ را بر مي چيند . مسكن درد گوش است .
چشم :خوردن و به چشم كشيدنش تم و تيرگي چشم را مي برد و رطوبت غليظ چشم را مي زدايد .
سينه :داروي سرفه است . سينه را مي پالايد . ورم ها را مي رساند. كبد ، بندآمدني هاي كبد را باز مي كند و كبد را توان مي بخشد .
اندام هاي غذا :رطوبت معده را بر مي چيند ، معده را قوي مي كند و داروي استسقا است .
اندام هاي دفعي :دارچين را با كمي روغن زيتون ، موم وزرده تخم مرغ مخلوط كنند درد و ورم زهدان و كليه را دوا مي كند . اگر تنها باشد قوتي بيش ازلازم دارد و سفتي به بار مي آورد .
دارچين بول و حيض را براه مي اندازد . اگر با زيره سياه باشد علاج بواسير است .
تب ها :براي تب و لرز مفيد و به ويژه اگر روغنش را به تن بمالند بهتر است .
زهرها : ضد حشرات موذي است .
اگر با مر باشد پادزهر كژدم است .

دارچين ختايي

چندين نوع دارچين ختائي هست :نوعي سرخرنگ ، خوشبو و خوشمزه است .
نوع دوم مزه اش مزه فيجن است .نوع سوم مايل به بنفش است و بوي گل سوري مي دهد.نوع چهارم سياه رنگ ،بدبو ،پوستي نازك و تركيده دارد. نوع پنجم رنگش مايل به سفيدي ، بوي گندنا مي دهد .
نوع ششم لوله هاي باريك و توخالي دارد .
بهترين نوعش آن است كه رنگش سرخ روشن ، صاف و هموار ، چوبش مستطيل ، لوله اش ستبر ، سوراخ ميان لوله اش تنگ ، زودشكن ، پرمايه ، خوشبو و زبان گز باشد .زبان را جمع كند . نوع سياه آن بد است و ممكن است الياف آن را بكار برد ليكن از چوبش بهره اي به دست نمي آيد .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :بادهاي متراكم را مي پراكند ، اندكي قبوضيت دارد .زياد تند است ، بسيار لطيف است و تندي را تكه تكه مي كند .از قبوضيتي كه دارد كمك مواد گيرنده و از تحليلي كه در اوست كمك مواد اسهالي است و چون گدازنده و گيرندگي و لطافت دارد اندام ها را تقويت مي نمايد .
ورم :ورم هاي سرد و گرم دروني را مي گدازد.
قرحه :با عسل بر قرحه نرم بمالند مفيد است .
چشم :از آنجا كه داراي نيروي گيرنده و تحليل برنده است در داروهاي چشم كارآمد است .
سينه :با سينه سازگار است .
اندام هاي غذا :شربت دارچين ختابي يا آب انگور كهنه اي كه با دارچين ختايي آميخته شده براي كبد و معده خوب است .
بول و حيض را ريزش مي دهد به ويژه اگر سبب بند آمدن خلط غليظ باشد تأثيرش بسيار است .درد گرده و آبدان را تسكين مي دهد .در آب پزش نشينند در علاج فراخ شدن زهدان و لغزيدن زهدان مفيد است .دود دارچين ختايي و خوردن آب پز آن نيز در علاج بيماريهاي زهدان كه ذكر شد سودمند است .
زهرها : براي دفع گزند از نيش مار مي خورند .

داركيسه

عبارت ازپوست درختي است كه ازهندوستان مي آورند و بسيارقابض است. خاصيت :قابض است .
اندام هاي سينه : در علاج خون برآوردن ، سينه پهلو مفيد است و صدا را صاف مي كند .
اندام هاي دفعي :علاج زخم هاي روده است .

دارشيشعان ، قندول

ديسقوريدوس گويد :برخي آن را (فسعانن )و سريانها (وباكسبين )و ايرانيان دارشيشعان مي نامند . درختي است كه چوبي غليظ دارد و از اين غلظت آن را زبر شناخته اند .خارهاي بسيار دارد . عطاران دارشيشعان را در برخي از مرهم ها بكار مي برند .
بهترينش سنگين وزني است كه اگر آن را پوست بگيري به رنگ سرخ مايل به بنفش مي نمايد و بو و مزه خوش دارد .
آنچه سفيد و بي بو است خوب نيست .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :مي گدازد ، مي گيرد ، بادشكن است ، ريزش خون و رطوبت را بند مي آورد و گند را مي زدايد .
زخم و قرحه :داروي زخم هاي ساري و گنديده است .
مفاصل :در علاج سست شدن پي ها بسيار مفيد است .
اندام هاي سر :فتيله اي از دارشيشعان بوي بد بيني را از بين مي برد . مزمزه با آب پز آن جوش هاي درون دهان را خوب مي كند و دندان ها را نگاه مي دارد .
سينه :آب پز آن مانع خون برآوردن مي شود .
اندام هاي غذا :باد معده را از بين مي برد .
اندام هاي دفعي :آب پز آن شكم را بند مي آورد و باد روده ها را مي برد و علاج بي اختياري ادرار است .
اگر آن را بر قرحه هاي ميان مقعد و بيضه بپاشند سفتي آنها را نرم و از سرايت آنها جلوگيري مي كند .

داروش

معروف است . ميوه اش نخود سياه است . تماماً مستدير نيست .چين هايي دارد كه اگر بشكنند بدست مي چسبند .
گياه داروش انگل درختان بلوط و سيب و گلابي مي شود .
قوت آبي و هوايي در آن بسيار بسيار است .
بهترش شاداب و صاف است كه درون آن به رنگ تيره و بيرون سبزرنگ باشد.مي كوبند ، مي شويند و مي پزند .
مزاج :گرم و خشك .
خاصيت :تحليل برنده است ، رطوبت هاي پرمايه را از ژرفا جذب مي نمايد ،مي گدازد و نرمي مي دهد .
آرايش :اگر با زرنيخ بر سر ناخن تباه بگذارند آن را بر مي كند .
دمل و جوش :تنها و به ويژه اگر با آهك باشد داروي ورم هاي سرد و جوش هاي خارشي و شبانگاهي مي باشد .
زخم و قرحه :قرحه هاي كهنه و زخم هاي بد را نرم مي كند .
مفاصل :اگر با هم وزن خود رازيانه و همان اندازه موم باشد مفاصل را نرمش مي دهد .
سر :مخلوط آن با رازيانه و موم داروي ورم هاي سرد پشت گوش است .
اندام هاي غذا :اگر با چيزهاي قوي از قبيل آهك باشد و بر طحال بگذارند ورم طحال را از بين مي برد .

درمنه

سه نوع درمنه هست :رومي ، تركي و ارمني . بهترينش درمنه ارمني است .
مزاج :گرم و خشك .
خاصيت :همه انواعش تكه كننده ، بادشكن و گيرنده است .
آرايش :خاكسترش مخلوط با روغن زيتون يا روغن بادام در كم بودن مو مفيد است .روغنش موي ريش را زود مي روياند .
ورم و جوش : ورم و دمل را تسكين مي دهد .
قرحه :خوره و سودا را مانع مي شود .
سر :مايه سردرد است .
چشم :آبش علاج رمد است .
اندام هاي نفس :علاج دشوار نفسي است .
اندام هاي راننده :داروي كرم و كرم كدو است . بول و حيض را ريزش مي دهد .
دردار ، درخت پشه
مزاج : سرد است .
خاصيت : مي زدايد ، قبض است و در غلاف ميوه اش رطوبت هست .
آرايش :صورت را زيبا مي كند و جلا مي دهد .
رخم و قرحه : از اين رو كه قبض است و زداينده دردار و به ويژه پوست درخت آن را اگر بسايند و گرد آن را بر گري چركين بپاشند ،يا بر زخم ها بگذارند مفيد است .زخم ها را بهم مي آورد .
ريشه و برگ آن را بپزند و بر استخوان شكسته بمالند سودمند است .
اندام هاي دفعي :پوست ستبر آن را يك مثقال با آب سرد يا آب انگور كهنه ريحاني بخورند بلغم را خارج مي كند .
ديسقوريدوس گويد :دردار درختي بيد مانند است .اهل شام آن را دردارو و اهل عراق درخت پشه مي نامند .
غوزه باد كرده انار مانند بيرون مي آورد كه در آنها رطوبتي هست و آن رطوبت پشه آفرين .هر گاه آن را بشكافند پشه بيرون مي آيد .همچنين رطوبتي در پوست آن درخت هست كه هرگاه خشك شود جانوري بوجود مي آورد كه شبيه به پشه است .
برگ سبز دردار را اگر بپزند خوردني است .
خاصيت :قبض است و زداينده . پوست و بيخش نيز تقريباً همين خاصيت را دارد .
آرايش : رطوبت غوزه دردار صورت را جلا مي دهد .پوستش با سركه برص را از بين مي برد .
زخم قرحه :پوست دردار را بر جاي ضربه و بر زخم ها ببندند سودمند است .
همچنين برگ ، پوست و شكوفه اش داروي زخم هاست . چيزي آرد مانند از پوسته اش پراكنده مي شود كه آن هم براي زخم ها مناسب است ، ساييده پوست و آن گردي كه از پوستش بر مي خيزد علاوه بر
به هم آوردن زخم ،مانع سرايت زخم هاي پليد مي شود ، به ويژه اگر با هم وزن خود انيسون پخته معجون شود بسيار مؤثرتر است .
مفاصل :آب پز بيخ و برگش را بر استخوان شكسته بمالند مفيد است .
اندام هاي دفعي : پوست آن را پخته يا با آب سرد بخورند بلغم را بيرون مي آورد .

درونه

عبارت است از قطعات چوبي و ريشه اي به اندازه بندهاي انگشت و كوچك تر ، با درون سفيد وبيرون خاكي رنگ كه سخت و سنگين است .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت :باد را پراكنده مي كند .
سينه : قلب را توان مي بخشد و بهترين داروي خفقان است .
اندام هاي دفعي : بادهاي زهدان را از بين مي برد .
زهرها :خوردنش يا با انجير ضماد شود پادزهر كژدم و رتيل ، ساير سم هاست .

دراج

پرنده اي است مشهور .گوشت دراج از گوشت كبك و انواع كبوتر بهتر است . از گوشت تذرو معتدل تر ، لطيف تر ، خشك تر و از آن گرمي اش كمتر است .
سر : گوشت دراج مغز را افزايش مي دهد و هوش را فزوني مي بخشد .
اندام هاي دفعي : گوشت دراج در زياد نمودن آب پشت بسيار مؤثر است .

درخت غار

برگ و دانه غار به منظور دارويي بكار مي رود . دانه اش از همه اجزاء آن دارويي تر است .
مزاج :گرم و خشك .
مفاصل :در علاج سستي پي و فلج و دهان كجي مفيد است .
سر :ساييده اش عطسه آور است .
اندام هاي غذا :داروي ورم هاي كبد و طحال است .
در علاج قولنج سودمند است .

دند

دند چيني مانند پسته و دند كنار آبي مانند كرچك سرخ نقطه هاي سياه دارد .
دند هندي از دند چيني كوچك تر و از ساحلي بزرگ تر است . مغزش گرد رنگ مايل به زردي است .
خاصيت عجيبي دارد .مغز دند در رستنگاه خود باقي مي ماند ولي در غربت بتدريج كاهش مي يابد تا به كلي نابود شود .
نوع چيني آن بهتر ، قوي تر و نوع هندي آن در درجه دوم است . دند ساحلي بد و در تأثير كند است ، افسردگي و شكم درد و پيچش روده مي آورد . بايد دند را با آهن شكست و نبايد بر آن لب زد چون رنگ لب را مي برد و لكه سفيدي مانند برص بوجود مي آورد .بعد از آنكه پوست را شكستند زبانه اي پديد مي آيد باريك به وزن نيم حبه ، بايد آن پوستك زبانه را انداخت و مغز را بدست آورد .مزاج :بسيار گرم
آرايش :اگر دند را در آب خيس كنند تا نرم شود و با آن آب استفراغ كنند سياهي مو را نگه مي دارد .
مسهلي است بسيار قوي و رطوبت و سودا و بلغم داخل مفاصل را بيرون مي آورد .

دود

گوهري است خاكي و لطيف .دودها در گوهر متفاوتند ، چون از گوهر خاكند هم خشكي مي دهند و هم اندكي گوهر آتشي دارند .
قوي ترين دودها به ترتيب اولويت : دود قطران ، دود قيرتر ، دود ميعه = استرك ، دود مر ، دود كندر و دود بر درخت سقز .
خاصيت : رساننده و تحليل برنده .
چشم :دود كندر و دود ثمر درخت سقز از داروهاي چرك چشمند و نمي گذارند مو از چشم درآيد .آماس و سرخ شدن پلك را علاج مي كنند .
داروي خوره چشم و رطوبت هايي است كه با رمد نباشد .
جوش هاي چركين اشك ريز را مداوا مي كنند .

دوسر

اين گياه برگش به برگ گندم شبيه است ، ليكن از برگ گندم نرم تر است .
تخمش دو يا سه پرده دارد . چيزي مو مانند بر آن هست .
از تخمش افشره مي گيرند و نگاه مي دارند كه از خود گياه بهتر است .
مزاج : گرم و خشك
خاصيت : گدازنده و خشكاننده است .
دمل و جوش :ورم هايي را كه در راه سخت شدن هستند نرم مي كند و از سفت شدن باز مي دارد .
آرايش :كم بودن مورا شفا مي دهد .
چشم :داروي (غرب ) است .

ذيحه و خرم

دارويي است ايراني و آن را ذيحه و خرم گويند .
اندام هاي سر :براي حافظه ، ذهن و هوش سودمند است

رازيانه

تخمش به تخم كرفس مي ماند .
مزاج :رازيانه بياباني بسيار گرم و خشك تر از كاشتني آن است .
خاصيت :بند آمده را باز مي كند .
چشم :رازيانه و به ويژه شيره اش ديد را قوي مي كند .
سينه :رازيانه سبز و به ويژه كاشتني با ترنجبين شير پستان را افزايش مي دهد .
اندام هاي غذا :با آب سرد بخورند براي دل بهم آمدن و التهاب معده را مفيد است .
اندام هاي راننده :رازيانه و به ويژه بياباني اش سنگ را خرد مي كند .
تب ها :در علاج تب هاي مزمن مفيد است .
زهرها :پادزهر نيش حشرات است .
بيخش را بكوبند و برگزيده سگ هار بمالند مفيد است .

رته

فندق هندي است و ثمري دارد به بزرگي فندق .
مزاج :گرم و خشك
ورم :با سركه بر خنازير بمالند مفيد است .
قرحه :داروي گري و خارش است .
مفاصل :بادآزار دهنده ي پشت را از بين مي برد .
سر :در علاج سردرد ، بيهوشي ، گيجي ، صرع ، ديوانگي و ماليخوليا سودمند است .بايد آن را به بيني بكشند .
چشم :افشره و به ويژه افشره قسم كوچكش را در چشم بكشند ، در علاج آب چشم مفيد است .
اگر با آب مرزنگوش به بيني بكشند چشم درد (سبل )و تيرگي چشم را علاج مي كند .با سرمه به چشم بكشند براي لوچ خوب است .
سينه :در معالجه ذات الجنب سرد ، برنشيت ، سرفه مزمن و خون برآوردن مفيد است ، زيرا نوعي گيرندگي دارد .
اندام هاي غذا :در علاجي قي و اسهال شديد مفيد است و معده سرد را سر حال مي آورد .
اندام هاي راننده :خوردنش درد زهدان را درمان مي كند . از محلولش بردارند حيض را ريزش مي دهد .
اگر افشره اش را بخورند علاوه بر راه انداختن حيض مراره سودايي و بلغم و مواد آبكي و صفرا را بدون هيچ فشاري بكلي از بدن بيرون مي ريزد و تا حدي است كه برص و يرقان و لكه هاي سياه پوست و غيره را نيز شفا مي دهد و قولنج را تحليل مي برد .
تب ها :در علاج تب ها مفيد است .
زهرها : پادزهر نيش كژدم و رتيل است .

روناس

تلخ است و با ملايمت مي زدايد .
آرايش :با سركه مخلوط باشد و به پوست بمالند بيماري ويروسي لك و پيس سفيد و آثار زشت پوست را مي زدايد .
مفاصل : با عسلاب بخورند در علاج بيماري اعصاب و فلجي كه زيان به حس رسانيده مفيد است .
اندام هاي غذا : ثمرش را با اسكنجبين خورند علاج ورم طحال است ، كبد را مي پالايد و طحال كبد را تقويت مي كند .
اندام هاي راننده :در ادرار بول چنان قوي است كه شايد خون با بول بيرون بريزد.كسي كه اين دارو را مي خورد بايد هر روزه تن خودرا شستشو دهد .
روناس را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
زهرها :شاخ و برگش پادزهر حشرات موذي است .

روغن

نيازي به تعريف ندارد . روغن كرچك وروغن ترب يك تأثير دارند و هر دو گدازنده هستند .روغن كرچك از روغن ترب قوي تر و روغن ترب از روغن كرچك گرم تر و شبيه روغن زيتون كهنه است .
مزاج :روغن ترب گرم و خشك است .
روغن سوسن و ياسمن گرم و خشك هستند .
روغن گزنه ، كاجيره و نرگس گرم و تر هستند .
روغن هيري ، حب البان و بادام تلخ تر هستند .
روغن شاخه تاك و روغن گل وسيب در سردي رساني و قبضي بهم نزديكند و روغن به هم همين حال را دارد .
روغن بابونه حرارت معتدل دارد و روغن شبت شبيه آن است و گرم تر است.
روغن نرگس در اثر بخشي شبيه روغن شبت است ليكن بويي تندتر از بوي روغن شبت دارد .
روغن شبت با سر سازگار نيست .
روغن بنفشه قبوضيت ندارد .ولي كمي سرد است .
روغن سداب گدازنده است .
خاصيت :روغن بادام و به ويژه بادام تلخ باز كننده است .
روغن سيب و به هم قبض و هم سردي بخشند .
روغن بابونه مسكن درد ، برنده غلظت ، تراكم و تحليل برنده بخار است .
روغن سوسن ملين است .اندام ها را توان مي بخشد ، رساننده است و درد را تسكين مي دهد .روغن آس اندام ها را محكم مي كند ، از روغن «به » سردي بخش تر است و ماده هاي تراونده را باز مي دارد .
روغن سداب همانند روغن غار باد را به كلي از بين مي برد ، از روغن غار گرمتر است و هر دو روغن بادشكن و مسكن درد هستند .
روغن كوشنه در تغيير دادن حالت وبايي مفيد و بوي ديك و هوا را خوش مي گردانند .
آرايش :روغن غار علاج كم بودن مو است .
روغن آس ريشه مو را محكم مي كند و تقويت مي دهد و سياه مي گرداند .
روغن كوشنه جواني مو را نگه مي دارد .
روغن بادام و مخصوصاً بادام تلخ كه با عسل باشد ، همراه بيخ سوسن و موم گداخته چين و چروك و لكه هاي سياه و سفيد و غيره رادرمان مي كند .
اگر پخته روغن بادام را بر سر بمالند شوره و سبوس را علاج مي كند .
روغن كرچك لكه هاي سفيد و سياه را مداوا مي كند .
روغن شنبليله علاج بد رنگي است و به ويژه اگر در پيرامون چشم پديد آيد .
دمل و جوش : روغن بادام علاج آماس دردناك و روغن سوسن سخت شده هاي كهنه را مي گدازد و از بين مي برد .
زخم و قرحه :روغن كرچك علاج جوش هاي غليظ و گري است .
روغن شنبليله سعفه را از بين مي برد .
روغن آس در مداواي زخم مفيد است .
روغن كوشنه در كمترين وقت گري و خارش را بر طرف مي سازد .
مفاصل :روغن بادام در احساس درد و سوزش مفيد است .
روغن بابونه رفع خستگي مي كند .
روغن سوسن و روغن شبت هم رفع خستگي مي كنند و هم در سرمازدگي مفيدند .
سر :روغن بادام داروي سردرد ، تپش و وزوز و سوت داخل گوش است .
روغن بادام تلخ فايده هاي بسيار دارد و بسيار لطيف است . اكثر فايده اش در مداواي گرفتگي و وزوز گوش است .
روغن گل در علاج التهاب دماغ بسيار مؤثر است . ورم هايي را كه در حال پيدايش هستند باز مي دارد . تقويت مغز مي كند ، هوش را افزايش مي دهد و مزاجش نزديك به معتدل است .
روغن غار و روغن سداب سردرد مزمن را از بين مي برند .
روغن شنبليله شوره سر را درمان مي كند .
روغن كرچك در علاج قرحه سر ، ورم هاي سر و درد گوش مفيد است .
اندام هاي غذا :روغن بادام براي طحال خوب است و براي معده خوب نيست ، زيرا معده را سنگين مي كند .
اندام هاي دفعي :روغن گزنه و روغن كاجيره شكم را روان مي سازند .
روغن گل اگر با ماده اي برخورد كند كه نياز به لغزانيدن داشته باشد مسهل است و در حالت اسهال مراره اي قبض است .
روغن كرچك مسهل است و كرم كدو را بيرون مي آورد .
روغن بادام در معالجه درد گرده ، بند آمدن بول ، سنگ و درد مثانه ، زهدان و خفگي زهدان سودمند است .
روغن سوسن زايش را آسان مي كند .خوردن يا وارد كردن مانند(آمپول)درد زهدان را بر طرف مي نمايد و در همه اين حالات روغن شنبليله همان تأثير را دارد و علاوه بر سختي زهدان زخم هاي دروني آن را نيز از بين مي برد و زايمان سخت را آسان مي كند .
روغن كرچك در علاج ورم هاي مقعد ،به هم آمدن زهدان و برگشته شدن آن سودمند است .
تب ها :روغن بابونه در علاج تب هاي دراز مدت از روغن گل مفيدتر
است .روغن شبت در مداواي تب لرزه بسيار خوب است .
روغن در رسانيدن نرم كردن ،سستي دادن ، از كره قوي تر است و ساير كارهاي كره را انجام مي دهد .
مزاج : گرم و تر است .
خاصيت :در تن هاي سخت بي اثر است و در بدن هاي نرم و متوسط در نرمي و سفتي رسانندگي و گدازندگي دارد . ورم هاي بيخ گوش را نرم مي سازد .
سر :ورم پشت نازك اندام ها را علاج است .
سينه :روغن به تنهايي و به ويژه اگر با عسل و شكر و بادام تلخ همراه باشد ، بلغم و مواد ناسازگار سينه را بيرون مي آورد و سينه را نرم نگه مي دارد .
بادام را كه نوعي قبوضيت دارد اگر با روغن بخورند ملين است . ممكن است قبضي آورد و ممكن است ملين باشد .
زهرها : خوردن روغن در رفع گزند سم خوردگي مفيد است .

ريحان

گياهي است مشهور و دو نوع دارد .
اندام هاي راننده :ريحان در بادكردگي معده مفيد است .
ريحان را بكوبند ، روغنش را بگيرند ، روغن مرهم كنند و بر بواسير بمالند مفيد است .

ريحان سليماني

اين گياه در كوههاي اصفهان پيدا مي شود و شبيه به شبت سبز است .
خاصيت :لطيف و خشكاننده است .
ورم :با سركه بر باد سرخ و ورم بلغمي مي مالند و برگ و روغنش نيز داروي ورم بلغمي است .
قرحه :با سركه بر قرحه ساري بمالند مفيد است .
مفاصل :بر نقرس بمالند سودمند است .
سر :در علاج كج دهني مفيد است .
اندام هاي راننده :با روغن گل بردارند درد زهدان تسكين مي يابد .
زهرها :بر نيش كژدم بمالند خوب است .

ريحان كوهي

همان حوك مشهور است .روغن ريحان كوهي و روغن مرزنگوش داراي نيروي مشابه هستند ، ليكن از مرزنگوش ضعيف تر است و در آن نيروهاي مخالف هست .
مزاج : گرم و خشك است .
خاصيت : هم قابض است و هم مسهل ، زيرا خود به خود قابض است ليكن گاهي با خلطي بر مي خورد كه براي بيرون آمدن آمادگي دارد خلط را بيرون مي راند كه در اين صورت بايد مسهل باشد .گدازنده ،رساننده و بادزا است . زود مي گندد و خلط بد و سودايي به وجود مي آورد . تخم بادروج داروي سودا است .
دمل و جوش:اگر همراه سركه وروغن گل بر ورم هاي گرم بمالند مفيداست.
سر :چكانيدن افشره اش در بيني خون دماغ را متوقف مي كند . به ويژه اگر از افشره آن و سركه آب انگور كهنه و كافور فتيله بسازند علاوه بر در علاج خون دماغ براي سنگيني گوش مفيد است .
در بعضي از مزاج ها عطسه آور و در برخي مسكن عطسه است .
چشم :ضماد آن پريدن پلك چشم را از بين مي برد . خوردن آن تم چشم مي آورد ، زيرا مرطوب است . تبخير و در چشم كشيدن افشره اش ديد را تقويت مي كند .
اندام هاي تنفسي :توان بخشي قلب است . شش و سينه را مي خشكاند . در حالت خون برآوردن دارويي خوب است و شير را به راه مي اندازد .
اندام هاي غذا : دير هضم است ، زود مي گندد ، براي معده بد است .
قابض است و اگر با خلطي برخورد كند كه آمادگي بيرون آمدن داشته باشد مسهل خلط است .مدر بول است . مضر معده است ، تخمش داروي بي اختياري ادرار است .
زهرها :بر جاي نيش زنبور و كژدم بگذارند پادزهر است .

ريوند چيني

به عقيده بعضي ريوند بيخ بهمن و ره آورد چين است و به مملكت ما مي آيد .
خاصيت :گوهر درختش تركيبي از آبي و هوايي و كمي خاكي تلخ دارد .
آرايش :اگر با سركه بياميزند و بر پوست بمالند لكه هاي سياه و اثرهاي ماندگار بر پوست را مي زدايد و ماده بوجود آورنده لكه ها را بيرون مي دهد .
ورم :با بعضي از داروهاي تر ضماد شود و بر ورم گرم بگذارند مفيد است .
قرحه :با سركه مخلوط شود و بر پوست بمالند داروي بيماري ويروسي است .
مفاصل :در افتادن و ضربه خوردن بسيار مفيد است .
اندام هاي غذا :در علاج درد و ناتواني كبد ، معده ، درد باطني و سكسكه مفيد است .
اندام هاي راننده :علاج فساد معده ، پيچش و درد روده ، ديزانتري و درد كبد ، آبدان و زهدان و خونريزي است .
تب ها :در علاج تب هاي دايم و نوبتي مفيد است .
زهرها :پادزهر نيش حشرات است .

زاج

بر چند نوعند :سفيد ، سرخ ، سبز ، زرد ، قلقديس ، قلقند ، زاج سوري ، قلقطار كه از زاج زرد است .
زاج سبز مصري از قبرسي قوي تر است .
مزاج : گرم و خشك است .
خاصيت : همه زاج ها سوزنده هستند و خشك ريشه بوجود مي آورند .
دمل و جوش:زاج زرد در علاج باد سرخ و ورم هاي مسري مفيد است.
زخم و قرحه :همه انواعش در علاج گري تر و سعفه مفيدند . از آنها فتيله بسازند و در ناصور فرو برند درد و سوزش را بر طرف مي كند .
مفاصل :با زاج سوزي و خمر حقنه كنند علاج بيماري اعصاب است .
سر :زاج عموماً و به ويژه زرد آن بازدارنده خون دماغ است .
همه انواعش داروي خوره و ورم هاي بد لثه هستند .فتيله را به زاج آغشته كنند ، به عسل بمالند و در گوش چركين وريمي فرو كنند گوش خوب مي شود. اگر گرد زاج را در گوش فوت كنند باز مفيد واقع خواهد شد .
گرد زاج خوره دندان را متوقف مي سازد .
زاج سرخ كه به سوري مشهور است دندان هاي لق را محكم مي كند .
مرهمي كه با زاج و به ويژه با زاج سرخ باشد خوره دهان و بيني و چرك دهان و بيني را از بين مي برد .
چشم :زاج عموماً و بخصوص زاج زرد سختي و زبري پلك چشم را درمان مي كند .
اندام هاي تنفسي :شش را مي خشكاند و بعيد نيست كه انسان را هلاك كند. زهرها :از آنجا كه ريه را مي خشكاند مي توان آن را از سموم شمرد .
زاج سبز
مزاج :گرم و خشك
خاصيت :خشكاننده و سفت كننده است . بدن را متراكم مي كند و خورنده است .گيرندگي و سوزندگي دارد .
زخم و قرحه :داروي ناصور بيني است .
سر :خون دماغ را قطع مي كند ، اگر زاج سبز را در آب حل كنند و از اين محلول يك قطره در بيني بچكانند تنقيه سر مي كند .زاج سبز يكي از داروهاي خوب پالايش گوش است و درد سرد گوش را درمان مي كند و كرم گوش را مي كشد .
اندام هاي راننده :با عسل بخورند كرم و كرم كدو را از بين مي برد .
زهرها :پادزهر قارچ سمي است .
زاج زرد
مزاج : گرم و خشك
خاصيت : بسيار سوزنده ، خشكاننده و بند آورنده خونريزي ها است . سوخته اش خشكاننده تر ، كم آزارتر ، بسيار گيرنده و بسيار گرم است .
ورم و جوش :مخلوط زاج زرد و آب گشنيز را بر پوست بمالند مورچگي و باد سرخ را درمان مي كند .
زاج زرد را بر قرحه پليد و ساري بپاشند مفيد است . گوشت زائد را مي سوزاند و كبره بر زخم مي گذارد .
سر :داروي خون دماغ است . در علاج ورم لثه مفيد است .
چشم :در سرمه مي ريزند ديده را جلا مي دهد و خلط جمع شده در پلك را رقيق مي كند .
اندام هاي راننده :خونريزي زهدان را قطع مي كند .
زاج بلوري
انواع بسيار دارد :پاره پاره ، تر ، گوي آسا ، غلتان .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت :بازدارنده ، خشكاننده و همه حالات خونريزي را بند مي آورد .
آرايش :با آب زفت داروي شوره سر ، شپش ، بوي گند دهان و زير بغل است .
زخم و قرحه : علاج قرحه و خيم و خوره زده است .
سر :بر دندان بمالند درد دندان را تسكين مي دهد

زردآلو

مزاج : گرم و تر است . روغن هسته اش گرم و خشك است .
خاصيت : خلط زردآلو زود مي گندد .
اندام هاي غذا : كمپوت زردآلو رفع تشنگي مي كند . زردآلو از شفتالو براي معده بهتر است .
اندام هاي دفعي :هسته زردآلو داروي بواسير است .
تب ها : از آنجا كه بزودي در معده فاسد مي شود تب ها به دنبال دارد . ليكن خوشاب زردآلوي خشكيده در تب هاي گرم سودمند است .

زردچوبه

مزاج :گرم و خشك
خاصيت :بسيار زداينده است .
سر :ماليدنش درد دندان را آرام مي كند .
چشم :افشره اش آب و سفيدي جلو چشم را مي زدايد و در تقويت ديد بسيار مؤثر و مفيد است .
اندام هاي غذا :داروي يرقان است .

زرشك

دو نوع زرشك است : نوعي جلگه اي كه گرد و سرخرنگ است و ديگري ريگي يا كوهي كه سياهرگ و مستطيل مي باشد.سياه از سرخ قوي تر است. سرد و خشك و شربت آن در بركندن صفرا بسيار مفيد است .
دمل و جوش :ضمادش را بر دمل هاي گرم گذاشتن بسيار مفيد است .
اندام هاي غذا : معده و كبد را نيرو مي دهد و در رفع تشنگي بسيار مفيد است .
اندام هاي دفعي : شكم را بند مي آورد ، از خراش روده جلوگيري مي كند ، نوشيدنش براي قطع سيلان رطوبت هاي مزمن رحم بسيار مؤثر است .
مي گويند اگر زن باردار چوب زرشك را سه بار به شكم بزند ، يا شكم را با زرشك بپوشاند سقط جنين مي كند .
از خونريزي هاي زيرين جلوگيري مي كند .

زرنيخ

گوهري است كاني كه به رنگهاي سبز و زرد و سرخ يافت مي شود .
هر آنچه صاف و بي آلايش است و به آساني سائيده گردد و بوي كبريت دهد بهترين نوع آن است .
مزاج : گرم و خشك
خاصيت : همه انواع زرنيخ سوزنده هستند . ولي زرنيخ سرخ رنگ از زرنيخي كه قلقديون مي نامند بهتر است .
آرايش :مو را مي سترد . آن را در مداواي كم مويي با صمغ صنوبر مي آميزند .
زخم و قرحه :زرنيخ را با پيه بر زخم ها مي گذارند .
دمل و جوش :زرنيخ آميخته با پيه و چربي داروي گري ، سعفه تر و گنديگي است و پوست را مي سوزاند .
اگر زرنيخ آميخته با پيه و چربي داروي گري ، سعفه تر و گنديگي است و پوست را مي سوزاند .
اگر زرنيخ را با مّر مخلوط كنند و بر تن بمالند شپش را ريشه كن مي كند ، لكه هاي خوني را از بين مي برد و اگر با زفت باشد در دفع شپش مفيد است ، اثر ناخن ها را از بين مي برد .
سر :مرهمي كه از آن مي سازند و به ويژه اگر از زرنيخ سرخ باشد خوره و زخم بيني و دهان را شفا مي دهد .
نفس كش :با عسل آب جوشانيده يا عسل آب معمولي بنوشند چرك و ريم بدن را مي زدايد .
اگر با صمغ صنوبر تبخير كنند در سرفه مزمن و بر آوردن چرك و ريم مفيد است . گاهي زرنيخ را در حبوب ضد برونشيت بكار مي برند .
اندام هاي دفعي :با روغن گل مخلوط شود جوش و بواسير مقعد را شفا مي دهد .
زهرها : بالا آمده آن بوسيله ي حرارت سم است .

زعفران

بهترينش زعفراني است كه تر و تازه و خوشرنگ و داراي بوي تند و خوش باشد و بر موي برگ آن اندكي سپيدي باشد . پر مايه و درست باشد ، زود رنگ دهد ، چسبنده نباشد و خرد نگشته باشد .
مزاج :خشك و گرم
خاصيت :قبض ، گدازنده ، و به سبب قبوضيتي كه دارد پزاننده و چسبنده است . گرماي معتدل دارد و باز كننده است . عفونت را مي زدايد و درون را تقويت مي كند .
آرايش :خوردن زعفران رنگ و رو را صفا مي دهد .
دمل و جوش : ورم را مي گدازد ، بر باد سرخ بمالند مفيد است .
سر : سردرد مي آورد ، به سر زيان مي رساند ، داروي ورم گرم داخل گوش است .
چشم : ديده را جلا مي دهد ، اشك ريزي را منع و تيرگي چشم را بر طرف مي كند .
با به چشم كشيدنش كبودي چشم كه از بيماريها پيدا شده علاج مي شود .
سينه : شادي افزا و توان بخش قلب است . بيماراني كه از التهاب حجاب حاجز و پيچش شكم رنج مي برند زعفران يا روغن آن را بو كنند به خواب مي روند .نفس روان مي شود و ابزار تنفسي را نيرو مي بخشد .
اندام هاي غذا : دل بهم آور است . مخالف ترشي است كه اشتها را در معده بر مي انگيزد و از اين رو زعفران اشتها را از بين مي برد . كبد و معده را تقويت مي كند . معده را دباغ مي دهد و قبض مي گرداند . براي طحال خوب است .
اندام هاي دفعي : شهوت انگيز است . ادرار بول كند . زعفران را با موم يا زرده تخم مرغ و دو چندان روغن زيتون مخلوط كنند در علاج سخت شدن زهدان و بهم آمدن دهانه ي آن و قرحه هاي پليد زهدان مفيد است .
زايمان را آسان مي كند .
زهرها :اگر سه مثقال را يك مرتبه بخورند از شادي سكته مي كنند و مي ميرند .

زفت

زفت دو نوع است : يكي آبي ، سياه و مايع كه از تيره قير است و در مرهم ها بكار مي رود .
ديگري بياباني و كوهي است و شيره درخت ينبوت و ساير درختهاي صنوبري مي باشد .
اين شيره اول تر است و بعد كه مي پزند خشك مي شود .
اما اكثر زفت نباتي از درخت ينبوت به دست مي آيد كه آن را (قضم قريش )هم مي خوانند . روغن زفت تقريباً مانند قطران است .
خاصيت :خلط هاي غليظ را مي پزاند .زداينده و گرمي بخش است . ترش بيشتر رساننده و خشكش بيشتر خشكاننده است و در مرهم ها بكار مي رود .
آرايش : سفيدي ناخن ها را مي زدايد . خون را به سوي اندام ها جذب مي نمايد ، اندام ها را فربهي مي دهد و به ويژه اگر مكرر آن را بر اندام بچسبانند و هر باريكه يك دفعه و بزور آن را بر كنند .
زفت را براي علاج ترك پا و ساير ترك ها بكار مي برند .ضمادش در كم مويي مايه رويش مو مي گردد .
دمل و جوش : زفت و به ويژه زفت تر ورم سخت را نرم مي كند .
با آرد جو بر خنازير گذارند مفيد است . زفت را با كبريت يا پوست درخت ينبوت مخلوط كنند سرايت عارضه مورچه را باز مي دارد و در علاج غده ها مفيد است .
زخم و قرحه :علاج قوباء است . از زخم هاي گود گوشت بر مي آورد ، به ويژه اگر با كوبيده كندر و عسل باشد در باز روياندن گوشت مؤثرتر است .
زفت تر و زفت خشك هر دو در تنقيه چركهاي پليد قرحه اثر دارند . براي خشكانيدن زخمها زفت خشك مؤثرتر است .
مفاصل : در مداواي ورم ماهيچه سودمند است .
سر : خشك و ترش رويشگاه مژه ها را استوار مي كند در رويش مژه كمك مي نمايد و بيماري (دمعه ) را شفا مي دهد . زخم چشم را بر طرف مي سازد و ديد را تقويت مي كند .
سينه : زفت و به ويژه اگر همراه بادام و شكر باشد در معالجه سرفه سرد و خشك ، سينه پهلو ، ذات الريه و برآوردن خون مفيد است .
زفت رساننده است و اگر با روغن بادام باشد پخته گرداننده تر شود .
اندام هاي دفعي :ملين است و زيادش مسهل .در علاج ورم گرم و سخت روده ، زهدان و بيضه ها وارد كردن به بدن(آمپول-شياف… ) با آن سودمند است .از داروهاي زخم دهانه مثانه به شمار مي آيد .
ترك هاي كنار مقعد را زفت بمالند خوب مي شود .
زهرها :در برابر زهرها مقاومت مي كند و بر مارگزيده مالند مفيد است .

زنجفيل

ديسقوريدوس گويد :رنگ آن مايل به سپيدي است ، مزه اش به مزه فلفل مي ماند و بوي خوش دارد .زنجفيل ريشه گياهي است كه آن را مي خشكانند .
مزاج :گرم و خشك است و رطوبتي زائد دارد كه سبب زياد شدن آب پشت مي شود .
خاصيت : گرماي زياد دارد ، گرمي بخش قوي ، ملين ، نرم كننده و بادشكن است .
سر :هوش و حافظه را زياد مي كند ، رطوبت هاي اطراف سر و گلو را مي زدايد .
چشم :خوردن يا در چشم كشيدن آن تيرگي چشم رادرمان مي كند .
اندام هاي غذا :هاضم است و سرماي كبد و معده را سر حال مي آورد .
شهوت انگيز ، ملين و ملايم است .
زهرها :پادزهر حشرات موذي است .

زنجبيل بياباني

بيخ گياهي است شبيه به مشك زمين چين و از سرزمين چين مي آيد . ليكن از مشك زمين كلفت تر ،كم بوتر و رنگش خاكي است .
مزاج : گرم و خشك است .
خاصيت : بادشكن است .
آرايش : چاقي مي آورد . بوي آب انگور كهنه و سير و پياز را از بيني مي برد .
سينه :شاد كننده قلب است .
اندام هاي غذا :استفراغ را باز مي دارد .
بندآورنده ي شكم ، و از بين برنده باد رحم است .
زهرها :پادزهر حشرات موذي و در اين زمينه بسيار مفيد است .

زنگي دارو

گويند گياهي است كه در سنگلاخ هاي كم آفتابي مي رويد .
مزاج : گرم و خشك است .
خاصيت : لطيف و تحليل برنده است .
اندام هاي غذا : براي طحال بسيار مفيد است . برگ آن را در سركه بپزند و مدت چهل روز با سكنجبين بخورند درد طحال را به كلي از بين مي برد . زنگي دارو در تسكين سكسكه و علاج يرقان سودمند است .
سنگ گرده و آبدان را خرد مي كند و بيرون مي ريزد .
گويند اگر زنان ، زنگي دارو را به خود ببندند مانع بارداري مي شود .

زوفرا

ديسقوريدوس گويد :زوفرا درختي است كه در مملكت «لنفوربا »در كوهي به نام «قابيس »كه اين كوه نزديك مملكت مصر است يافت مي شود. ساقه هايش كوتاه و باريك و شبيه به ساقه شبت و گره دار است . برگش شبيه برگ اسپرك و از آن نرم تر است . بوي خوش دارد . سر ساقه اش باريك و پراكنده ، بر سر هر شاخه اي تاجي است كه غلاف تخمي سياه ، كاوكي ، مايل به درازي و به تخم رازيانه شبيه و مزه تند و عطريني دارد .
بيخش سفيد و به بيخ گاو شير شبيه است و بوي مطبوعي دارد .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت : بادشكن و گرمي بخش است .
اندام هاي غذا :هاضم خوراك و در علاج ورم هاي بلغمي معده و باد معده مفيد است .
چشم :تخم و ريشه آن چشم را جلا مي دهند و تيرگي چشم را از بين مي برند .
زخم و قرحه :علاج درد گري و خارش است .
بيخ و تخمش در خشكانيدن آب پشت تأثير فيجن را دارد و اگر خورده شود بول و حيض را روان سازد.اگر زن بيخ آن را فرزجه كند حيض روان مي شود. زهرها :خورده شود يا ماليدني باشد پادزهر كژدم و حشرات موذي است

زوفاي خشك

گياه زوفاكوهي يا كاشتني است .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت : همچون مرزه لطيف است .
آرايش : خوردنش رنگ را زيبا مي كند . ماليدنش لكه هاي صورت را علاج مي كند .
دمل و جوش : اگر شربت آن خورده شود ورم هاي سخت را فرو مي نشاند. سر:آب پزش با سركه درد دندان را تسكين مي دهد .
بخار پخته آن با انجير را در گوش بريزند صداي گوش را مي خواباند .
چشم :مي پزند و بر چشم ضماد مي كنند .طرفه (نقطه خوني چشم ) و خون خشكيده زير پلك را علاج مي كند .
سينه :زوفا و آب پزش با انجير و عسل در بيماري سينه ، برنشيت ، سرفه ، مزمن ، ورم هاي سخت و بلند نفسي مفيد است .
غرغره نمودن با آب پز زوفا در علاج خفگي شكم مفيد است .
اندام هاي غذا : ضمادش كه با انجير و بوره باشد داروي طحال است .
خوردن شربت زوفا براي طحال و استسقا مفيد است .
اندام هاي دفعي :بلغم و كرم ها و كرم كدو را بيرون مي آورد . اگر با كرويا و زنبق باشد بسيار مسهل است .

زهره

گياهي است كه برگهايش عدسي و شاخه هايش پايا و كم برگ است .
بيخ باريك دارد .در شوره زارهاي گرم و آفتابي مي رويد و در مزه اش شوري احساس مي شود .نوعي ديگر از اين گياه هست كه به هميشه بهار شبيه ، رنگش ارغواني و از آن ديگري خوش رنگ تر است .
زهره اولي زخم را بهم مي آورد و بيرون ريختني ها را نرم مي نمايد . زهره دومي با سكنجبين خورده شود داروي صرع است .

زهره النحاس

خاصيت : خورنده و با سوزش است .
زخم و قرحه :گوشت زائد را مي خورد .
سر :دارو و خشك كننده قرحه گوش است .سفيد آن را بسايند و در گوش دمند ، كري كهنه را از بين مي برد .در علاج ورم هاي بالاي دهان و زبان كوچك مفيد است .
اين دارو را از جمله داروهاي خشك كننده بواسير و زخم هاي مقعد بشمار آورده اند .

زيتون

درختي است تنومند كه در برخي از سرزمينها مي رويد . از زيتون روغن مي گيرند .
روغني كه از زيتون نارسيده گيرند نامش زيت انفاق است و آنچه از زيتون رسيده و ميانه رسيده و نارسيده به دست مي آيد زيت است و بس .روغن را از زيتون كاشتني و از زيتون وحشي مي گيرند .
روغن زيتون اگر كهنه باشد در ضمادها تأثير روغن كرچك و روغن ترب و روغن سياه دانه دارد .ليكن از آنها گرم مزاج تر است و كنشش تقريباً آنهاست .
بهترين روغن زيتون كه براي تندرستان مفيد باشد روغن زيتون نارسيده است.
مزاج :روغن زيتون نارسيده سرد و خشك است .
خاصيت :همه نوع از روغن زيتون تن را توان مي بخشد ، جنبش را زياد مي كند و پالاينده است .
آرايش :برگ زيتون وحشي براي كژدمه داروي خوبي است و بر تن بمالند بازدارنده عرق است . روغن زيتون وحشي در بسياري از كنش ها با روغن گل برابر است .روغن زيتون وحشي مو را نگه مي دارد و نمي گذارد زود سفيد شود اما به شرطي كه هر روز استعمال شود .
دمل و جوش :ضماد زيتون وحشي در علاج باد سرخ و بيماري مفيد
است.ورم گرم را مي گدازد .چوب تر زيتون را آتش بزنند ،خونآب هايي كه از آن مي تراود داروي گري و قوباء است .
زخم و قرحه :روغن زيتون نارسيده وحشي در علاج قرحه تر ، قرحه خشك ، و گري مفيد است .
برگ زيتون وحشي داروي باد سرخ ، بيماري مورچه ، جوش هاي مسري ، جوش هاي پليد ، جوش هاي چركين و شري است .
سوختگي را با زيتون پرورش يافته در نمك آب ضماد كنند تاول نمي زند ، و چرك پليد را مي زدايد .
مفاصل : حقنه با آب زيتون نمك سرد ـ زيتون شور ـ داروي بيماري اعصاب است .
روغن زيتون شسته داروي درد پي بيماري اعصاب است .
كساني كه نقرس دارند با روغن زيتون كهنه جاي نقرس را بمالند مفيد است .
سر : برگ زيتون را در آب غوره بجوشانند تا در پرمايگي چون عسل شود ، بر دندان كرم خورده بگذارند دندان را بر مي كند .
روغن زيتون وحشي در علاج سر درد همانند روغن گل است .
افشره زيتون وحشي را خشك مي كنند ، از آن قرص مي سازند و نگه مي داريد ، رطوبت هاي گوش را درمان مي كند .
مزمزه كردن با روغن زيتون وحشي خونريزي لثه را باز مي دارد و دندانهاي لق را استوار مي سازد .
انگم زيتون وحشي را اگنه دندان كرم خورده كنند مفيد است .
روغن زيتون بهترين معالج درد گوش است .
برگ زيتون ساييده براي از بين بردن جوشهاي زبان و دهان مفيد است .
چشم : روغن زيتون كهنه (شش ساله را )در چشم بكشند تيرگي چشم از بين مي رود .غليظ شده رسوبي آن ضمن داروهاي چشم است .
سينه :بخور كردن زيتون سياه همراه هسته اش علاج برنشييت و بيماريهاي شش است .
اندام هاي غذا :رسوبي روغن زيتون را بر شكم مستسقي بمالند مفيد
است .زيتون تنهاي تنها دير هضم است .زيتون درشت نمك پرورده اشتهاآور ، توان بخش معده مي باشد و ركموس قبض بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :قبل از غذا زيتون را با آبكامه خورند شكم نرم گردد ( ملين است )زيتون را با فيجن بپزند علاج پيچش روده و كرم است . در قولنج ورمي مفيد و براي علاج قولنج دردي بدان حقنه مي كنند .
افشره زيتون را فرزجه كنند نزيف و رطوبت هاي زهدان را قطع مي كند.
شكم را با ضماد زيتون و آرد جو ببندند اسهال مزمن را چاره مي كند .
فرآورده روغن زيتون كهنه با آب غوره را اگر حقنه كنند در علاج قرحه دروني مقعد و زهدان سودمند است .
حقنه با انگم ادرار بول و پرزه انگمش ادرار حيض مي كند .
زهرها :زهر خورده اگر روغن زيت را با آب گرم بخورد با اينكه دلش بهم مي خورد ولي از قوت سم مي كاهد .مي گويند انگم زيتون وحشي زهري است كشنده .

زيره

زيره چندين نوع دارد : كرماني سيه ، فارسي زرد ، زيره شامي و نبطي . فارسي از زيره شامي و نبطي قوي تر است و زيره نبطي همان است كه در هر كجا بدست آيد .
زيره كرماني بهترين و بعد از آن فارسي از ساير انواع بهتر است .
مزاج : گرم و خشك
خاصيت : گرمي بخش ، بادشكن ، بادزدا ، تكه كننده ، خشكاننده ، و گدازنده است .چنان كه گويند قبض هم هست .
آرايش : صورت را با زيره بشويند زيبا شود .خوردن و بكار بردنش رنگ و رو را صفا مي دهد .
ورم و جوش :با موم و روغن گل و روغن زيتون و آرد باقلا ،يا تنها با روغن زيتون ، يا با روغن زيتون و عسل مرهم گردد آماس رگ هاي بيضه را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه : سوپ آن براي معالجه زخم ها و بهبودي بخشيدن بسيار سودمند است .
سر : زيره را بسايند ، با سركه مخلوط كنند و ببويند ، يا اينكه فتيله آلاييده به زيره را در سوراخ بيني كنند خون دماغ قطع مي شود .
چشم : زيره را بسايند ، با روغن زيتون بياميزند و در چشم بچكانند ناخنه را از بين مي برد.برلكه هاي سياه خوني زير چشم بچكانند بسيار مفيد است .اندام هاي تنفسي :اگر با سركه آميخته با آب بخورند داروي تنگ
نفسي است .
اندام هاي دفعي : زيره با روغن زيتون يا با موم ، روغن گل يا با روغن زيتون و آرد باقلا براي فرو نشاندن آماس بيضه ، خرد كردن سنگ و به ويژه اگر زيره بياباني باشد علاوه بر فوائد فوق الذكر در معالجه چكميزك و خون ادراري و پيچ و درد روده و بادكردگي مفيد است .
افشره زيره بياباني با آب عسل شكم را روان مي سازد .
روفس گويد :زيره سبز (نبطي )اسهال مي آورد اما زيره كرماني قبض است .گياه زيره بياباني مراره را با بول سرازير مي كند .
زهرها :هرنوع زيره و به ويژه آن زيره بياباني كه تخمش شبيه تخم سوسن است خورده شود ، پادزهر حشرات سمي است .

زيز ـ نوعي پياز دشتي

قوت و مزه پياز موش دارد ،بجاي پياز موش استفاده مي شود ، و از آن ضعيف تر است .
دردهاي سرد زهدان را تسكين مي دهد ، اگر با انجير مخلوط شود و ضماد شود يا آن را بخورند پادزهر نيش كژدم و رتيل است و ضد هر زهري است .

جبسين

سنگ گچ ورقي و شفاف را جبسين مي گويند و چون بسوزد لطيف تر مي گردد. مزاج :سرد و خشك .
خاصيت :چسبنده است . بر اطراف جاي نزيف بگذارند بدان سبب كه چسبنده ،گيرنده ، جمع آورنده و لزج است نزيف را باز مي دارند و اگر بسوزد لطيف مي گردد و خشكانيدنش بيشتر مي شود .
سر:اگربر پيشاني بمالند خون دماغ را بند مي آورد .
چشم :جبسين را با سفيده تخم مرغ مخلوط كنند تا سخت نشود و بر رمد خوني بگذارند مفيد است .
زهر :جبسين از جمله زهرهاي خفه كننده و بسيار كشنده مي باشد

جو و شلت

جو كه مشهور است و شلت نوعي جو است كه پوست ندارد و همان كنش هاي جو را دارد .
مزاج :سرد و خشك .
خاصيت : زداينده و ماده غذائيش كمتر از گندم است .افشره جو از قاوت جو قوي تراست .آرد جو و قاوتش تندي و شدت اخلاط را كاهش مي دهند. هر نوع افشره جو مفيد است .
آرايش:افشره جو را به گرمي بر لكه هاي سياه بمالند مفيد است .
ورم و جوش : آن را در آب مي پزند مانند سوپ مي شود و با زفت و رازيانه مخلوط مي كنند و بر ورم سفت مي گذارند ورم را نرم مي كند .
در آب پخته جو يا جو و آب پر مايه اش داروي ورم هاي گرم است .
قرحه :در سركه بسيار تند و پر مايه بپزند و بر گري چركين بگذارند شفا مي دهد .
مفاصل :جو ،به و سركه را ضماد كنند و بر نقرس بگذارند مفيد است .
ريزش مواد ناجور را از مفاصل باز مي دارد .
سينه :افشره جو داروي بيماريهاي سينه است .افشره جو را با تخم رازيانه بخورند شير پستان را افزوني مي دهد . آرد جو براي معده خوب نيست .
اندام هاي راننده :قاوت و آب پز قاوت جو قبوضيت مي دهد .
تب ها :آب جو سردي مي دهد و تب ها را رطوبت مي بخشد .

جوجادو

دانه اي است تلخ مزه و شبيه به جو .رنگش كمي به سرخي مايل و گلش از جو درازتر و باريك تر است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :قبض است و شكم را بند مي آورد .
دمل و جوش :سخت ها را نرم مي كند .
سر :راه بندان بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :شكم را بند مي آورد . اگر در آب پز آن بنشينند در علاج درد و سستي مقعد بسيار مفيد است .خوردن خرد شده آن مخلوط با روغن زيتون در علاج بواسير مفيد است .
زهرها :پادزهر است .

جوزرومي

آن را اكيروس نيز مي نامند . گويند درخت جوز رومي در كنار رودخانه اي به نام «ليرندانوس »نشو و نما مي كند . شيره اين درخت بعد از آنكه مي تراود در آب رودخانه مي بندد .
مزاج :بسيار گرمي بخش و خشكاننده است . صمغش در منتهاي گرمي و گرمي گل آن از آن بيشتر است .
اندام هاي سر :اگر ميوه آن را با سركه بخورند داروي صرع است .
مفاصل :برگ آن را با سركه ضماد كنند تپش ناشي از نقرس را تسكين مي دهد .
اندام هاي غذا :خوردن صمغ آن معده را از رطوبت ناسازگار نگاهداري مي كند .
اندام هاي دفعي :خوردن صمغ آن نمي گذارد رطوبت هاي نامطلوب بسوي روده روان شوند .
اين انگم را در مرهم ها بكار مي برند .
جو دوسر ،يولاف
قوت دانه اش همان قوت جو و در حقيقت چيزي است ميانه گندم و جو .
قاوت و نيم كوبيده اش از قاوت و نيم كوبيده جو قبض تر است .
مزاج :معتدل و مايل به رطوبت است .
خاصيت :بدون سوزش خشك مي كند و گدازندگي و قبوضيت دارد .

جيوه ، سيماب

به دو طريقه بدست مي آورند يا راساً از منبع بدست مي آيد .يا اينكه از سنگي كه درمعدن جيوه است تهيه مي شود .استخراج جيوه از سنگ جيوه همان عمليات استخراج طلا و نقره را دارد كه با فشار حرارت از معدن جدا مي شود .
سنگ جيوه اگر بي آلايش باشد و آميزه اي از خاك و سنگ ديگري در آن نباشد ، همرنگ شنگرف يا صحيح تر بگوئيم شنگرف همرنگ آن است و باز به آن نمي رسد .
مزاج :گرم و تر است .
خاصيت :بالا برنده و قابض است .
آرايش:جيوه مرده با روغن گل ،شپش و رشك شپش را از بين مي برد .
زخم قرحه :جيوه مرده با روغن گل و با داروهاي ضد گري علاج گري و در مداواي زخم چركي سودمند است .
مفاصل :بخار جيوه باعث فلج و سوزش مي شود و خشكي ها را با خود مي آورد .
سر :دود جيوه شنوايي را از بين مي برد و دهان را بدبو مي كند .
چشم :دود جيوه باعث كوري چشم مي شود .
زهرها :بالا آمده جيوه از فشار حرارت بسيار قطع كننده ،از سموم قاتل و علاج آن نوشيدن شير و استفراغ كردن است .جيوه موش كش است و حشرات و مارها از دودش گريزانند .

چاتلانقوش

ثمر درخت سقزيابنه .اين درخت درسرزمين هاي سردسير بسيار مشهور است .
مزاج :گرم و خشك .
خاصيت :گرمي بخش ،نرمي بخش ، پالاينده ، قبض و شيره آن از شيره مصطكي تلخ تر و در گدازندگي مؤثرتر است . در شيره اش اندكي قبضي هست و بسيار زداينده و بازكننده خوبي است .
مي رساند ،نرم مي كند و مواد را از ژرفاهاي تن بسوي خود مي كشد .
در اكثرحالات كار مصطكي را انجام مي دهد .دود ثمربنه همچون كندر بي آزار است .
آرايش :صورت را جلا مي دهد . لكه هاي سياه را از بين مي برد . سقزدرختي براي ترك هاي صورت داروي خوبي است .
ورم و جوش :شيره اش ورم هاي سخت را نرم مي كند و مي رساند .
زخم و قرحه :گري و بيماريهاي ويروسي پوست را از بين مي برد .
شيره اش درمرهم هايي كه براي پاك كردن زخم ها و خشك گردانيدن ريم و چرك مي سازند بكار مي رود.زخم هاي رويه پوست را بهبود مي بخشد ،درعلاج خارش قرحه ،گري چركين ، گري بلغمي و جوش هاي بلغمي سودمند است .
مفاصل :روغنش جزئي از مرهم هاي ضد خستگي ،فلج و دهان كجي است .سر:شيره اش همره عسل و روغن زيتون رطوبت هاي گوش را از بين مي برد .
چشم :دودش به چشم آيد خوره پلك ها را علاج و از ريزش مژه جلوگيري مي كند .
سينه :ماليدن يا ضماد آن در مداواي پهلو درد مفيد است .
شيره اش را تنها يا همراه شيريني بليسند قرحه شش و سرفه مزمن را بر طرف مي كند .
اندام هاي غذا :ميوه درخت سقز و به ويژه روغن دانه اش داروي طحال است .سينه را تنقيه مي كند ليكن اشتهاي طعام را از بين مي برد .
اندام هاي دفعي :ثمربنه هيجان انگيز است و بول را ادرار مي دهد . شيره اش نيز ادرار مي آورد .
زهرها :شيره و ثمرش را همراه آب انگوركهنه نوشند پادزهر رتيل است.چلغوزه
بار درشت درخت صنوبر است و از گردو مغذي تر مي باشد ولي دير هضم تر است .
مزاج :معتدل است و اندكي گرمي دارد .
خاصيت :تغذيه پرمايه و خوب و نيروبخش مي دهد رطوبت هاي تباه روده را از بين مي برد .دير هضم است .اگر سردمزاجان با عسل و گرم مزاجان با نبات بخورند هم خوب هضم مي شود و هم تغذيه بيشتر مي دهد .
اگر در آب بخيسانند تند و تيزي و زبان گزي خود را از دست مي دهد و بسيار تغذيه دهنده تر مي شود .حتي دانه هاي خرد و كوچك آن كه مواد غذايي در بر ندارند اگر در آب خيس شوند از دارويي بودن به غذايي بودن تبديل
مي شوند. دانه هاي خرد صنوبر شناخته شده و در هر جايي هست .
مفاصل :درعلاج درد عصب ، پشت درد ، بيماري اعصاب و احساس سست بودن مفيد است .
اندام هاي تنفسي :در تنقيه شش نظير ندارد .هر چه چرك و خلط متراكم است بيرون مي آورد .
اندام هاي دفعي :شهوت انگيز و به ويژه مرباي آن شهوت انگيزتر است . چرك و سنگ مثانه را مداوا مي كند .
زهرها :همراه انجير و خرما پادزهر نيش كژدم است .

حب الصنوبر

دانه اين درخت از پسته باريكتر است و پوست نازك و زودشكن دارد .سرخ رنگ آن مغذي و سفيد رنگ آن و چرب و خوشمزه است .
حب الصنوبر كوچك بيشتر از آنكه غذايي باشد دارويي است .
مزاج :دانه صنوبر بزرگ معتدل است و گرايش به سوي گرمي و نمناكي دارد .دانه صنوبر كوچك گرم و خشك است .
خاصيت :رساننده ، نرم كننده ، گدازنده ، گزنده و گزندگي ناخشكيده اش بيشتر است . دانه صنوبر را در آب بخيسانند گزندگي اش از بين مي رود .
آرايش :چاق كننده است .
مفاصل :اگر دانه صنوبر بزرگ خورده شود سستي و ناتواني تن را علاج مي كند و رطوبت هاي تباه را از تن بر مي چيند و مي خشكاند .
سينه :دانه صنوبر كوچك و بزرگ به تنهايي و به ويژه اگر با آب انگور تازه تلخ خورده شود رطوبت گنديده شش را درمان مي كند . چرك و ريم سينه را بيرون مي راند .در خون برآوردن و سرفه مفيد است .
دانه صنوبر را با آب انگور شيرين بپزند و بخورند شش را از چرك و ريم پاك مي كند .
اندام هاي غذا :همراه گياه خارا گوش ضماد كنند و بر معده بگذارند معده را توان مي بخشد . دانه صنوبر دير هضم است و غذاي بسيار و نيرومند مي دهد . اما اگر در آب گرم نخيسانند معده گز است .گرمي داران بايد دانه صنوبر را با تبر زد بخورند و سرد مزاجان با عسل كه هم زود هضم ،هم غذاي خوب و هم براي معده مفيد باشد .
اندام هاي دفعي :دانه صنوبر را با كنجد و تبرزد يا با عسل بخورند آب پشت را بسيار فزوني مي دهد .زياد خوردن آن و زياد خوردن مرزه كوهي پيچ و درد شكم مي آورد

حب البان

درختي است كه دانه هايش بزرگ تر از نخود ،مايل به سفيدي است و مغزي نرم و روغني دارد .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت درماني :خود حب البان و به ويژه مغز آن تنقيه كننده است و مواد غليظ را مي برد .اگر با سركه و آب خورده شود از آنجا كه تلخي و گيرندگي دارد انسدادهاي دروني را باز مي كند و داغ گداز است .
پوسته اش بيشتر قابض و روغنش نيز خالي از قابضيت نيست و عموماٌ زداينده و برنده است .
آرايش :دانه بان و روغن آن نقطه ها و لكه هاي سفيد و سرخ و سياه صورت را بر طرف و اثر زخمها را از بين مي برد .
دمل و جوش :دانه بان همراه با مرهم درعلاج دمل هاي سخت و زگيل بسيار مؤثر است .
زخم و قرحه :دانه بان كه با سركه باشد در مداواي جرب پوسته انداز ، جرب چركين ، جوش هاي شري و سعفه (بيماري جلدي كچلي مانند ) سودمند است .
مفاصل :دانه بان به ويژه روغن آن پي را گرمي مي دهد و سفتي هاي پي و ترنجيدگي را نرم مي نمايد .
سر:خونريزي بيني را به سبب قبوضيت بند مي آورد . روغن بان و به ويژه اگر با پيه اردك باشد درد و صداهاي گوش را از بين مي برد .
جوشيده ريشه بان را مزمزه كننده درد دندان تسكين مي يابد .
اندام هاي غذا :با سركه در معالجات تصلبات كبد و طحال مفيد است .
گاهي حب البان را با نان و آرد شلمك و عسل آب يا آرد گاودانه ، يا آرد سوسن مخلوط مي كنند و ضماد آن را بر طحال مي گذارند .
حب البان با معده سازگار نيست و دل را بهم مي زند .اگر يك مثقال از بان يا ميوه آن را با عسل بخورند به شدت قي مي كنند و اسهال آور است .
اندام هاي دفعي :يك مثقال از دانه بان را با عسل بخورند بلغم خام خارج مي شود و اگر فتيله را با روغن بان بيندايند و بردارند بلغم خام را بيرون
مي راند.

حب القلقل

سفيدش بزرگ تر از كاجيره است .تماماً مستدير نيست .
مغزي دارد چرب و خوشمزه .بعضي گويند دانه انار بياباني است .
مفاصل :تن هاي سست را توان مي بخشد .
خاصيت :در روغن جوشيده اش سبك تر است .
آرايش :فربهي مي آورد .
سر :سردرد مي آورد و به ويژه اگر آن را مزه آب انگور غليظ كهنه كنند .
اندام هاي غذا :زياد خوردنش امتلا مي آورد ،قي و اسهال بدنبال دارد .
اگربا تبر زد و شكر و عسل بخورند زود هضم تر است .
درروغن جوشيده اش بهتر است .دانه ريزش سوزش بسيار به معده مي دهد.

حناء

ديسقوريدوس گويد :حماء درختچه اي است كه برگهايش بالاي شاخه ها قرار گرفته و به برگ زيتون شباهت دارند . ليكن از برگ زيتون بهتر و نرم تر و سبزرنگ تر است .
گل حناء سپيد است ،به گل اشنه مي ماند و بوي خوش دارد .
تخم حناء سياه و شبيه به تخم گياهي است كه آن را ياس كبود مي خوانند .
مزاج :سرد و خشك
خاصيت :داراي نوعي گدازندگي و گيرندگي است . خشك مي كند ولي آزار نمي رساند و تحليل مي برد .بادشكن است و دهانه رگ ها را باز
مي كند.روغن حنا بسيار گرمي بخش و نرم كننده است .
آرايش :حنا و آب كندس را بر مو بمالند مو را سرخ رنگ مي كند .
دمل و جوش :آب پز حنا در علاج ورم گرم ، بلغمي و ورم پره بيني مفيد است و مي خشكاند .
زخم و قرحه :آب پز حنا را بر سوختگي بپاشند مفيد است .
مفاصل :درد پي ها را تسكين مي دهد . در مرهم فلج و كشيدگي مفيد است .
روغن حنا خستگي را از بين مي برد . پي ها را نرمش مي بخشد و در شكستگي استخوان مفيد است .
سر :حنا و سركه را بر پيشاني مالند سردرد تسكين مي يابد .
حنا و سركه در علاج زخم دهان و جوش هاي زبان و پيرامون زبان
مفيد است .سينه :داروي ورم داخلي حجاب و در مرهم خناق وارد است .
اندام هاي دفعي :درد زهدان را درمان مي كند .

خار مصري

مزاج :سرد و خشك
خاصيت :خشكاننده است و نزله ها را قطع مي كند .
زخم و قرحه :بيخ آن و به ويژه تخمش در مداواي زخم ها بسيار مؤثراست .
سينه :براي ورم گلو مفيد است .
اندام هاي غذا :براي ورم معده سودمند است .

خانق النمر

ديسقوريدوس گويد :شاخه هاي اين گياه باريك و بلند و به زحمت كوبيده مي شوند و برگش شبيه برگ لبلاب و از آن نرم تر و نوك تيزتر است و بوي گران دارد .
خاصيت :برگ اين گياه را با پيه مخلوط كنند و با نان بپزند گرگ و سگ و روباه از اين نان بخورند فوراً نيروي خود را از دست مي دهند و مي ميرند .
نبايد اين دارو را در بيرون و درون تن بكار برد .
زهرها :سم قاتل است .گويند اگر نزديك كژدم ببرند مي ميرد .

خرماي تر

مزاج :گرم و تر است .
خاصيت:خوني كه از خرماي تر بوجود مي آيد .بيم زود گنديدنش مي رود ،بد است و علاجش با بادام و گلنگبين است و بايد قبل از خوردن رطب كاهو خورند و بعد از خوردنش سركه و سكنجبين بنوشند .
اندام هاي غذا :با معده سرد سازگار است .
نفس :به زيان حنجره و صدا است .
اندام هاي راننده :ملين است و گوهر آب پشت را فزوني مي دهد .

خرچنگ دريايي

خاصيت :سوخته اش از هر سوخته ديگر لطيف تر است .
آرايش :سوخته اش دندان را پاكيزه نگه مي دارد و لكه هاي سياه و كك و مك را از رخساره مي زدايد .
قرحه :سوخته اش زخم چركين را خشك مي كند و در گري سودمند است .
چشم :اشك را مانع است و همراه نمك بسايند ناخنه را از بين مي برد .
فتيله از آن بسازند و بر پلك بمالند گري پلك را از بين مي برد و در جلا دادن چشم بسيار سودمند است .

خسك ـ سه كوهك

دو نوع خسك هست . اولي برگش به برگ خرفه مي ماند و از آن باريك تر و دومي نمناك است كه در جاهاي مرطوب و كنار آب ها مي رويد .
مزاج :هر دو نوع خار خسك سرد و خشكند .
خاصيت :از آنجا كه گيرنده و رساننده و نرمش دهنده است ريزش مواد را باز مي دارد .
دمل و جوش :مانع ورم گرم و ريزش مواد است و براي ورم هاي گلو داروي خوبي است .
زخم و قرحه :خسك آميخته با عسل در علاج زخم گنديده و بازرويانيدن گوشت سودمند است .
سر :در علاج قرحه هاي گنديده لثه مفيد است .
چشم :آبش را در چشم بچكانند خوب است .
اندام هاي تنفسي :ورم هاي پيرامون گير ماهيچه گلو را معالجه مي نمايد .
شهوت انگيز ، خرد كننده سنگ گرده و آبدان است .
افشره اش تأثير خود او را دارد ،در علاج عسرالبول و قولنج مفيد است .
زهرها :پادزهر مارگزيده و سم هاي كشنده است .آب پزش كك را از بين مي برد

خّنثي

برگش همچون برگ گندناي شامي و ساقه اش صاف و بر سر ساقه گل است و ثمرش دراز و مستطيل چون بلوط و تند مزه است .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت :خنثي و به ويژه بيخش زداينده و گدازنده است .
آرايش :اين گياه و به ويژه خاكستر بيخش داروي كم مويي و بيماري خوني مي باشد و اگر خاكسترش را بربهك بمالند و در آفتاب بنشينند مفيد است .
ورم و جوش :ضماد بيخش كه با درد آب انگور كهنه باشد در علاج قرحه چركين و بدخيم مفيد است .
مفاصل :داروي سستي ماهيچه و درد استخوان است .
سر :افشره اش را تنها يا با عسل و آب انگور كهنه و مر مخلوط كنند چرك و ريم را از گوش مي زدايد و اگر در گوش عكس طرف دندان دردمند بچكانند درد دندان تسكين مي يابد .
چشم :افشره بيخش براي چشم مفيد است .
نفس كش :در علاج پهلو درد و سرفه مفيد است .
بيخش را كه با آب انگور كهنه بر پستان ورم كرده بگذارند سودمند است .
اندام هاي غذا :درعلاج يرقان بد نيست .
اندام هاي راننده :بول و حيض را ريزش مي دهد .ثمر و گلش را با آب انگور كهنه بخورند مسهل است .بيخش را با درد آن بر ورم بيضه بگذارند مفيد است .
زهرها :پادزهر نيش حشرات است .
ثمر و گلش را با آب انگور كهنه بخورند در نيش كژدم و هزار پا بسيار مفيد است .

خولنجان

تكه هايي پيچيده ، به رنگ سرخ و سياه ، تند مزه ، خوشبو ، سبك وزن و ره آورد چين است .
ماسرجويه گويد : خولنجان و خسرودارو يكي است .
مزاج : گرم خشك .
خاصيت : لطيف و بادشكن است .
آرايش : دهان را خوشبو مي كند .
اندام هاي غذا : با معده سازگار است و خوراك را هضم مي كند .
اندام هاي راننده :درعلاج قولنج و درد گرده مفيد و در غريزه جنسي كمك مي كند .

خيار چنبر

تخمش از تخم خيار بهتر و نارسيده تر باشد لطيف تر و بهتر است .
مزاج :سرد و تر .
خاصيت : صفرا و گرمي را خاموش مي كند .
ورم و جوش :برگ آن را با عسل بيندازند و بر جوش هاي (شري ) بلغمي بگذارند مفيد است .
نفس كش :غش كرده گرم مزاج آن را ببويد به هوش مي آيد و نشاط از سر مي گيرد .
اندام هاي غذا :براي معده خوب است و تشنگي را دفع مي كند اما كمتر به خوبي هضم مي شود .
اندام هاي راننده :بول را ريزش مي دهد . شكم را نرم كند . درد اطراف ذكر و ميان ران ها را تسكين مي دهد . با آبدان سازگار است .
زهرها : برگش در علاج سگ هار گزيده مفيد است .

خيار شنبر

دو نوع خيار شنبر هست يكي كابلي و دومي بصرائي .
بهترينش آن است كه از ني به دست مي آيد و درخشنده و چرب تر است .
مزاج :تر است و حرارت و سردي معتدل دارد .
خاصيت : تحليل بر و نرمش بخش است .
ورم :علاج ورم هاي گرم درون است و اگر با آب تاجريزي بدان غرغره كنند آماس گلو را فرو مي نشاند .بر ورم سخت بمالند مفيد است .
مفاصل :ماليدنش بر پوست درد نقرس و مفاصل را از بين مي برد .
سينه :اگر با آب گشنيز تر و لعاب اسفرزه بر گردن و سينه بمالند و بدان غرغره كنند در علاج خناق مفيد است .
اندام هاي غذا : تنقيه كبد مي كند ، در علاج يرقان و درد كبد سودمند است .
اندام هاي راننده :ملين است . مراره سوخته را بيرون مي آورد و اسهالي بي آزار مي دهد .

آب

آب هاي ناپسند عبارتند از :آبهاي راكد ، آبهاي مرداب ها ، آبهاي بد مزه و بدبو،آب هاي تيره ، پرمايه و سنگين وزن ، آب هايي كه زود سنگ مي شوند ، آب هايي كه پرده اي بر آن نمودار است و چيزهايي بيگانه را بر آن مي بينند .
گزند آب هاي بوره اي بوسيله ي :شير ، آب انگور ، كهنه ، نشاسته ، و آب انگور كهنه رقيق ريحاني و همانند آن ،سنجد خام ،خيار نارسيده ، سبزيهاي لطافت بخش و ادراري دفع مي شود .
چاره آب پرمايه و تيره رنگ با لطافت بخش هايي چون :سير، پياز، گندنا است و اگر بعد از آن آب انگور كهنه بنوشند يا با آن مخلوط كنند آسيب رسان نيست .
گاهي كه آب را آب زبر گويند منظور از آن آب غليظ پر مايه يا آب بسيار زداينده است و گاهي هم آبي را كه در هنگام شستشو بسيار پاك كننده است زبر مي خوانند .آب تلخ را مي توان به وسيله ي شيريني ها اصلاح نمود .
براي دفع آب شور ، خرنوب شامي ، دانه آس ، زالزالك ، گل آزاد و قاوت بكار مي رود .عموماً آب بدخيم را مي توان بوسيله ي سركه اصلاح كرد.
مزاج :آب دريا تند و تيز است . آب بوره اي گرم و خشك است . آب مسي و آهني براي درون خوبند .
خاصيت :آب سرد براي كساني كه بنه آمده ها دارند زيان آور است . ليكن براي كساني كه جسم متخلخل دارند و براي بند آمدن هر نوع سيلان و نزيف موادي كه سبب بيماري مي شوند خوب است .
آرايش :آب دريا داروي ترك هاي ناشي از سرما است بشرطي كه چركين نشده باشند .شپش كش است ،خون بند آمده در زير پوست را تحليل مي دهد. آبهاي گوگردي در علاج بهك و برص مفيدند .
ورم و جوش :آبهاي گوگردي در فرو نشاندن ورم مفاصل و نرم كردن سخت شده ها و بركندن زگيل هاي آويز كاري هستند .
زخم و قرحه :آب صاف و زلال با قرحه سازگار نيست ورطوبت مي افزايد. نبايد آن را به قرحه نزديك كرد .
آب دريا براي خارش ،گري و قوباء مفيد است . شستشوي تن با آب گوگردي در علاج قوباء، گري و جوش هاي سعفه مفيد است .
مفاصل :آب دريا و هرآبي كه هم مزاج اوست اگر تن را در آن شستشو دهند در بيماريهاي عصب مانند لرزش ، فلج ، تخدير شدن و غيره مفيد است .
آب گوگردي نيز همچون آب دريا و درتسكين درد مفاصل ، درد سر و عصب مفيد است .
سر:آب نيمه گرم براي صرع داران خوب است و از آب گرم زيان مي بينند. بخار دريا سردرد سرد را از بين مي برد .آب مسي براي دهان و گوش سودمند است
چشم :آب كويري براي چشم بد است .
اندام هاي تنفسي :آب بسيار سرد به نفع سينه نيست .آب نيمه گرم در علاج ورم هاي گلو ،زبان كوچك و سينه مفيد است .
آب دريا را بر پستان بپاشند از آماس آن مي كاهد .آب بوره اي شايد براي شش خوب باشد .آب زاج بلوري در خون برآوردن مفيد است .
اندامهاي غذا :آب آهني با طحال و معده سازگار است و آب مسي تقريباً چنين است .آب بسيار سرد مخصوصاً براي بيماراني كه بندآمدني ها دارند ضرر دارد .
آب دريا و همانندش با معده ناجور است .بخار آب دريا در علاج استسقا مفيد است .آب بوره اي شايد براي معده مرطوب خوب باشد .
آب زاج بلوري بازدارنده استفراغ است و در اين باره اثر خوب دارد .آبي كه از گل سياه بر مي آيد گيرنده و از اين روي در منع استفراغ مؤثر است .
آب هاي گوگردي در علاج ورم ،درد كبد و طحال اثر دارند .
اندام هاي دفعي :آب دريا را در حقنه بكار ببندند درد و پيچ روده تسكين مي يابد .آب دريا را بخورند اسهال مي دهد ، اما گزيدگي دارد و بهتر است بدنبال نوشيدنش سوپ مرغ بخورند .
آب هاي زاج بلوري ضد سقط بچه و ريزش حيض است .
آب هاي گوگردي براي دفع درد زهدان سودمندند .آب بسيار سرد براي غريزه جنسي خوب نيست .شكم را بند مي آورد .
آب شور اول اسهال مي دهد و بعد بوسيله ي خشكي كه در اوست شكم را بند مي آورد .
آب هاي معدني عموماً مانع ريزش بول و حيض و بچه آوردن هستند .
اكثر آب هاي معدني شكم را اسهال مي دهند و خشكي مي آورند .مثلاً آب زاج بلوري بند آورنده شكم است و گاهي قولنج مي آورد .
آب هاي آهني و مسي براي گرده بسيار خوب و در علاج قولنج مفيدند .
آب هاي تيره سنگ كليه و مثانه پديد مي آورند .آبي كه آهن تفته را در آن بگذارند داروي خون برآوردن است .
تب ها:آب هاي گوگردي و گل آلود و آب راكد مردآب ها سبب تب مي شوند. آب غليظ تب سه در ميان مي آورد .
زهرها :مارگزيده در آب دريا بنشيند سود مي بيند و اين علاج پادزهر ساير گزنده هاي كشنده است .

آويشم(به زبان عاميانه آويشن)

گياهي است كه بيشتر مردم آن را مي شناسند .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :گدازنده و قطع كننده است .
آرايش :زگيل ها را از بين مي برد .
ورم و جوش :ضمادش با سركه داروي ورم هاي بلغمي است .
مفاصل :خوردن آن در علاج ناتواني پي ها خوب است .ضمادش با قاوت و آب انگور كهنه علاج عرق النساء مي باشد .نوشيدنش درد انتهاي دنده ها را از بين مي برد .
چشم :اگر آويشم را با غذا همراه كنند قوت چشم را نگه مي دارد و كم سويي را از بين مي برد .
سينه :سينه وشش را مي پالايد و علاج خون بر آوردن است .
آب پزآن مسكن درد انتهاي دنده هاست بشرطي كه با عسل باشد و بليسند . از قوت خشكنده اي كه دارد خون برآوردن را باز مي دارد .
اندام هاي غذا :در هضم كمك است .شربت آن سوء هاضمه را از بين مي برد .كساني كه بسيار كم اشتها هستند به اشتها مي آيند .
اندام هاي دفعي :بول و حيض را راه مي اندازد .كرم را بيرون مي راند

آس

مزه تلخ آميخته با گسي و شيريني دارد و گسي آن سبب سردي آن شده است .
برساقه آن برجستگي هايي است كه به اندازه ي كف دست و همرنگ ساقه است.اين برجستگي ها از بخش ديگر آس قوي تر است .
گسي آن در هنگام مكيدن آنقدر محسوس است كه زبان را نيشگون مي گيرد . اين برجستگي ها داراي گوهر خاكي و كمي گوهر لطيف است .
بهترين نوع آن به منظور استفاده درماني گونه اي است كه رنگش به سياهي مي زند ،به ويژه «آس خسرواني »كه در كوهساران مي رويد .
بهترين نوع گل آن از نظر طبي گلهاي سپيد رنگ است .
افشره ي برگ و ميوه آس بهترين ماده درماني است . چنانچه افشره اش كهنه شود ناتوان مي گردد و كفك بر آن مي نشيند .
مزاج :داراي گرمي لطيف و سردي بر آن غالب و گيرندگي آن بيشتر از سردي است .
خاصيت درماني :اسهال ، عرق و هر نوع خونريزي و هر نوع سيلاني را بسوي اندام ها بند مي آورد . اگر تن را در گرمابه با آس مالش دهند تن را توان مي بخشد و رطوبت هاي زياد پوست را بر مي كند .
پخته آن استخوان شكسته را به هم جوش مي دهد .
سوخته آن را مي توان به جاي توتيا در خوشبو كردن بدن بكار برد .
مرهم ،ضماد ، شربت و رب ميوه آس براي جلوگيري از نوع خونريزي ( نزيف )مفيد است .
گيرندگي آس قوي تر از سردي بخشي آن است .
ارزش غذايي آن اندك است .
در بين شربت هاي دارويي جهت بند آوردن شكم ،درد شش و سرفه ، شربتي چون آس وجود ندارد .
آرايش :روغن ،افشره ، پخته شده آس و به ويژه دانه آس ريشه موها را تقويت مي كند ،از ريزش باز مي دارد و سبب بلندي و سياهي مو مي گردد .
دانه آس را اگر در كره بپزند بازدارنده عرق است و خراش ناشي از عرق را اصلاح مي كند .برگ خشكيده آس بوي بد زير بغل و پيچ و خم هاي بدن را از بين مي برد .
خاكستر آس كار توتيا را مي كند و لكه و كك و مك را مي زدايد .
ورم و جوش :ورم هاي گرم و باد سرخ و مورچه و جوش و زخمها و هر نوع زخمي كه بر كف دست آيد و انواع سوختگي با آتش چاره شان آس مخلوط با روغن زيتون است .
مفاصل :اگر ميوه آس را در آب انگور كهنه بپزند و ضماد كنند سستي مفاصل را از بين مي برد .
اندام هاي سر :خون دماغ را بند مي آورد . سبوسه را مي زدايد و زخمهاي سر را مي خشكاند . اگر آب آس را در گوشي كه قرحه دارد يا چركين است بچكانند خوب مي شود . شربت آس سستي لثه را از بين مي برد .
اندام هاي چشم :علاج درد و برآمدگي چشم است .
اندام هاي تنفسي و سينه:قلب را توان مي بخشد و خفقان را از بين مي برد.ميوه آن بوسيله ي شربتي كه دارد علاج سرفه است و اسهال را باز مي دارد. ميوه و رب ميوه اش در خونريزي ها مفيد است .
اندام هاي تغذيه :مانع سوزش در مجراي بول و سوزش مثانه است .
افشره ميوه آن بول را ريزش مي دهد و در جلوگيري از ريزش زياد خون حيض مفيد است .
آب آس شكم را بند مي آورد .
آغشته كردن تن با آب آس مانع اسهال مراري و سودايي مي شود .
اگر ميوه اش پخته شود رطوبت هاي زهدان را از جريان باز مي دارد .
ضماد آن براي علاج بواسير و آماس بيضه ها مفيد است .
آس پخته شده از بيرون آمدن مقعد و زهدان جلوگيري مي كند .
زهرها :آس و ميوه آن را اگر با آب انگور كهنه بنوشند براي علاج نيش كژدم و رتيل مفيد است .

آزاد درخت

اين درخت معروف است و ثمري دارد كه به (نبق )شبيه است .در ري آن را درخت هليله و كنار نامند و در طبرستان آن را بطاحك خوانند . درختي است بزرگ و تنومند .
مزاج :گرم و خشك .
خواص درماني :شكوفه آن باز كننده انسدادها است .
آرايش :آب برگ و به ويژه برگ آن كه مخلوط با آب انگور كهنه باشد شپش كش است و مو را بلند مي كند .
اندام هاي سر :شكوفه اش انسداد مغز را باز مي كند .
اندام هاي تنفسي :ثمر آن براي سينه بسيار زيان آور و كشنده است .
اندام هاي غذا :ثمر آن براي معده بد است و معده را زحمت مي دهد .
تب ها :گويند اگر الياف آن را با شاه تره و هليله بپزند و بخورند تب هاي بلغمي را بكلي بهبود مي بخشد .
زهرها :اشفره شاخه هاي نازك آن كه با عسل مخلوط بشود پادزهر هر سمي است .ميوه اش شايد سم كشنده بشود .
براي بلند شدن موي سر مي توان به جاي برگ آزاد درخت ،برگ شاهدانه و آس و سدر بكار برد .

آنك

منظور از اين نام تنها سرب سياه است .سرب سياه گوهر آبي بسيار دارد كه از سرما بند آمده است .
مزاج :سرد و تر است .
دمل و جوش :آنك را با بعضي از روغنها در ميان دو سنگ مخصوص سائيدن دارو مي سايند چرك و سياهي كه از آن بدست مي آيد در مداواي دمل هاي گرم مفيد است آن را سرد مي گرداند .
علاج زخمهاي پليد است كه قرحه هاي سرطاني را هم شامل مي شود .
برگه سرب را بر خنازير ،غده و قرحه مفاصل بگذارند و ببندند بسيار خوب است .زيرا در گدازندگي بسيار فعال است .
زخم و قرحه :سائيده آن بطريقه نامبرده و كوبيده سرب به ويژه شسته آن در علاجزخمهاي چركي پليد ،سرطاني و مفاصل سودمند است .
مفاصل :سائيده و كوبيده سرب قرحه مفاصل را چاره مي كند و اگر بر غده مفاصل ، و مفاصل پيچيده بگذارند و ببندند بهبودي بخش است .
چشم :سوخته سرب و به ويژه شستشو داده آن رمد خشك و قرحه هاي چشم را معالجه مي كند .
اندام هاي تنفسي و سينه :سوخته ،سائيده و كوبيده سرب در مداواي قرحه هاي سينه سودمند است .
اندام هاي دفعي :سائيده نامبرده و كوبيده آن علاج بواسير است . بر كمر بستن برگ هاي آن خواب هاي پريشان را بر طرف مي كند ،شهوت جماع را فرو مي نشاند و در علاج زخمهاي قرحه هاي ذكر و بيضه ها سودمند مي باشد .

آمله

گرماي خون را فرو مي نشاند .ريشه موها را قوي مي گرداند و مو را به رنگ سياه در مي آورد .
مفاصل :براي پي ها و مفاصل مفيد است .
چشم :ديد را تقويت مي كند .
نفس و سينه :قلب را قوت و صفا مي دهد و مايه افزايش هوش و ذكاوت مي شود .
اندام هاي غذا :معده را تقويت و دباغي مي نمايد .قي را باز مي دارد ، تشنگي را فرو مي نشاند و اشتهاانگيز است .
اندام هاي دفعي :معده را نيرو مي بخشد و شهوت انگيز است . برخي برآنند كه بندآورنده ي شكم است .
مرباي آن ملين است، هيچ زحمت نمي دهد و در علاج بواسير مفيد است .

آذريون

مزاج :گرم و خشك كوبيده اش با سركه علاج كم مويي است .
خاكسترش با سركه در عرق النساء مفيد است .
ديسقوريدوس گويد :«اگر زن به آذريون دست بزند يا آن را استعمال كند فوراً سقط جنين مي كند » .
پادزهر همه سم ها است و به ويژه نيش هاي مسموم كننده .

ابرق

دارويي است از ايران و در تقويت عقل و هوش مفيد است .

ابريشم

همان حريراست و از چيزهايي است كه قلب را شاد مي كند .
ابريشم خام تا پيله است بهتر از ابريشم سوخته است و گاهي پخته شده آن را كه رنگ نكرده باشند بكار مي برند .
خاصيت درماني :لطافت مي دهد ، رطوبت را مي مكد و شادي آور است .
اندام هاي غذا :بعلت تلخي و خاصيت دباغي كه در ابريشم هست ماده دباغي دادن موجود است و از آنجا كه لطيف و خشك كننده و بي سوزش است و خشكي معتدل دارد براي بر طرف كردن تصلبات ريوي بسيار سودمند است و هر نوع از ابريشم در اين زمينه بكار مي آيد .
چشم :ابريشم را اگر سرمه كنند براي چشم مفيد است . اشك ريزي را باز مي دارد ، زخمها را خشك مي گرداند و با چشم سازگار است .
ابريشم چاقي آور است و از اعتدال مزاجي كه دارد خشك و معتدل مي نمايد .
ابريشم تقويت روح مي كند و در هضم غذا كمك مي نمايد .

اردك

نوعي مرغ است .
مزاج :اردك از همه ماكيانها گرم مزاج تر است . سرمازده را گرم مي كند و گرماخورده را به تب گرفتار مي نمايد .
خاصيت :پيه اردك از پيه ساير پرندگان بهتر و براي تسكين درد و احساس سوزش در ژرفاهاي بدن مفيد است .گوشت اردك بادزا و چينه اش بسيار مغذ است .
آرايش :گوشتش فربهي مي آورد و پيه اش رنگ و رو را صفا مي دهد .
اندام هاي تنفسي :صدا را صاف مي كند .
اندام هاي غذا :گوشت اردك در معده زياد مي ماند و سبب سنگين شدن معده مي شود .گوشت غاز از آن سنگين تر است . بهترين و سبك ترين گوشت اردك بر معده بال اردك است .گوشت مرغان شناور اگر هضم شود از گوشت ساير پرندگان مغذي تر است .
اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است و آب پشت را فزوني مي دهد .

ارمال

چوبي است خوشبو و رنگش به رنگ قرفه است .
آرايش :دهان را خوشبو مي كند .
دمل و جوش :ضمادش در علاج ورم هاي گرم مفيد است .
زخم و قرحه :از زياد شدن زخم مانع و چرك را از بين مي برد ،مي خشكاند زيرا خشكاننده اي است كه نمي گزد و نمي گذارد اندام ها متعفن شوند.
اندام هاي سر:مغز را توان مي بخشد ،لثه را محكم مي كند و ضد بيماري هاي دهان است .
چشم :خوردن آن در علاج رمد مؤثر است .
نفس كش و سينه :قلب و شايد درون را تقويت مي نمايد .
عموماً شكم را قبوضيت مي دهد .

ارتدبريد

ارتدبريد دارويي است به پياز دو نيمه شده شبيه كه درعلاج بواسيرمفيداست .

اردقباقي

درختي است شبيه كبر (خرنوب شامي ).ميوه اش داخل غلاف است . بويش بسيار تند است و مي كشد .
مزاج :تأثير آن از تاج ريزي و كاكنه قوي تر است .
دمل و جوش :ورم هاي دروني را معالجه مي نمايد و اگر بر ورم هاي گرم خارجي بمالند ورم را در هر حالتي باشد از بين مي برد .
زهرها :برجاي نيش زنبور بمالند فوراً تسكين مي يابد .

استرك

گويند استرك شاداب خود بخود شيره مي تراود و گاهي بوسيله ي پختن صحفش را مي گيرند .آنچه خود به خود زرد رنگ است و هرگاه كهنه شد به رنگ طلايي مي زند و اين نوع ارزش زياد دارد .
خاصيت :گيرنده و خشكاننده
سر:بعضي گفته اند گرم و خشك است و رطوبتهاي مغز را مي كشد و مغز را مي پالايد .
اندام هاي غذا :پيه خشك رطوبت معده را بر مي چيند .استرك خشك شكم را بند آورد .

اسفند

نياز به معرفي ندارد .
خاصيت :تقطيع مي كند و نرمش مي دهد .
مفاصل :محلول آن را برمفاصل بمالند درد مفاصل را از بين مي برد .
چشم :ديسقوريدوس گويد :سائيده آن را با عسل و آب انگور كهنه و زهره كبك يا زهره مرغ خانگي و آب رازيانه مخلوط كنند كم سوئي را ازبين مي برد.
اندام هاي غذا :دل بهم خوردن به دنبال دارد .
اندام هاي دفعي :بخورند يا محلولش را بمالند ادرار بول و حيض مي كند و در علاج قولنج مفيد است .

استوقدوس

گياهي است داراي پرزهاي باريك و سرخ رنگ كه به پرزخوشه جو شبيه است.برگهايش از برگ جو درازتر است و چوبهايش خاكي رنگ و همچون افتيمون بي گل است .مزه اش تند است و به تلخي مي زند .
خاصيت درماني :بوسيله ي تلخي كه در آن وجود دارد گدازنده و لطافت بخش است .
خوردن آن بندآمدگي ها را باز مي كند ، مي زدايد و اندكي قبوضيت دارد كه بدن و درون را توان مي دهد و از عفونت جلوگيري مي نمايد .
مفاصل :آب پز آن دردهاي پي و دنده ها را تسكين مي دهد .
شربت آن در مداواي بيماري هاي سرد عصب بهترين دارو است . پس لازم است كساني كه ضعف اعصاب دارند يا از سرما به بيماري عصب دچارند اين دارو را ادامه دهند .
سر :درعلاج ماليخوليا و صرع سودمند است .
اندام هاي غذا :اين دارو تشنگي آور است .
اندام هاي دفعي :مجاري بول را استحكام مي بخشد .بلغم و سودا را بيرون مي راند .

اسفناج

نيازبه معرفي ندارد .
مزاج :سرد و تر است .
خاصيت درماني :ملين است و ارزش غذايي آن از سلمه بيشتر است .
دراسفناج قوتي است زداينده ، شوينده و صفرا را بر مي كند .شايد برگ آن معده را خوش نيايد ، پس بهتر آن است كه تصفيه شود و آنگاره بخورند .
اندام هاي تنفسي و سينه :خوردن و اندودن اسفناج براي سينه و ريه گرم و سودمند مي باشد .
مفاصل :علاج دردهاي خونين پشت است .
اندام هاي دفعي :ملين شكم است .

اشه

صمغ گياه طرثوث است و برخي آن را چسبنده طلايي مي نامند ، چه كاغذ و دفتر را با رنگ طلايي آن رنگ آميزي و زينت مي دهند .در باز كردن ، تأثيرش بحدي است كه مي تواند خون از دهانه رگها روان سازد .نيروي نرم كنندگي و خشك كنندگي هم دارد .
دمل و جوش :محلول و ضماداشه كه همراه سركه و بوره سرخ باشد در مداواي خنازير، سخت شدگي ها و تركيدگي مفيد است .
زخم و قرحه :گوشت فاسد را مي خورد ،گوشت سالم مي روياند و در علاج زخم هاي پليد سودمند است .
مفاصل :اشه آميخته با عسل يا با افشره جو مسكن درد بيماري اعصاب(سياتيك) ،پهلو درد و درد مفاصل است .
اگر با عسل و زفت باشد و ضماد كنند سختي مفاصل را از بين مي برد .اگر با سركه و بوره وروغن حنا مخلوط كنند خستگي را بر طرف مي كند .
چشم :زبري و گري پلكها را نرمش و سپيدي و جلا مي دهد .در مورد رطوبت هاي چشم سودمند است .
نفس كش و سينه :درمعالجه «ربو »تنگي نفس و تند نفسي مفيد است و بايد با عسل بليسند يا با افشره جو بخورند .
قرحه حجاب را تنقيه مي نمايد ،ازخفگي ، بلغم و زهره سياه رهايي مي بخشد .
اندام هاي دفعي :در ادرار چندان مؤثر است كه با بول خون مي آيد ، مسهل است .ضد كرم كدو است .حيض را روان مي گرداند .
بيضه ها را كه به سختي دچار شوند با اشه و سركه بمالند نرمش طبيعي را بدست مي آورند .
زهرها :اگر اشه را با مشك زمين و روغن زيتون مخلوط كنند قاتل حشرات است .

اصطرك ،قره بخور

همان ميعه است و شيره آن را عسل لبني و قره بخور مي گويند كه اين شيره عبارتست از قطره هايي كه از درختي مانند درخت به تراوش مي كند .
بهترين نوع از ميعه سايل آن است كه بدون وسيله روان وسايل است و تراكمش چون عسل بي موم ،خوشبوي و رنگش به زردي مايل است .
اگر سياه رنگ يا خاكستري رنگ باشد نوع خوب نيست .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت :رساننده ، بسيار نرم كننده ، گرمي بخش و تحليل برنده است . دودش همانند دود كندر است و نوعي تخدير هم دارد .درشام روغن از آن مي گيرند كه مليني قوي است .
ورم و جوش :سختي هاي گوشت را نرم مي كند .
زخم و قرحه :برگري تر و خشك ماليده شود داروي بسيار خوبي است .
مفاصل :اندام هاي را توان مي بخشد ،خوردني يا ماليدني باشد ترنجيدن مفاصل را خوب مي كند .يكي از داروهاي رفع خستگي است .
سر:بخار تر و خشك آن نزله ها را قطع مي كند وبهترين علاج زكام است .
درميعه و به ويژه در روغنش نيروي بيهوش كننده (خواب گران )است .
سينه :در سرفه هميشگي و بلغم و گلو درد مفيد است .صداگرفتگي را از بين مي برد و گلو را بسيار نرم مي كند .
اندام هاي غذا :به هضم غذا كمك مي كند .
اندام هاي دفعي :ملين شكم است .خوردن شود يا بردارند بول و حيض را راه مي اندازد و سختي زهدان را نرم مي نمايد .
ميعه خشك و قبض است .

اطراطيقوس

دارويي است كه حالبي نام گرفته است .
مزاج :كمترين سردي ندارد و هيچ قابض نيست .
خاصيت درماني :تحليل برنده و سرد كننده است .
دمل و جوش :ضماد و مرهم آن ورم رگهاي پستان را فرو مي نشاند

اغلاگوني

چوبي است سخت و خالدار ،خوشبو و پوستي دارد پر نقش و نگار.
آرايش :مكيدن و آب پز آن را در دهان گردانيدن ، دهان را خوشبو مي كند. از اغلاجون گرد مي سازند و بر همه تن مي پاشند ، تن را خوشبو مي كند. گاهي آن را به جاي كندر مي توان دود كرد .
اندام هاي غذا :خوردن يك مثقال از چوب اغلاجون معده لزج را به اعتدال مي آورد .
مرهمش سودمند است .شيرش مستي آور و درد كبد و درد پهلو را درمان مي كند .
زخمهاي روده ها و درد شكم و روده را از بين مي برد .

افيون

شيره خشخاش سياه است .بو كردن افيون مصري خواب آور است . گاهي از كاهوي بياباني نيز افيون مي گيرند و آنهم مخدر است ليكن مخدري است ضعيف .افيون را بر آهني سرخ شده در آتش بريان مي كنند تا رنگش سرخ شود .افيون سنگين و تند بو و ترد (زودشكن )كه در آب زودتر حل شود يا گداخته شود ،از تابش خورشيد نرم شود و چون بر شعله بگذارند چراغ را تاريكي ندهد ،بهترين
نوع است .افيون زرد كه آب را رنگ مي كند و زبر و كم بو و رنگ آن روشن است افيوني است ناخالص و از خشخاش تيغي نشاني دارد .
گاهي از كاهوي بياباني بدل افيون مي سازند كه كمتر بو دارد و شايد افيون را با صمغ عربي مخلوط كنند كه افيون اصلي نيست و چنين افيوني بسيار روشن و درخشان است .
مزاج :سرد و خشك
خواص درماني :مخدر است . ماليدن و خوردن آن آرام بخش همه دردها است .مقدار خوراكي افيون اندازه يك دانه عدس درشت است .
دمل و جوش :بازدارنده دمل هاي گرم است .
زخم و قرحه :قرحه را مي خشكاند .
مفاصل : اگر افيون مخلوط با زرده تخم مرغ برشته و به ويژه افيون مخلوط با شير را بر جاي نقرس بمالند مسكن درد است .
اندام هاي سر:خوردن يا برداشتن آن با فتيله يا بدون فتيله خواب آور است .اگر گداخته افيون مخلوط با روغن گل و مر و زعفران را در گوش دردمند بچكانند درد بر طرف مي شود ،اما پيشينيان آن را مداواي رمد بكار نمي بردند ومي گفتند به چشم زيان مي رساند .
اندام هاي تنفسي و سينه :سرفه سخت و شديد را تسكين مي دهد .
اندام هاي غذا :اگر از گرما و رطوبت ، معده سست گردد افيون آن را دباغي مي كند و جمع مي آورد .
اندام هاي دفعي :بند آورنده اسهال است و از خراشيدگي و قرحه روده جلوگيري مي كند .

افيوس

افيوس حدقي چيزي است كه به كره چشم مي ماند .
مزاج :بنا به گفته ي جالينوس سرد و خشك است .
خاصيت درماني :اگر بر زهار كودك بمالند بر آمدن مو را به تأخير مي اندازد .
اندمان غذا :ميوه آن در مداواي يرقان سودمند است .

افيميدون

خاصيت درماني :بشدت سردي مي دهد و رطوبت آبي زياد با خود دارد .
اندام هاي سينه :برجستگي پستان را حفظ مي كند .
اندام هاي دفعي :گويند هر كس بخورد عقيم مي شود .

اقريطس ،گل جزيره كرت

گوهري هوايي بسيار دارد .با ساير گلها هم كنش و از آنها كم توان تر است. زداينده بي سوزش است .حواس را ناتوان مي كند .
چشم :علاج جوش و سرخي و خارش پلكها است .
اندام هاي دفعي :گويند زايش را آسان مي كند و بارداران اگر بر شكم ببندند نگهدار جنين است .

آككرا

اكثراً بيخش را به منظور دارويي بكار مي برند .
بهترينش رگي است كه به ستبري انگشت و بسيار زبان سوز باشد .
مزاج :كساني كه جاي باور نيستند مي گويند سرد و لطيف است در صورتي كه گرم و خشك است .
خاصيت :بجوند بلغم را جذب مي كند .اگر با روغن زيتون مخلوط باشد و بدن را با آن بمالند از گرمي كه در اوست عرق بدن را ريزش مي دهد .
آرايش :با روغن زيتون عرق ريز است .
مفاصل :تن را با آن يا با آب پز آن يا با روغنش بمالند ،در علاج سست عصبي هميشگي ،كرخي عصب مفيد است و كزاز را باز دارد .
سر :بندآمدني هاي پالايشگاه و بيني را به خوبي باز مي كند ،آب پزش داروي درد دندان و به ويژه علاج درد سرد دندان است .بيخش را در سركه بجوشانند و در دهان بگردانند دندان لق را استوار مي كند .
تب ها :مقبل از آمدن تب لرز بيخ آن را با روغن زيتون مخلوط كنند بر بدن بمالند مانع تب لرزه مي شود و گروهي مي پندارند كه ضد هر لرزشي است .

اوسيه

نوعي نيلوفر هندي است و مزاجي گرم و خشك دارد

اورمالي ،عسل دارو

روغني است بسيار گرم و پر مايه چون عسل و از عسل غليظ تر .در اصل شيره اي است كه از ساقه درختي كه در تدمر مي رويد به دست مي آورند ،از آن شيره روغن مي گيرند ،آن را با روغن گل آن درخت مخلوط مي كنند و آن را اورمالي و روغن عسل هم مي نامند .هر چه صاف تر و پر مايه تر و كهنه تر باشد بهتر است .
مزاج :گرم و تر و گرمي آن بيشتر است .
زخم و قرحه :هم ضماد و هم ماليدن آن گري چركين را درمان مي كند .
مفاصل :درد مفاصل را بر طرف مي كند .
اندام هاي سر:سستي زا و خواب آور است .
چشم :در چشم بكشند تاريكي چشم را از بين مي برد .
اندام هاي دفعي :كسي كه آن را به قصد اسهال مي خورد تا فرجام كار نبايد به خواب رود .

اوبوطيلون

گياهي است كه به كدومي ماند .
زخم و قرحه :گويند در معالجه زخم هاي تر بهترين دارو است . مرحمش زخم ها را بهم مي آورد و جوش مي دهد .

انجدان رومي

مزاج :تخم و بيخش گرم و خشك است .
خاصيت :بازكن و بادشكن و تحليل برنده است .
اندام هاي غذا :رساننده و هاضم است .بادها و به ويژه باد معده را از بين مي برد و معده را تقويت مي كند .
اندامهاي دفعي :كرم و كرم كدو را از بين مي برد .تخمش در ريزش دادن بول و حيض بسيار مؤثر است .
زهرها :پادزهر هر نيشي است .

اندر

دارويي است كرماني ،هوش و ذكاوت را افزايش مي دهد .

اناگير

دو نوع است گل زرد مي دهد و ديگر گلش آسماني رنگ است .
زخم و قرحه :هر دو نوع در مداواي جراحات و باز داشتن از آماسيدن مفيدند .خار و پيكان ها را بيرون مي كشند . از انتشار زخم جلوگيري مي كنند .اگر با آب هر نوعي از آن غرغره كنند يا به بيني بكشند ، بلغم هاي سر سرازير مي شود و درد دندان تسكين مي يابد .
اندام هاي دفعي :با آب انگور كهنه خورده شود درد كليه را بر طرف مي سازد .
به عقيده بعضي آنچه گلش كبود رنگ است برآمدگي هاي اطراف مقعد را معالجه مي نمايد و آنچه گل سرخ مي دهد برآمدگي هاي نامبرده را افزايش مي دهد .
زهرها :با آب انگور كهنه خورده شود پادزهر مار است .

انگور

انگور سفيد ارزنده تر و انگوري كه چيده شده و دو روز يا سه روز از چيدنش گذشته بهتر است .
مزاج :پوسته انگور سرد و خشك و دير هضم است . مغزش گرم و تر و دانه اش سرد و خشك است .
خاصيت : انگور تازه چيده بادآور است .اگر آن را آويزان كنند تا پوستش خوب پژمرده شود غذاي خوب مي دهد و معده را توان مي بخشد . در تغذيه خوب و در كم زياني با انجير برابر است هر چند غذاي انجير از انگور بيشتر است مويز دوست كبد و معده است .
اندام هاي غذا :انگور و مويز همراه دانه داروي دردهاي روده است .

انار

انار شيرين سرد و تر و انار ترش سرد و خشك است .
خاصيت :انار ترش صفرا را بر مي كند .جريان زائده ها را به درون راه نمي دهد .
ورم :انار دانه و عسل را بر كژدمه بمالند مفيد است .
زخم و قرحه :دانه انار و عسل را بر قرحه پليد و زبر بماليد مفيد است .
كاسبرگ انار و به ويژه سوخته آن و گلنار از گرمي كه دارند زخم را بهم مي چسبانند .
چشم :افشره انار ترش با عسل داروي ناخنه است .
سينه :انار ترش سينه و گلو را زبر مي سازد .هراناري در علاج تپش قلب مفيد است و قلب را جلا مي دهد .
اندام هاي غذا :همه انواع انار كيموس خوب دارند و انار ميخوش براي معده از همه بهتر است و التهاب معده را فرو مي نشاند .انار شيرين با معده سازگار است .
اندام هاي راننده :انار ترش و شيرين هر دو بول را ريزش مي دهند .
تب ها :انار ميخوش در تب ها و التهابات مفيد است . انار شيرين اكثراً تب داران گرم را زيان مي رساند

انجير

انجير خوب دردرجه اول سفيد و بعد سرخ و بعد سياه است .
انجير خوب رسيده بسيار خوب و كم زيان است .انجير خشك كنش خوب دارد و ليكن خوني كه از آن به وجود مي آِيد خوب نيست و به اين علت است كه تنها خوردنش شپش زياد مي كند . اما اگر با گردو و يا بادام بخورند كيموس خوب مي دهد .
مزاج :انجيرتر گرم و بسيار تر و آبكي است .انجير نارس زداينده و سردي بخش است .
انجير خشك گرم و لطيف است .
خاصيت :انجير خشك و به ويژه تند مزه آن بسيار زداينده ، رساننده و گدازنده است .انجير پر گوشت بيشتر رساننده است و چسبندگي و تكه كنندگي و لطافت بخشي هم دارد .
انجير وحشي از انجير باغي تند مزه تر و قوي تر است .انجيز بادزا است .
آرايش :انجير نارسيده را بر پوست بمالند يا ضماد شود ، در علاج خال ها ، زگيل مانندها و لك و پيس مفيد است .داروي ورم گرم و سست است . دمل را مي رساند و به ويژه اگر با زنبق و نطرون يا با آهك و پوست انار باشد داروي كژدم است .
ورم و جوش :انجير را با آرد جو بپزند و ضماد كنند ورم سخت را نرم مي كند .
انجير را آب پز كنند و در گلو گردانند (غرغره )ورم گلو را از بين مي برد .
انجير پخته و پوست انار داروي ورم بناگوش است .
انجير و پانيذ علاج كژدمه است . انجير خشك و شيرين براي ورم كبد و طحال زيان آور است .
زخم و قرحه :افشره برگ انجير زخم آور است .آب پز انجير را با كف خردل بر خارش بمالند مفيد است .برگ انجير داروي بيماريها ي ويروسي پوستي و جوش هاي ( شري )را علاج است .
مفاصل :انجير نارسيده و برگ انجير و برگ خشخاش را با هم ضماد كنند و بر پوست استخوان بگذارند مفيد است .
سر :انجير تر و خشك در صرع مفيد است .آب پز انجير را با كف خردل مخلوط كنند و در گوش بچكانند صداهاي گوش را مي خواباند .
افشره شاخه انجير قبل از آنكه برگ از آن سر بزند يا شيره انجير بر دندان كرم خورده سودمند است .
ضماد انجير ورم بناگوش را علاج مي كند .انجير نارسيده خشك شود و بكوبند و گردش را بر قرحه سر پاشند سود بينند .
چشم :شيره انجير مخلوط با عسل در مداواي تيرگي چشم مرطوب ،اول آب به چشم آمدن و كلفت شدن طبقات چشم مفيد است .
ماساژ دادن پلك چشم با برگ انجير زبري و گري پلك را از بين مي برد .
سينه :انجيرتر و خشك زبري گلو را از بين مي برند .انجير شير پستان را ريزش مي دهد ،سرفه مزمن را علاج است و در مداواي ورم شش و نازك ني مفيد است .
اندام هاي غذا :انجير راه بندان هاي كبد و طحال را مي گشايد .
انجير خشك تشنگي آور است.اگر با خاراگوش باشد داروي استسقا است. خوردن شربت انجير به نفع معده است و اشتهاي خوراك را كاهش مي دهد .
انجير خشك كه زدايندگي دارد براي كبد و طحال آماس كرده زيان دارد .
انجير نمي گذارد مواد ناجور به سوي روده راهي شوند .افشره برگ انجير دهانه رگهاي پيزي را باز مي كند . انجير تر ملين و كمي مسهل است . به ويژه اگربا بادام كوبيده خورند مسهلي ملايم است و سفتي زهدان را نرم مي كند.شيره انجير را با زرده تخم مرغ بردارند زهدان را مي پالايد ، حيض و بول را راه مي اندازد .خوردن انجير يا شنبليله زهدان را تقويت مي كند و جمع مي آورد .با فيجن و انجير و به ويژه با شيرش حقنه كنند پيچ و درد روده را درمان مي كند و ريگ را از گرده بيرون مي آورد .
زهرها :شيرش را بر نيش كژدم و رتيل بمالند مفيد است .
انجير نارسيده يا برگ سبز انجير را بر گزيده سگ هار بگذارند مفيد است .
ضمادش كه با گاودانه باشد پادزهر دندان راسو است .
خاكستر آب مكرر چوب انجير خورده شود يا ماليدني باشد پادزهر نيش رتيل است .

الوا

افشره منعقد شده اي است به رنگ ميانه سرخي و زعفراني و چندين نوع دارد: اسقوطري ،عربي و سمنگاني . بعضي گويند گياهش همچون زنجفيل شامي است كه اشتباه است . بهترينش اسقوطري است كه آبش چون آب زعفران و بوي مر دارد .درخشنده ، زودشكن و بدون ريگ باشد .
مزاج :خشك و گرم .
خاصيت :گيرنده و خشكاننده بدن و خواب آور است .
آرايش :الوا و عسل علاج اثر ضربه و شفا بخش كژدمه چركين است .
الوا و آب انگور كهنه را برسر بمالند از ريزش مو جلوگيري مي كند .
ورم و جوش :اگر با آب انگور كهنه يا عسل باشد در علاج ورم پس و پيش (مقعد و ذكر)و ورم ماهيچه هاي پهلوگير زبان بسيار مفيد است .
زخم و قرحه :قرحه هاي سر سخت را دوا مي كند بيني ،دهان يا ناصور باشند .
مفاصل :داروي درد مفاصل است .
سر :سر را زائده هاي صفرايي مي پالايد .الوا و روغن را بر پيشاني و گيجگاه بمالند سردرد را از بين مي برد .الوا و روغن گل در علاج قرحه بيني و دهان و كوفتگي گوش و آماس ماهيچه هاي پيرامون زبان خوب است . به شرطي كه با آب انگور كهنه يا عسل باشد و بر پوست بمالند .
چشم :الوا در علاج قرحه و گري و درد چشم و خارش گوشه چشم و در خشكانيدن رطوبت چشم بسيار مفيد است .
اندام هاي غذا :خوردن دو قاشق الوا با آب سرد يا ولرم معده را از زائده هاي بلغمي و صفرايي پاك كرده و اشتهاي تباه و دروغين را رد مي كند .
سوزش و التهاب زبان كوچك كه ناشي از گرمي زرداب معده باشد چاره اش با الوا است .
بندآمده هاي كبد را باز مي كند ليكن به زيان كبد است و از اسهالي كه مي دهد داروي يرقان است .
اندام هاي راننده :خوردن آن با آب گرم اسهال مي آورد . اگر با آب عسل بخورند بلغم و صفرا را بيرون مي آورد .الوا با هر داروي مسهلي باشد معده را از زيان حفظ مي كند . بهترين و سالم ترين
مسهل براي معده است .الواي شسته كمتر اسهالي است اما براي معده سودآورتراست با عسل كه باشد از قوتش مي كاهد و اسهالش از جذب كردن نيست بلكه با هر چه برخورد كند بيرون مي آورد .خالص كه خورده شود اثرش از كبد خارج نمي شود و به معده نمي رسد .خوردن الواي عربي افسردگي مي آورد ،درد و پيچ روده و اسهال به دنبال دارد .در روزهاي سرد خوردن الوا خطرناك است .شايد اسهال خوني بدهد .مخلوط آن را با آب انگور كهنه شيرين بر بواسير برآورده و ترك هاي لبه پيزي بگذارند مفيد است.خونريزي پيزي را قطع مي كند .ورم مقعد را درمان مي كند .شفاي ورم ذكر است به شرطي كه با آب انگور كهنه و عسل باشد و بر ورم بمالند .

الماس

بعضي گويند سرد و خشك است و ديگران بر اين عقيده اند كه گرم و خشك است .
خاصيت درماني :بسيار زداينده است و به عقيده ديسقوريدوس سوزنده و عفونت آور است .
آرايش :در جلا دادن دندان بسيار فعال است .
اندام هاي سر :بعضي عقيده دارند كه گذاشتن الماس در دهان دندانها را مي شكند ، و در اين زمينه دو رأي دارند .گويند خاصيت الماس دندان شكني است ،يا اينكه در جايي كه الماس هست مارهاي سمي بسيار است .
اندام هاي دفعي :بعضي گفته اند : اگر دانه اي از الماس را بر سر پمپي بوسيله ي سقز رومي بچسبانند و پرتاب كنند و به مثانه برسانند سنگ مثانه را خرد مي كند كه نظريه اي بعيد بنظر مي رسد .
زهرها :الماس سم قاتل است

بابونه

گياهي است كه گلهايش به رنگهاي زرد ،سفيد و ارغواني يافت مي شود و گياهي است مشهور و شناخته شده .
ازبرگ و گل بابونه قرص مي سازند و ساقه آن را مي خشكانند و نگاه مي دارند. اكثراً در زمينهاي خشن و نزديك به كناره هاي زمين مي رويد .در بهار كنده و جمع آوري مي شود .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت درماني :باز كننده است ، غليظ را لطيف مي نمايد ،سستي مي آورد ، گدازنده است با كمي جذب يا اصلاً جاذب نيست .
دمل و جوش :بوسيله ي قوت سست كنندگي و تحليل كه در آن موجود است ورم هاي گرم را فرو نشاند و تصلبات كم را نرم مي كند.خوردن آن در مداواي ورم سخت داخلي مفيد است .
مفاصل :كشيدگي را سستي مي دهد .همه اندام هاي عصبي را تقويت مي نمايد و براي رفع خستگي از هر دارويي سودمندتر است ، زيرا حرارت بابونه به حرارت جاندار مي ماند .
سر :مغز را تقويت مي كند ،در مداواي سر درد سر ، تخليه سر از مواد ناسازگار مؤثر است .زيرا مي گدازد و جذب نمي كند .زخم هاي دهان را بهبود مي بخشد .
چشم :ضماد آن جوش تركيده چشم (غرب )را شفا مي دهد و در مداواي رمد و تيرگي و جوش و خارش و حرب چشم سودمند است .
سينه :خون را ازسينه پاك مي كند و بر مي آورد .
اندام هاي غذا :يرقان را از بين مي برد .
اندام هاي دفعي :هرنوع از بابونه به ويژه بابونه اي كه گل ارغواني دارد در ادرار بول و بيرون آوردن سنگ مؤثر است .در علاج دردهاي سرد و گرم مثانه بابونه را بر مثانه مي بندند .
تب ها :براي تب هاي سبك و ورم هاي گرم دروني كه هنوز به طور كامل نرسيده باشند سودمند است . اما در تب هاي بسيار شديد و در ورم هاي گرم تمامي رسيده اثري ندارد .
بابونه چشم گاو يا اقحوان
به قول ديسقوريدوس :برخي از مردم ، اقحوان را اماريون ، برخي قورينبون و گروهي ازقسمون مي نامند .
اقحوان دو صفت دارد :زرد مايل به سرخي و سفيد .نوع سفيدش قوي تر است .
گياه آن داراي چوبهاي نازك است ، گل آن سفيد و مدور و وسطش زرد است . بويي سنگين دارد و مزه اش به تلخي مي زند،گل اقحوان به گل مرو مي ماند. تند مزه و تند بو است .
خاصيت درماني :گرمي بخش ، رساننده علاج انواع انسداد است و نوع سرخ رنگ آن قابض و مانع سيلان است . تحليل مي برد ليكن در گيرندگي و خشكانيدن از گدازندگي قوي تر است .
اقحوان عرق آور است و اگر روغنش را بر اندام بمالند عرق مي آورد .
تحليل برنده و لطافت بخش است و همه رگها را باز مي كند .
اندام هاي سر:خواب آور است و بو كردن تازه آن سبب خوابيدن مي شود. روغن اقحوان درد گوش رادرمان مي كند .
مفاصل :در مداواي پيچش ، پي ، پارچه پشمي را در اقحوان آب پز شده مي خيسانند و بر جاي دردناك مي گذارند مفيد است .
دمل و جوش :ورم گرم معده و خون بند آمده در معده را از بين مي برد و در علاج ورم هاي سرد نيز مفيد است .
زخم و زخم هاي چركي :در مداواي ناصور و قرحه هاي پليد و بركندن خشك ريشه و علاج زخم هاي پي مفيد است .
اندام هاي تنفس و سينه :اگر خشك شده آن را با سكنجبين و نمك بخورند در علاج «ربو »مفيد است .
اندام هاي غذا :براي فم المعده بد است ليكن چيزهايي را كه با معده سازگار است و بسوي معده مي آيند تحليل مي برد و مي خشكاند و خون بند آمده داخل معده را آب مي كند .
اندام هاي دفعي :شديداً ادرار آور است .اگر با عسل آب باشد خون منعقد در مثانه را حل مي كند . گل اقحوان اگر با عسل آب خورده شود سنگ مثانه را خرد مي نمايد .
شكوفه اقحوان و استعمال روغن آن در نزد زنان بول و حيض را ريزش مي دهد .استعمال روغن اقحوان نيز مدر است و سفتي زهدان را از بين مي برد و آن را باز مي كند .
روغن آن سودا و بلغم را بيرون مي دهد و در علاج ورم هاي گرم لبه مقعد و تركاندن بواسير مفيد است . در علاج ترك هاي آب ريز و قولنج و درد مثانه و سفتي طحال مفيد است .

بار سرو

ضماد آن در علاج فتق و ورم ها سودمند است .

بارزد (قنه )

ديسقوريدوس گويد :قنه انگم گياهي است كه به خيزران مي ماند و در سوريا يعني در شام مي رويد.بعضي آن را (مكانيون )گويند .نوع بهتر متراكم تر است كه به كندرشبيه است و با دست خرد مي شود .
مزاج :گرم و خشكاننده است .
خاصيت :نرمي بخش ، تحليل برنده ، بادشكن ، گرمي بخش و التهابي و جاذب است و از آن داروهاست كه شايد گوشت را تباه سازد .
آرايش :جوش هاي عدسي را قطع مي كند .
ورم :داراي خنازير است .
قرحه :با سركه بر زخمهاي شيري بمالند خوب است .
مفاصل :در علاج خستگي و كزاز و ترنجيدن ماهيچه مفيد است .
سر :داروي سردرد است . صرعي دار آن را بو كند بهوش آيد . علاج گيجي و بيهوشي است . داروي دندان درد و دندان كرم خورده است . درد سرد گوش را درمان مي كند .
اگر با روغن سوسن باشد و نيمه گرم در گوش بچكانند ورم و درد گوش را سودمند مي آيد و هيچ آزاري ندارد .
سينه :علاج برنشيت و سرفه هميشگي است .
اندام هاي راننده :در ريزش دادن حيض بسيار قوي است . اگر بردارند خفگي زهدان را معالجه مي كند .
زهرها :پادزهر تير زهرآلود ، و سم مار و كژدم است . دودش حشرات موذي را تار و مار مي كند .

بادرنگبويه

مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :در علاج همه بيماريهاي بلغمي و سودايي مفيد است .
آرايش :در خوشبو كردن دهان بسيار مؤثر است .
زخم و قرحه :داروي گرمي سودايي است .
سر :بندآمده هاي راه به دماغ را باز مي كند و بوي گند دهان را از بين مي برد .
سينه : شادي آور ، توان بخش قلب ، علاج خفقان است .
اندام هاي غذا : كمك هضم غذا است و داروي سكسكه مي باشد .

بادنجان

نياز به معرفي ندارد . تازه ترش سالم تر است و كهنه اش بد است و مزه و مزاج قليا را دارد .
مزاج :به عقيده ابن ماسرجويه سرد مزاج است . ليكن در حقيقت چون تلخي و تندي دارد گرمي و خشكي در درجه دوم غالب آمده است .
خاصيت :سبب سودا و انسداد مي شود .
آرايش : پوست را بد رنگ و سياه مي كند . رنگ را زرد مي گرداند . بادنجان كوچك همه پوست است و لكه هاي سياه صورت را سبب مي شود .
دمل و جوش :پديد آورنده ورم هاي سرطاني و سخت و جذام است .
اندام هاي سر : انسداد ، سردرد و جوشهاي دهان را بوجود مي آورد .
اندام هاي غذا : گرفتگي هايي براي كبد و طحال در بر دارد . اما اگر آن را با سركه بپزند گرفتگي كبد را باز مي كند .
اندام هاي دفعي : باعث بواسير است ، وليكن اگر دنباله هاي بادنجان را در سايه خشك كنند براي دفع بواسير خوب است . بادنجان به رواني و قبضي شكم كاري ندارد .اما اگر در روغن بپزند روان كننده و اگر با سركه بپزند قابض است .

بادام

نياز به معرفي ندارد .بادام از گردو كم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است .
مزاج :بادام شيرين تقريباً در گرمي و تري معتدل است و كمي سوي تري مي گرايد .
بادام تلخ گرم و خشك است .
خاصيت :انگم درخت بادام تلخ گيرنده و گرمي بخش است . بادام عموماً زداينده و پاك كننده و بادكننده هست . ليكن بادام تلخ لطافت بخش است و زدايندگي بيشتر دارد و از اينرو در باز كردن قوي تر از بادام شيرين است
آرايش :بادام تلخ علاج لكه هاي سياه ،كك و مك ، اثرها و گرمي زدگي ها مي باشد .
ترنجيدگي رخساره را سر حال مي آورد.بيخ بادام تلخ را بپزند و بر لكه هاي سياه بگذارند بسيار مفيد است .خوردن بادام شيرين فربهي مي آورد .
ورم و جوش :بادام تلخ با آب انگور كهنه علاج شري است (آبله ريزهاي سرخ و آزار دهنده ).
قرحه :با عسل بر پوست بمالند مورچگي و ساعيه (ريز تر از مورچگي ) را علاج مي كند .با سركه يا آب انگور كهنه داروي بيماريهاي ويروسي پوستي يا(پوست انداختن ) و تلخ از شيرين كاري تر است .
سر :بادام و به ويژه تلخ كوبيده و سائيده داروي درد گوش و صداها و وزوزگوش است .با بادام و آب انگور كهنه سر را بشويند رطوبت و سپوسه و شوره را از ميان بر مي دارد و خواب مي آورد .
چوب درخت بادام تلخ را بكوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سركه و روغن گل مخلوط كنند و بر پيشاني ببندند سردرد از بين مي رود .روغن بادام تلخ هم داروي سردرد است .
چشم:تقويت ديد مي كند .
سينه :بادام تلخ با نشاسته گندم داروي خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشيت و ذات الجنب مفيد است .
روغن بادام شيرين و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفيد است .
اندام هاي غذا :بادام و به ويژه بادام تلخ راه بندان هاي كبد و طحال را باز مي كند .
بادام تلخ دهانه رگهاي دهان بسته را باز مي نمايد .
چغاله بادام كه با پوست باشد ديرهضم است ،كم غذاست وخلطش خوب است .
چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر مي چيند .و اگر همراه شكر بخورند زود سرازير مي شود .
قاوت بادام شيرين بر معده گران است و زرداب را بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :بادام تلخ راه بندان گرده را باز مي كند ،روغن بادام تلخ تنقيه كننده كليه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد مي كند .
بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد كنند براي كليه مفيد است . بادام تلخ داروي درد ،ورم گرم ،سخت شدن و خفه شدن زهدان است .
علاج بي اختيري ادرار و درد گرده است .بادام تلخ را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
بادام شيرين كه زدايندگي دارد و بادام تلخ كه از آن زداينده تر است و هر دو براي قولنج داروي خوبي هستند .
روغن بادام كه از بادام جدا شود لطيف تر و سبك تر مي شود .
زهرها :براي گزيده سگ هار مفيد است .

بارهنگ آبي

مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :گويند هيجان را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :گويند در مداواي زخم روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض مي كند و در علاج فتق مؤثر است .
زهرها :پادزهر خرگوش آبي و افيون و غيره است

باقلا

باقلاچندين نوع است :آنچه ما مي شناسيم ، باقلاي مصري ، نبطي و هندي است .
باقلاي نبطي از همه قابض تر و مصري از همه رطوبتي تر است .
اگر باقلادير هضم و نفاخ نبود ، از لحاظ غذايي خوب از افشره جو كمتر نمي بود بلكه خوني كه از باقلا پديد مي آيد از خوني كه از افشره جو غليظ مي آيد پر مايه تر و قوي تر است .
بهترينش باقلاي سفيد و چاق است كه كرم زده نباشد .
بدترينش باقلاي تازه و تر است و بهتر آن است كه زياد در آب خيس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمك و شيره ي انگدان وسعتر و روغن هاي ديگر بخورند .
اما باقلاي هندي در اندازه اي ويژه تنها در داروهاي استفراغ و روان ساختن شكم بكار مي رود .
مزاج :تقريباً معتدل است و گرايش به سوي سردي و خشكي دارد .داراي رطوبتي بيش از لزوم است و بخصوص باقلاي تر بيش از خشك آن تر مزاج است .
باقلاي تربارطوبتي كه دارد و با سردي كه در آن هست مي تواند كشنده باشد . و آنهايي كه مي پندارند سردي باقلا در درجه دوم است زياده روي كرده اند .
خاصيت :اندكي زداينده و بسيار نفاخ است . اگر خوب بپزند ولي نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندين بار آب آن را عوض كنند حالت بادزايي را از دست مي دهد .
اگر باقلا را پوست بكنند و مغزش را در ديگ بسايند و حركت ندهند بادزايي آن كاهش مي يابد .
باقلاي در روغن جوشيده كم باد است وليكن دير هضم تر هم هست .
نپخته باقلا با پوست ، بادش بسيار است و شايد آرد آن كم بادتر باشد . باقلاي نبطي قابض است و پوستش از همه اجزايش قابض تر است و زداينده نيست .
باقلاي مصري از همه انواع باقلها قبض تر و زداينده تر است و گوشت سست ايجاد مي كند و خلط هاي غليظ مي آفريند . ولي بقراط باقلاي مصري را به خوبي تغذيه ستوده و آن را مايه بهبودي مي داند .
اگر باقلا را به دو نيم كنيم و بر جاي نزيف بگذاريم خون بند مي آيد .
اگر مرغي از باقلا تغذيه كند و كسي تخم آن مرغ را بخورد خوابهاي پريشان مي بيند .
باقلاخارش با خود مي آورد به ويژه باقلاي سبز بسيار خارش آور است .
آرايش :پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازك مي شود .
باقلا و به ويژه اگر با پوست باشد بهكلك و پيس را از صورت مي زدايد و لكه هاي سياه و نقطه ها را از بين مي برد و رنگ و روي را زيبا مي كند .
دمل و جوش :ضماد باقلا با آب انگور كهنه آماس بيضه را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه :درعلاج قرحه ماهيچه مفيد است .
مفاصل :در مداواي ترنجيدن ماهيچه و ضماد آب پزش با پيه خوك در نقرس سودمند است .
سر :سردرد مي آورد و هر كس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زيان مي بيند .
ماده اي سبز در اندرون باقلاي مصري هست كه تلخ مزه است اگر آن را بكوبند و با روغن گل مخلوط كنند و در گوش دردمند بچكانند درد از بين مي رود .
چشم :باقلا را با عسل و شنبليله ضماد كنند و بر چشم بگذارند براي پژمردگي چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفيد است .
باقلا با كندر و گل محمدي خشيكده و سفيده تخم مرغ ضماد شود داروي برآمدگي چشم است و به ويژه اگر كره چشم برآمده باشد .
اندام هاي تنفسي :براي سينه خوب است .داروي خون برآوردن و سرفه است .اگر باقلا را با عسل و آرد شنبليله مخلوط كنند آماس گلو و لوزتين را فرو مي نشاند .
ضمادش براي آماس پستان و پنير شدن شير در پستان داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :دير هضم است ، زود سرازير مي شود و زود بيرون مي رود .علاوه بر اين سبب انسداد مي شود .باقلاي پوست نكنده را در سركه بپزند مانع استفراغ مي شود .باقلاي هندي مؤثرترين عامل قي كردن است. اندام هاي دفعي :باقلا را با سركه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروي اسهال مزمن است .
در مداواي خراش روده مفيد است و به ويژه باقلاي نبطي بيشتر مؤثر است و قاوت آن هم همين كنش را دارد .قاوت چنانكه هست يا شوربا شود فرقي نمي كند .
ضماد باقلا ورم رگ هاي بيضه را فرومي نشاند و به ويژه اگر با آب انگور كهنه بپزند كمترين مقدار باقلاي هندي خورده شود اسهال مي آورد .

بدل مرجان

مشهور است .سنگي است كه از دريا بيرون مي آورند و به رنگهاي سرخ ، سياه و سفيد يافت مي شود .
مزاج :سرد و خشك است .
خاصيت :گيرنده است و نزيف راباز مي دارد .خشكندگي آن بيشتر از گيرندگي و بسيار خشكاننده است .
زخم و قرحه :گوشت زيادي را از بين مي برد .
چشم :چشم را جلا مي دهد و تقويت مي كند و به ويژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است .رطوبت هاي چشم را بر مي مكد و اثر قرحه هاي چشم را از بين مي برد و در مداواي (دمعه )مفيد است .
اندام هاي تنفسي :در باز داشتن خون بر آوردن و در بيرون راندن خون مؤثر است و در اين باره سيال آن همان تأثير را دارد .و به ويژه سوخته شسته آن كه ازجمله داروهاي تقويت قلب و تسكين خفقان قلب بشمار مي آيد. اندام هاي غذا : محلول آن در علاج آماس طحال مفيد است .
اندام هاي دفعي :داروي زخمهاي روده است .

برباله

اين گياه داراي ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبيه فريز است . تخم زيادي دارد .خوشبو است و زبان را مي خارد . اين گياه در ميان برگهايش و نزديك ساقه گل هاي بنفش رنگي توليد مي كند كه شبيه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .ساقه هاي آن از اجزاي ديگرش مفيدترند .قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوي تر است .
مزاج :اين گياه گرم و خشك است و شهرت دارد كه گرمي آن بيشتر از خشكي است .
خواص درماني :تمامي اجزاي اين گياه در باز كردن و تسكين دردهاي دروني مفيد است به ويژه خيسانده آن .
مفاصل :اسارون و به ويژه خيسانده آن در مورد بيماري اعصاب(سياتيك) درد مزمن سرين بسيار مؤثر است .
چشم :اين گياه در معالجه ستبري قرنيه مفيد است .
اندام هاي تغذيه : بر باله در معالجه بند آمدگي هاي كبد و سخت شدن اين عضو بسيار مفيد و در مداواي يرقان نيز مفيد است .
اندام هاي دفعي : برباله با تقويت مثانه و كليه به دفع بول كمك مي كند . داراي خاصيت مسهل است .

برغست (قنابري )

مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف ،زداينده ، تكه كننده
آرايش :لكه هاي سياه و بهك را مي زدايد و بدون شك خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين برنده وضح (لكه هاي سپيد صورت )است ، كه در ظرف چند روز اين كار را مي كند .اين دارو را عرب ها مي شناسند .
زخم و قرحه :ضماد برگش زخمهاي چركي پستان را علاج است .
سر :آبش را به بيني بكشند رطوبت هاي غليظ را علاج مي كند .
نفس كش :شش را مي پالايد و راه بندان ها را باز مي كند .
اندام هاي غذا :راه بندان هاي كبد و طحال را باز مي نمايد .
اندام هاي راننده :آبش شكم را روان مي سازد ،ضماد برغست بواسير و درد و پيچش روده را باز مي دارد و سفتي زهدان را نرم مي كند و كيموس هاي غليظ را بيرون مي راند .
زهرها :برغست پادزهر همه حشرات موذي است .

برنج

دانه اي است مشهور .
مزاج :گرم و خشك است ، برخي گويند از گندم گرمتر است .
خاصيت درماني :برنج غذاي خوبي است و كمي به خشكي مايل .اگر برنج را با شير و روغن بادام بپزند نيروي غذايي آن بيشتر و بهتر مي گردد و ديگر خشكاننده و بند آورنده نيست به ويژه اگر برنج را شبي در آب سبوس بخيسانند .
برنج به كندي سردي مي دهد و براي جلا دادن خوب است .
اندام هاي دفعي :برنج آب پز تا حدي قبض كننده است .شير برنج آب پشت را زياد مي كند و قبوضيت ندارد .مگر آنكه آن را در پوسته بسيار بجوشانند و آب آن را بخار كنند .اگر برنج را در آب سبوس بخيسانند اين قبوضيت را به كلي از دست مي دهد

برطانيقي

برخي گويند بستان افروز است و قسمي گويند غيرآن است و برگش به برگ ترشك كوهي مي ماند ولي اين از ترشك بهتر است و تقريباً سيه فام است .
خاصيت :برگ آن بسيار قابض است .
زخم و قرحه :زخم و زخم ها را بهم مي آورد.
سر :داروي جوش هاي دروني و زخم هاي كهنه دهان است و بايد در مداواي جوش هاي دهان رب آن استعمال شود كه بسيار سودمند است .

برگ كابلي

گياه برگ كابلي كه عبارت از دانه اي هندي است دو نوع مي باشد :كوچك و كم شاخه ،بزرگ و پرشاخه .كوچك آن بهتر از بزرگ آن است .
دانه برگ كابلي را از هندوستان يا سند مي آورند .
مفاصل :دربركندن بلغم بسيار خوب است .
اندام هاي دفعي :براي راندن بلغم روده ، كرم كدو و ساير كرم ها بسيار مؤثر است .

بسپايك

بسپايك عبارت از چوبي است باريك ، خاكي رنگ ، گره دار و كمي به سياهي و سرخي مي زند يا مايل به سبز است .
شاخه هايي دارد شبيه به كرم هايي كه پاهاي بسيار دارند . مزه اش تا اندازه اي شيرين و گس است .
برخي گويند :بسپايك روي درختي در مردآب ها مي رويد . و پاره اي مي گويند بر سنگ ها نمو مي كند . بهترينش آن است كه ستبري آن به اندازه ي انگشت كوچك و رنگش مايل به سرخي باشد و در درجه دوم نوع زرد پرمايه و شاداب و ترد كه كمي تلخي و گوارايي همراه گسي دارد و مزه اش به مزه ي ميخك شباهتي دارد ،خوب است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :گدازنده ، رساننده ، بادشكن و راننده رطوبت است .
مفاصل :ضمادش در پيچش عصب سودمند است .
اندام هاي دفعي :بدون درد دادن شكم را روان مي كند ، بلغم و كيموس آبي را بيرون مي راند . در مداواي قولنج بسپايك را در آبگوشت خروس يا ماهي يا آش حبوبات داخل مي كنند .
بيخ بسپايك را بكوبند و گرد آن را با عسلاب سبك مخلوط كنند و از آن بخورند مراره و بلغم را بيرون مي آورد .

بشام

درختي است مصري ،بو و برگش به برگ و بوي فيجن شبيه است . ليكن برگ بلسان سپيدتر است . تنه درخت بلسان به تنه درخت حضض ( فليزهره )مي ماند .از حيث تأثير درماني روغنش از دانه و دانه اش از چوبش قوي تر است .
روغن :شيره آن را بعد از طلوع ستاره دو خواهر مي گيرند .با نيشتر تنه آن را سوراخ مي كنند و هر شيره اي كه از آن تراوش مي كند بوسيله ي پنبه دانه بر مي دارند و هر ساله بيشتر از چند رطلي جمع نمي شود .
مزاج :گرم و خشك
خاصيت درماني :انسداد را باز مي كند و در بيماري هاي دروني سودمند است .
زخم و قرحه :بشام و به ويژه اگر با زنبق باشد زخم را تنقيه مي كند و پوسته استخوان را بيرون مي كشد .
مفاصل :خوردنش براي مداواي يماري اعصاب و تناول پخته شده آن در علاج ترنجيدگي مفيد است .
اندام هاي سر :سر و زخم هاي سر را تنقيه مي كند ، در مداواي صرع و سرگيجه سودمند است .
اندام هاي چشم : بشام و شيره اش تم چشم را بر طرف مي كند چشم را جلا مي دهد و ديد را تقويت مي نمايد .
اندام هاي تنفسي و سينه :چوب و دانه اش درمان پهلو درد ، برونشيت شديد ، نفس تنگي ، دردسر و شش هستند .
شيره و دانه آن درمان ذات الريه سرد ، و سرفه مي باشد . همه اجزاء آن براي قسمت دروني بالايي شكم سودمند است .
اندام هاي غذا :در ضعف هاضمه مفيد است . پخته آن سوء هضم را از بين مي برد و معده را تنقيه مي كند و كبد را قوت مي دهد .
اندام هاي دفعي :مدر بول است .
درد وپيچ روده (مغص )را درمان است . بخور آن رطوبت زهدان را دفع مي نمايد و آن را خشك مي كند و چاره ساز سردي زهدان است . اگر دود آن را بركشند كليه دردهاي زهدان را از بين مي برد . پخته اش دهانه رحم را باز مي كند . اگر با روغن گل و موم مرهم شود سردي رحم را برطرف مي كند و در بي اختياري ادرار سودمند است .
تب ها :شيره اش تب لرز را علاج است .
زهرها :ضد سموم و درمان مارگزيده است و اگر شيره آن را با شير حيوان بنوشند پادزهر شوكران و به ويژه هر سموم حشرات موذي است .

گشنيز

گياهي است شبيه خاراگوش ، ولي اين به رنگ سبز است و رطوبتي چسبنده دارد .نوعي ديگر از آن هست كه شاخه هايش از اين كوتاهتر و برگش پهن تراست. برگ آن ريز و باريك و به رنگ هاي سپيد و زرد در بهارو تابستان پيدا مي شود.
خاصيت :لطافت بخش ، بسيار بازكننده ، ضماد آن فضول را از ريزش به سوي اندام باز مي دارد .
سر :ضمادش سردرد سرد را درمان مي كند .محلول و آب پزش سالمتر است ،از بند آمدن بيني جلوگيري مي كند و علاج زكام مي باشد .
اندام هاي دفعي :سنگ كليه را خرد مي كند .درآب پزش بنشينند حيض را روان مي سازد و قرحه هاي زهدان را پاك مي كند ،خوردن و ضماد آن زهدان بهم آمده را باز مي كند و سختي زهدان را از بين مي برد .

بعل

گياهي است كه در بهاران در آب مي رويد و به يونجه و شبدر مي ماند .
شاخه هايش بسيار و تخمش همانند تخم هويچ است .
مزاج :گرم است .
اندام هاي غذا :براي طحال بسيار خوب است .
اندام هاي دفعي :مدر بول است .

بكمون

همان عرفج بياباني و از رده شيرداران و تخم آن چون ساير شيرداران آتشين و اسهال آور است .

بلوط

معروف است .بلوط قابض است و قبوضيت شاه بلوط كمتر است .
بيشتر قبوضيت بلوط از جفت آن است كه پوسته داخلي بلوط است .
مزاج :سرد و خشك است .شاه بلوط كه از شيريني برخوردار است كمي گرمي در بر دارد .برگ بلوط از بلوط قابض تر و در خشكانيدن كمتر از بلوط است .
خاصيت :در شاه بلوط زدايندگي و در همه انواع بلوط قبوضيت هست . پايين هاي شكم را پر باد مي كند و نزيف ها را باز مي دارد و در اين زمينه برگش از همه بيشتر كنش دارد .
همه انواعش نيروبخش اندام ها مي باشد .شاه بلوط دير هضم است و نيروي غذايي بيشتر دارد.اگر با شكر آميزند نيروي غذايي آن افزايش مي يابد.
جالينوس فرمايد :بلوط تقريباً از حيث غذايي بودن به گندم مي رسد و از ساير حبوبات مغذي تر است .شاه بلوط كه شيرين است از بلوط مغذي تراست. ليكن عموماً غذايش براي آدميزاد بسيار خوب نيست .
برخي از مردمان به خوردن بلوط عادت كرده اند ولي چون از آن نان مي پزند سالمتر مي شود و زياني نمي رساند .
دمل و جوش :بلوط مخلوط با پيه بزغاله و خوك نمد سود براي گرفتگي عروق مفيد است .
ثمر بلوط در مداواي ورم هاي گرم كه نو پديد باشند مفيد است .
زخم و قرحه :مانع زياد شدن جوش هاي ساري ،(زخم دهان )زخم هاي فراگير (ساعيه )مي باشد ، كه در اين حالت بايد برگ بلوط را بسوزانند و سائيده آن را بر زخم بگذارند يا بر زخم بپاشند كه در بهم آوردن زخم ها بسيار مفيد است .
سر :چون بازدارنده بخار است سردرد مي آورد و در بند آوردن شكم نيز فعال است .
اندام هاي تنفسي :داروي خون بر آوردن است .
اندام هاي غذا :در علاج رطوبت معده مفيد است .
اندام هاي دفعي :قبض است ، در مداواي خراش و قرحه روده و نزيف خون مؤثر است و بول را فزوني مي دهد .
زهرها :پادزهر حشرات موذي است .آب پز پوست بلوط با شير گاو و پادزهر (سهام ارمني )است .مغزشاه بلوط براي هر زهري پادزهر خوبي است

بل

گويند خيار هندي است و به خيار كبر مي ماند .مزه اش تلخ و مانند مزه زنجفيل است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :قبض است و درون را توان مي بخشد .
اندام هاي غذا :آتش معده را دامن مي زند ،در علاج قي سودمند است و يكي از داروهاي گوارشي است .
اندام هاي دفعي :شكم را بند مي آورد و باد را پراكنده مي كند

بليله

تقريباً هم مزاج آمله و مغزش شيرين و تقريباً چون فندق است .
مزاج :سرد و خشك است .
خاصيت :هم زداينده و نرم كننده است و هم قابض .
اندام هاي غذا :معده را دباغي و جمع مي كند ، سستي و رطوبت معده را از بين مي برد ، هيچ دارويي در دباغي معده به بليله نمي رسد و فوايد بسيار دارد .
اندام هاي دفعي :شايد شكم را بند آورد .بعضي گويند تنها ملين است و بس .
بليله براي روده مستقيم و مقعد بسيار سودمند است .

بنك

چيزي است كه از هند و يمن مي آورند .گويند تراشه خار مغيلان است .
زرد و سبك و خوشبويش خوب است و سفيد و سنگين آن بد است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :اندام ها را تقويت مي كند .
آرايش :پوست را پاك مي كند .رطوبت هاي زير پوست را مي مكد . بدن را خوشبو مي كند .
اندام هاي غذا :براي معده خوب است .
سر :با عقل و هوش ناسازگار است .
خاصيت :اندام ها را تقويت مي كند .
آرايش :پوست را پاك مي كند .رطوبت هاي زير پوست را مي مكد . بدن را خوشبو مي كند .
اندام هاي غذا :براي معده خوب است .

بورك

بورك درتأثير بخشي مانند نمك است و تفاوت اين است كه بورك قوي تر از نمك است و قابض نيست .
گاهي آن را در سفاليني بر آتش بريان مي كنند .
خاصيت درماني :بسيارزداينده ،شوينده و قشرانداز است ،تنقيه مي نمايد و خلط هاي غليظ را مي برد .
آرايش :بورك را اگر برمو بپاشند مو را نازك مي كند.ضماد بورك خون را به سطح بدن مي كشاند و رنگ رخساره زيبا مي شود .بورك لاغري را علاج مي كند .ليكن اگر زياد بخورند رنگ را سياه مي گرداند .
زخم و قرحه :در زدودن چرك مؤثر و داروي خارش است . بورك و سركه علاج جرب است .
مفاصل :از بورك و داروهاي ديگر مرهم مي سازند كه بيماري فلج را به تأخير مي اندازد و به ويژه فلج سبك را از بين مي برد و داروي پيچش پي ها است .
سر :درعلاج شوره سر مفيد است .كف بورك را با عسل در گوش بچكانند در پاك نمودن و باز كردن گوش مؤثرو براي علاج كري سودمند است. بورك مخلوط با آب انگوركهنه يا شربت زوفا صداهاي گوش را ازبين مي برد. اندام هاي غذا :براي معده بد است و معده را تباه مي گرداند .ضماد بورك با انجير استسقا را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :برداشتن (حقنه )بورك شكم را روان مي سازد . بورك را با آب انگور كهنه و زيره يا پخته فيجن و شبت بخورند درد و پيچش روده (مغص )را از بين مي برد .در رفع درد شكم عموماً از نمك مؤثرتر است .
بورك را با برخي از داروهاي ضد كرم مي نوشند ،كرم ها را بيرون آورد . همچنين شكم و ناف را با آن مسح كنند و نزديك آتش بنشينند كرم ها را مي كشد و در اين زمينه نيز از نمك بهتر است .
زهرها :هربوركي و به ويژه بورك آفريقايي سوخته و ناسوخته و كف بورك نيز بهترين پادزهر قارچ سمي است .
در علاج گزيده سگ هاربورك را با پيه الاغ و خوك قاطي مي كنند و بر زخم مي گذارند .

بويانس

اكثراً بيخ آن را بكار مي برند . انگم و شيره اي هم دارد كه انگم از شيره قوي تر است .
بويانس را با روغن زيتون ، آبكامه ، كمي آب انگور كهنه مخلوط مي كنند و بهم مي زنند تا غليظ شود و هرچه پرمايه تر شود مفيد تر است .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :تحليل برنده است .
زخم و قرحه :از شدت خشك كنندگي كه در آن است پوسته استخوان فاسد شده را جدا مي كند و چرك زخم را از بين مي برد .
مفاصل :با اعصاب بسيار ناسازگار است .
اندام هاي تنفسي :زائده هاي غليظ را كه در سينه باشند بيرون مي آورد . براي شش خوب است و خوردن وضماد آن داروي ريه وزخم هاي ريه است. اندام هاي غذا :اگر بويانس را بر طحال بمالند يا آن را در آب گرم حل كنند و بر طحال بمالند سختي طحال را از بين مي برد .

بوزيدان

چوبي است ره آورد هندوستان و تأثيرش به تأثير بهمن نزديك است .
بهترينش سفيد و ستبر و راه راه و زبر است .باريك و هموارش كه سفيدي آن كم باشد خوب نيست .گاهي آن را بوسيله ي (لعبه بربري )غش مي نمايند .
مزاج :گرم و خشك است .
خاصيت :نرم كننده است و لطافت بخش .
مفاصل :در مداواي درد مفاصل و نقرس مفيد است .
اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .
زهرها :پادزهر است .

بهمن

قطعات چوبي است كه عبارتند از ريشه هاي خشك و ترنجيده و ناهموار و برخي سفيد و برخي سرخ رنگ اند .
مزاج :گرم و خشك .
آرايش :فربه كننده .
اندام هاي سينه :براي قوت قلب بسيار خوب و در علاج خفقان مفيد است .
اندام هاي دفعي :در افزايش آب پشت بسيار مؤثر است .

به

مزاج :سرد و خشك است .
خاصيت :به و گل و رغن به قبضند و به شيرين كمتر قبض است .به دانه قبض نيست و ملين است . به دانه از جريان مواد زائد به درون جلوگيري مي كند .به عموماً توان بخش است .
آرايش :بازدارنده عرق است .روغن به داروي ترك هاي ناشي از سرما است .
ورم و جوش :روغن به بهترين داروي مورچگي است .
قرحه :روغن به در علاج زخم هاي چركي مفيد است .
مفاصل :زياد خوردن به درد اعصاب بدنبال دارد .
چشم :برشته اش را بر آماس گرم چشم بگذارند سودمند است .
سينه :افشره به در علاج نفس بلندي برنشيت و خون برآوردن مفيد است .
به دانه زبري گلو را بر طرف مي كند ،گرفتگي ريه را نرمش مي دهد . لعاب به نيز خشكي قصبته الريه را تر گرداند .
اندام هاي غذا :از استفراغ جلوگيري مي كند ،خمار را مي زدايد ، تشنگي را تسكين مي دهد .
اگر كسي معده اش براي پذيرش زائده آمادگي دارد از خوردن به كه معده را قوي مي گرداند فايده مي بيند .به كال تقويت معده مي كند و مانع استفراغ بلغي است .
بول را ريزش مي دهد .گويند اين خاصيتش روي آورد است . شكم را بند مي آورد و قبوضيتش بي منفعت نيست .
به را با عسل بپزند بيشتر بول را ريزش مي دهد اما ممكن است بجاي قبوضيت اسهال بياورد .گاهي سبب قولنج و درد و پيچش روده مي شود . خونريزي حيض را بند مي آورد .افشره به يا روغن به را در ذكر بچكانند سوزش مجراي بول را شفا مي بخشد .
روغن به به نفع گرده و آبدان است .
اگر با غذا به بخورند اسهال مي دهد و اگر زياد بخورند خوراك را قبل از هضم شدن بيرون مي ريزد .
با آب پز به حقنه كنند برآمدگي هاي مقعد و زهدان را بر طرف مي كند .

بيش موش بوحا

بوحا گياهي است كه در زمين هاي رستنگاه بيش مي رويد و هر بيشي نزديك بوحا برويد ثمر نمي دهد .
بوحا بهترين پادزهر بيش است .اما بيش موش جانوري است شبيه موش و سوراخش در نزديكي بيخ بيش مي باشد .
هر فايده كه «بيش »در علاج برص و جذام دارد «بوحا »هم دارد. بيش موش نيز داروي برص است و در مداواي جذام سودمند ،و پادزهر افعي و ساير سم ها است .

بيش

سمي است كشنده
مزاج :در منتهاي گرمي و خشكي است .
آرايش :اگر بر برص بمالند يا با معجون (بزرجلي )بخورند برص را از بين مي برد و در مداواي جذام نيز سودمند است .
زهر:سمي است كشنده ،فوري كه جسم را مي گنداند .پادزهر بيش موش بيشتر است و آن نوعي موش است كه از گياه بيش تغذيه مي نمايد . بلدرچين هم از بيش مي خورد و مي ميرد .
با معجون هايي كه به منظور جلوگيري از سم بيش درست مي كنند مسك هم داخل است .

بيوه زا ـ شش شاخ

مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف و تحليل برنده .
مفاصل :در علاج كزاز مفيد است .
سر :آب پزش را در دهان بگردانند داروي درد دندان و در علاج هر نوع نزله مفيد است و ريشه هايش نيز همين كارها را انجام مي دهد .
نفس :در بيرون راندن خون از سينه مفيد است .
اندام هاي غذا :بيخش علاج استفراغ پي در پي است .
اندام هاي راننده :بيخش در علاج تراوش رطوبت هاي هميشگي زهدان مفيد است .

بيد بياباني

برگش را پاره كنند شيره قوي مي دهد .
خاصيت :ثمر و برگش گيرنده بي آزارند .به حد كافي مي خشكاند . خاكسترش بسيار خشكاننده است .بيد تر را ضماد كنند خونريزي را بند مي آورد .
برگش را پاره كنند شيري مي دهد كه بسيار زداينده و نرم كننده است .
آرايش :خاكسترش را با سركه بر زگيل بمالند آن را بر مي كند .
زخم و قرحه :بيد بياباني و به ويژه ثمر و برگش ضماد شود زخم ميان استخوان را علاج است ،خاكسترش را با سركه بر پوست بمالند مورچگي را از بين مي برد .
سر :شكوفه و آبش مسكن سردرد هستند .افشره برگش در زدودن ريم و چرك گوش بي نظير است .
چشم :ثمرو آبش را بر كاسه چشم ضربه خورده گذارند بسيار مفيد است.
شيره اش براي چشم كم سو داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :آبش براي علاج بند آمده هاي كبد وبيماري يرقان مفيد است. اندام هاي راننده :ثمرش بهم خوردن خون ماهانه را به اعتدال مي آورد .

شيرين بيان

شيرين بيان (Licorice) نوعي گياه با دوام است كه طول آن به 3 نا 7 پا مي‌رسد و سيستم ريشه‌اي پرشاخ و برگي دارد. ريشه‌هاي آن مشتمل بر بخش‌هاي مستقيم چوب چين و چروك دار و اليافي بلند و سيلندري شكل است و به طور افقي در زيرزمين رشد مي‌كند. ريشه‌هاي اين گياه در بيرون از زمين به رنگ قهوه‌اي و در زير خاك به رنگ زرد است.
شيرين بيان اسپانيايي (Glycyrrhiza glabra) به صورت خودرو در برخي از نقاط اروپا و آسيا مي‌رويد. “گلي سيريزين” (Glycyrrhizin) به عنوان ماده‌اي فعال در ريشه شيرين بيان پنجاه برابر از شكر شيرينتر است.
اين ماده حاوي تركيبي به نام “اسيد گلي سيريزيك” مخلوط با نمك‌هاي پتاسيم و كلسيم است. گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك براي درمان زخم‌هاي گوارشي مفيد است. فرآورده‌هاي حاصله از شيرين بيان از ريشه‌ها و ساقه‌هاي زيرزميني گياه فراهم مي‌آيند. گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك مهمترين مواد موجود در اين گياه هستند.
ريشه‌هاي اين گياه حاوي كومارين، فلاون، روغنهاي فرار و استرول گياهي نيز هست. از شيرين بيان براي درمان انواع سرفه‌ها و نيز به عنوان يك داروي مسكن در پوست، اسپاسم و تورم، برونشيت، روماتيسم و روم مفاصل و به عنوان ملين استفاده مي‌شود. بسياري از پزشكان فرآورده‌هاي تهيه شده از ريشة اين گياه را براي درمان زخم گوارشي و التهاب معده مزمن تجويز مي‌كنند (گاستريت مزمن).
برخي ديگر ريشه اين گياه را براي نارسايي اوليه فوق كليه تجويز مي‌كنند. البته هميشه بايد شيرين بيان را با احتياط مصرف كرد. چون ماده گلي سيريزين و اسيد گلي سيريزيك موجود در آن مي‌تواند به غدد فوق كليه آسيب رساند.
شيرين بيان گياهي است چندساله و از خانواده ي بقولات Fabaceae كه ارتفاع آن گاها به 1 تا 2 متر مي رسد. برگ هاي آن به فرم شانه اي مركب فرد مي باشند كه برگچه هاي آن داراي حالت چسبناكي هستند. گل هاي شيرين بيان به رنگ هاي آبي يا آبي متمايل به ارغواني و گاها زرد ديده مي شوند. ميوه ي اين گياه از نوع نيام است كه معمولا هر ميوه داراي 3 تا 6 عدد دانه ي لوبيايي شكل مي باشد. ريشه ها و ريزوم هاي اين گياه داراي پوستي قهوه اي رنگ هستند كه پس از جدا كردن اين پوسته ي خارجي به ساير قسمت هاي ريشه مي رسيم كه به رنگ زرد ديده مي شوند و داراي طعم شيريني مي باشند.
زمان ظهور گلها اوايل تابستان است. ريشه شيرين بيان نسبتاً قطور بوده و طويل مي باشد بطوريكه از 30 تا 200 سانتيمتر طول دارد.
شيرين بيان انواع مختلفي دارد كه به شرح زير هستند:
1- واريته اسپانيايي “G. typical” كه ميوه آن صا و بدون كرك و ريزومها قهواه اي و به قطر 6 تا 18 ميليمتر مي باشد.
2- واريته روسي “G. glandulifera” كه پيكره رويشي آن چسبناك و داراي ريشه هاي متعدد به ضخامت 5 سامتي متر، پوست ريشه فلس دار و قهوه اي رنگ و داراي شيريني ملايم مي باشد.
3- واريته تركي “G. pallida” كه ضخامت ريشه آن حدود 8 سانتي متر است.
4- واريته ايراني “G. violacca” كه ريشه هاي آن نيز بسيار ضخيم است.
خواص داروئي:
شيرين بيان از نظر طب قديم ايران معتدل است .
شيرين بيان را بصورت قطعات كوچك به قطر 0/5 سانتيمتر و طول 1/5 سانتيمتر بفروش مي رسانند .
1)مهمترين خاصيت شرين بيان كه جديدا كشف شده است و در آلمان و اروپا و آمريكا ساتفاده مي شود درمان كننده زخم معده و سرطان معده است براي اين منظور شربت شيرين بيان را تهيه كرده و هر روز بمقدر يك قاشق غذا خوري قبل از غذا به مريض بدهيد و اگر اين عمل را تا 4 ماه تكرار كنيد شخص معالجه خواهد شد .
2)براي تقويت عمومي بدن مفيد است
3)خوردن آن از پيري جلوگيري مي كند
4)براي نرم كردن سينه موثر است
5)زخم ها و تاول هاي پوست را با چاي شيرين بيان شستشو دهيد تا زود خوب شود .
6)ملين است و معمولا آنرا با گياهان ديگر مخلوط مي كنند كه انقباضات را كم مي كند
7)مدر و عرق آور است
8)براي برطرف كردن زخم و التهاب دهان ريشه شيرين بيان را بمكيد .
9)سرفه را برطرف مي كند
10)ورم معده را برطرف مي كند
11)تنگي نفس را تسكين مي دهد
12)براي درمان سوء هاضمه مفيد است
13)براي از بين بردن نفخ شكم مفيد است
14)چشم را تقويت كرده و رفع سردرد مي كند براي اين منظو از فرمول زيراستفاده كنيد :
2 گرم ريشه شيرين بيان را پودر كرده و با يك گرم شكر و يك گرم رازيانه مخلوط كنيد سپس آنرا در آب خيس كرده و هر روز بخوريد.
15)براي درمان موخوره چاي شيرين بيان را به سر بماليد .
16)براي رفع بوي بد زير بغل و پا از برگ هاي شيرين بيان پماد درست كرده و در اين قسمت ها بگذاريد .
طرز استفاده:
دم كرده شيرين بيان : مقدر 50گرم ريشه بدون پوست شيرين بيان را آسياب كرده و در يك ليتر آب جوش بريزيد و بگذاريد مدت 10 دقيقه دم بكشد .
جوشانده شيرين بيان : 20 گرم ريشه شيرين بيان بدون پوست را آسياب كرده و در 100 گرم آب ريخته و آنقدر بجوشانيد كه دو سوم آن باقي بماند .
شربت شيرين بيان : ريشه شيرين بيان بدونپ وست را آسياب كرده و با آب مخلوط كرده و آنقدر بجوشانيد تا غليظ شود
تكه هاي شيرين بيان : مانند آب نبات مي توانيد در دهان گذاشته و بمكيد .
مضرات :
استفاده زياد از شيرين بيان براي طحال مضر است و اگر مي خواهيد از شيرين بيان براي برطرف كردن بيماري و براي مدت طولاني استفاده كنيد بهتر است آنرا با كتيرا بخوريد .
پراكنش و نيازهاي اكولوژيكي
شيرين بيان در اكثر مناطق جهان بخصوص ميان دو عرض جغرافيايي 30 و 45 درجه در نيمكره شمالي زمين مي رويد. اين گياه در كشورمان نيز پراكنش بسيار وسيعي دارد و در استان هايي چون خراسان (شمالي و رضوي)، آذربايجان شرقي و غربي، زنجان، گلستان، كردستان، فارس، اصفهان، تهران و … مشاهده مي شود. شيرين بيان بطور كلي گياهي نورپسند است كه در طول رويش به هواي گرم و رطوبت متوسط نياز دارد.
كاشت، داشت و برداشت
تكثير رويشي (تقسيم ريزوم و ريشه) روش تجاري تكثير شيرين بيان مي باشد اما اين گياه را بوسيله ي بذر نيز مي توان تكثير نمود كه در اينجا به تكثير رويشي اين گياه مي پردازيم. در فصل پائيز (آبان ماه) ريزوم گياهان 3 تا 4 ساله را پس از خروج از خاك به قطعات 15 تا 25 سانتي متري تقسيم مي كنند. اين قطعات را در رديف هايي با فاصله ي 60 تا 80 سانتي متر و با فاصله ي30 تا 40 سانتي متر از يكديگر كشت مي نمايند. پس از كاشت بايست به سرعت آبياري صورت بگيرد. شيرين بيان يكي از گياهان دارويي است كه بيشتر بصورت بهره برداري از طبيعت به بازار مصرف مي رسد و كمتر مورد كشت و كار قرار مي گيرد و جالب است كه بدانيم ريشه ي اين گياه بصورت خشك شده يا عصاره، يكي از مهمترين اقلام صادراتي كشورمان در بخش گياهان دارويي است و در بسياري از كشورهاي اروپايي نظير انگليس، بلژيك، فرانسه و … مورد كشت وسيع قرار مي گيرد.
برداشت ريشه هاي اين گياه در فصل پائيز سال سوم يا چهارم صورت مي گيرد. اين عمل در سطوح كوچك با استفاده از بيل و در سطوح وسيع توسط ماشين هاي مخصوص انجام مي شود.
فرآوري
قسمت مورد استفاده ي اين ريشه هاي اين گياه هستند كه داراي تركيبات مختلفي مي باشند. مهمترين تركيب موجود در ريشه هاي اين گياه اسيد گليسريزيك است كه 50 بار از شكر شيرين تر مي باشد و مقدار آن با توجه به شرايط محيطي و واريته ي گياه بين 5 تا 20 درصد مي باشد.
تعدادي از مقالات مرتبط با اين گياه
بررسي اثر سايتوتوكسيسيتي و بازدارندگي عصاره ريزوم شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra) و گل بابونه (Matricaria aurea) بر فعاليت ماتريكس متالوپروتئينازها (MMPs) در مقايسه با تركيبات استروئيدي و غير استروئيدي در كشت سلولي فيبروساكروما
آنزيم هاي ماتريكس متالوپروتئيناز (MMPs)، خانواده بزرگ آنزيم هاي پروتئوليتيك وابسته به كلسيم و روي هستند كه در تجزيه تركيبات مختلف ماتريكس خارج سلولي نقش دارند. نقش اين آنزيم ها در پيشرفت و گسترش بيماري هاي التهابي (آرتريت روماتوئيد)، بيماري هاي قلبي عروقي و تومورهاي سرطاني كاملا شناخته شده است. مطالعات انجام شده دال بر اثر مهاري تركيبات ضد التهاب غير استروئيدي (NSAIDs) و استروئيدي (دگزامتازون) بر روي ماتريكس متالوپروتئينازها است.
مواد و روش كار: در اين تحقيق اثر مهاري و سميت سلولي عصاره هيدروالكلي گياهان شيرين بيان و بابونه در مقايسه با داروهاي استروئيدي و غير استروئيدي با به كارگيري سل لاين فيبروساركوما (Wehi 164) براي بررسي سميت سلولي و روش ژلاتين زايموگرافي براي سنجش ميزان اثر مهاركنندگي بر فعاليت ماتريكس متالوپروتئينازها بررسي شد.
يافته ها: نتايج نشان داد كه اثر مهاركنندگي شيرين بيان و بابونه، به ترتيب، معادل 9500mg/ml و 933.33 و سميت سلولي به دست آمده براي اين گياهان، به ترتيب، معادل 326.67mg/ml و 3450 بود.
نتيجه گيري: گياهان بابونه و شيرين بيان سميت سلولي بسيار كمتري ولي اثر مهاري ضعيف تري نسبت به داروهاي استروئيدي و غير استروئيدي بكار رفته در اين تحقيق از خود نشان دادند. همچنين مشخص شده است كه سميت سلولي بابونه 0.1 سميت سلولي شيرين بيان است.
بررسي اثر عصاره هيدروالكلي شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L) بر ايجاد پلاكهاي آترواسكلروتيك در آئورت خرگوشهاي هيپركلسترولميك
آترواسكلروز كه اساسا در سرخرگهاي بزرگ و متوسط اتفاق يكي از عوامل اصلي در ايجاد بيماريهاي قلبي عروقي مي باشد. مطالعات اپيدميولوژيك نشان مي دهند، در جوامعي كه از گياهان دارويي استفاده مي كنند بيماريهاي قلبي عروقي و از جمله آترواسكلروز كمتر ديده مي شود. شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra) گياهي از خانواده نخود است كه وجود تركيبهاي هيپوليپيدميك و فلاونوئيدهاي با فعاليت آنتي اكسيدان قوي در اين گياه به اثبات رسيده است. هدف اين تحقيق بررسي اثرات عصاره شيرين بيان بر ليپيدهاي سرم و ايجاد آترواسكلروز در خرگوش هاي تغذيه شده با رژيم پر كلسترول مي باشد. در اين تحقيق 15 سر خرگوش نر به صورت تصادفي به سه گروه تقسيم شدند. گروه رژيم معمولي، كنترل پر كلسترول (1% كلسترول) و گروه پر كلسترول + شيرين بيان (مصرف يك روز در ميان عصاره شيرين بيان با ميزان (50 mg/kg body weight. غلظت كلسترول تام (TC)، تري گليسريد (TG)، LDL كلسترول سرم در زمان شروع آزمايش، پايان ماه اول و پايان ماه دوم در خرگوش ها تعيين شده است. در پايان مطالعه خرگوش ها با ميزان بالاي كلروفرم كشته و آئورت آنها براي تعيين شدت ضايعات آترواسكلروتيك برداشته شد. شيرين بيان به طور معني دار سطح TC، TG و LDL كلسترول را كاهش و سطح HDL كلسترول را افزايش مي دهد و سبب كاهش ضايعات آترواسكلروتيك در آئورت مي شود (p-value<0.05). نتايج بيانگر آن است كه عصاره شيرين بيان براي جلوگيري از پيشرفت بيماري آترواسكلروز در خرگوش موثر مي باشد. بنابراين مطالعات گسترده جهت بررسي اين اثرات در انسان به منظور مصرف شيرين بيان در پيشگيري و درمان آترواسكلروز مورد نياز است.
بررسي اثر عمق كاشت و اندازه ريزوم بر رشد بالاي زميني گياه شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L)
به منظور بررسي اثرات عمق كاشت و اندازه ريزوم بر رشد قسمت بالاي زميني گياه شيرين بيان آزمايشي در گلخانه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي مشهد در سال 1380 انجام شد. آزمايش به صورت فاكتوريل و با دو عامل عمق كاشت در سه سطح (10، 20 و 40 سانتي متر) و اندازه ريزوم در سه سطح (2،1 و 3 جوانه اي) در قالب طرح كاملا تصادفي و با دو تكرار انجام شد. با افزايش عمق كاشت و اندازه ريزوم سطح برگ و وزن خشك آن افزايش يافت. وزن خشك ساقه در عمق هاي پايين كاهش ولي با افزايش اندازه ريزوم، وزن خشك آن افزايش يافت. بالاترين وزن خشك كل در عمق 20 سانتي متر بدست آمد كه بسيار نزديك به وزن خشك عمق 40 سانتي متر بود و ريزوم سه جوانه اي نسبت به دو ريزوم ديگر، بالاترين وزن خشك كل را توليد نمود اين طور به نظر مي رسد كه قرار گرفتن ريزوم هاي سه جوانه اي در عمق 20 سانتي متري سبب تهييج رشد شيرين بيان مي شود.
بررسي اثر عمق كاشت و اندازه ريزوم بر رشد پايين زميني گياه هرز شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L)
به منظور بررسي اثر عمق كاشت و اندازه ريزوم بر رشد قسمت پايين زميني گياه شيرين بيان، آزمايشي در گلخانه تحقيقاتي دانشكده كشاورزي مشهد و در سال 1380 انجام شد. آزمايش به صورت فاكتوريل و با دو عامل عمق كاشت در سه سطح (10، 20 و 40 سانتيمتر) و اندازه ريزوم در سه سطح (1، 2 و 3 جوانه اي) در قالب طرح بلوكهاي كاملا تصادفي و با دو تكرار انجام شد. وزن خشك ريشه و ريزوم مادري در طي فصل رشد گياه مورد پايش قرار گرفتند. بيشترين و كمترين وزن خشك به ترتيب در عمق 20 و 40 سانتيمتر مشاهده شد. تا حدود 100 روز پس از كاشت، وزن خشك ريشه از ريشه بسيار كندي برخوردار بود، ولي پس از آن افزايش يافت. ريزوم هاي با اندازه هاي مختلف، وقتي در عمق 20 سانتيمتر قرار گرفتند، بيشترين وزن خشك ريشه را توليد كردند. ريزوم هاي سه جوانه اي، حداكثر و ريزوم هاي تك جوانه اي، كمترين وزن خشك ريشه را توليد كردند. تا حدود 60 روز پس از كاشت، وزن خشك در ريزوم هاي مادري كاهش يافت. بعد از روز هفتاد و پنجم، وزن خشك ريزوم مادري افزايش يافت و كليه بوته ها شروع به پركردن ريزوم هاي مادري نمودند، به نحوي كه ريزوم هاي موجود در عمق 20 سانتيمتري، بالاترين وزن خشك را داشتند. در روز 160ام پس از كاشت، ريزوم ها مجددا شروع به تخليه كردند. ريزوم هاي تك و سه جوانه اي به ترتيب كمترين و بالاترين وزن خشك ريزوم هاي مادري را طي فصل رشد نشان دادند.
بررسي برخي جنبه هاي اكوفيزيولوژيك ريزوم علف هرز شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra)
كنترل علف هاي هرز چند ساله بدليل سيستم زيرزميني گسترده بسيار دشوار است. در اين پژوهش كه در سال هاي 83-1381 صورت گرفت، عوامل اكوفيزيولوژيكي موثر بر جوانه زني و كاهش جوانه زني ريزوم علف هرز شيرين بيان بصورت آزمايش هاي جداگانه در خزانه و آزمايشگاه مورد بررسي قرار گرفت. نتايج نشان داد كه ريزوم ها در دماي پايين تر از 6 درجه سانتي گراد جوانه نزدند و ريزوم ها براي جوانه زني به حداقل 154 درجه- روز نياز داشتند. نياز حرارتي كل نيز از 50 درصد جوانه زني تا برداشت 3549 درجه – روز تعيين شد. نتايج آزمايش كنترل جوانه زني بوسيله يخ آب در چهار سطح دماي انجماد 0، -3، -5 و -10 درجه سانتي گراد و رطوبت خاك در سه سطح ظرفيت زراعي، غرقاب و خشك در 4 تكرار نشان داد كه غرقاب در دماي 5 درجه سانتي گراد منجر به كاهش جوانه زني شد و ريزوم ها در دماي -3 درجه سانتي گراد و پايين تر از آن در تمامي سطوح رطوبت خاك جوانه نزدند. در آزمايش تنش خشك شدگي در شرايط آزمايشگاهي، ريزوم هايي كه 10 روز در دماهاي 25 درجه سانتي گراد و بالاتر قرار گرفتند، جوانه نزدند. در كل نتايج اين پژوهش نشان داد كه امكان كنترل جوانه زني ريزوم شيرين بيان با استفاده از روش هاي فيزيكي بصورت آزمايشگاهي وجود دارد.
جنبه هاي اكوفيزيولوژيكي جوانه زني شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L) در واكنش به دما
شيرين بيان گياهي صنعتي و دارويي است كه در ايران بعنوان علف هرز عمده مزارع ديم و باغات كشور شناخته مي شود. خصوصيات جوانه زني بذور جمع آوري شده شيرين بيان از كرمانشاه و فارس تحت تيمار دماهاي ثابت (0، 3، 10، 15، 20، 25، 30، 35 و 40 درجه سانتيگراد) مورد بررسي قرار گرفت. بيشترين درصد جوانه زني در بذور كرمانشاه و فارس به ترتيب در دماي 25 و 20 درجه سانتيگراد مشاهده شد و درصد نهايي جوانه زني بذور فارس بيشتر از كرمانشاه بود. در دماي 40 درجه سانتيگراد درصد نهايي جوانه زني در بذور كرمانشاه و فارس به ترتيب 27 و 43 درصد بدست آمد. سرعت جوانه زني نيز روند مشابهي را دارا بود. براي هر دو جمعيت، كوتاه ترين زمان رسيدن به 10، 50 و 90 درصد جوانه زني در محدوده 20 تا 30 سانتيگراد براي هر دو جمعيت كوتاهترين زمان حاصل شد. درجه حرارت كمينه، بهينه و بيشينه جوانه زني به ترتيب 2.2، 29.1، 45.3 سانتيگراد براي بذور جمع آوري شده از كرمانشاه و 2.4، 29.2، 44 درجه سانتيگراد براي بذور جمع آوري شده از فارس بود.
گوارش پذيري تفاله شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L) فرآوري شده با قارچ Pleurotus sajor-caju
هدف از انجام اين پژوهش، بررسي تاثير فرآوري با قارچ Pleurotus sajor-caju بر گوارش پذيري تفاله شيرين بيان (Glycyrrhiza giabra L.) بود. قارچ P.sajor-caju روي دانه هاي گندم سترون شده، كشت داده شد و پس از دو هفته رشد، به تفاله شيرين بيان سترون درون كيسه هاي پلاستيكي دو كيلويي، افزوده شد. پس از دو هفته، (در دماي 25 درجه سانتي گراد) ميسليوم هاي قارچ، روي تفاله رشد كردند و مورد استفاده قرار گرفتند. ضرايب گوارش پذيري در 12 قوچ قزل اندازه گيري شد.
فرآوري تفاله شيرين بيان با قارچ موجب افزايش ميزان ماده خشك، پروتيين خام (CP) و عصاره بدون نيتروژن (NFE) شد ولي درصد خاكستر، ديواره سلولي (NDF) و ليگنين (ADL) كاهش يافت. درصد فيبر خام و ديواره سلولي بدون همي سلولز (ADF) تغيير معني داري نشان نداد. كاهش اندكي در درصد چربي خام (سطح 0.08 درصد) ديده شد. ميانگين ماده خشك مصرفي و گوارش پذيري ماده خشك در گروه تغذيه شده با تفاله شيرين بيان فرآوري شده، به گونه معني داري بيشتر از گروه شاهد بود. ضرايب گوارش پذيري پروتئين خام، فيبر خام، ماده آلي، چربي خام، عصاره بدون نيتروژن، ديواره سلولي، ديواره سلولي بدون همي سلولز و ليگنين و مجموع مواد غذايي گوارش پذير (TDN)، براي تفاله فرآوري شده، به طور معني داري بيشتر از گروه شاهد بود. به طور كلي، فرآوري با قارچ P.sajor-caju، كيفيت، ارزش غذايي و گوارش پذيري تفاله شيرين بيان را به طور معني داري افزايش داد (p<0.05) ولي، مشكل پرورش قارچ روي تفاله سترون نشده، كاربرد اين روش در سطح گسترده با مشكل مي كند.
مروري بر اثرات ضدويروسي گياه شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L) و تركيب موثره آن گليسيريزين
گياه شيرين بيان از خانواده لگوميناسه است. تعدادي از مواد موثره اين گياه شامل تري ترپن هاي ساپونيني، فلاونوييدها، چالكون ها و ايزوفلاون ها است. مهم ترين ماده موجود در گياه شيرين بيان، اسيد گليسريزيك است.
هدف: ارايه يك مقاله مروري از بررسي هاي انجام شده در زمينه اثرات ضد ويروسي گياه شيرين بيان و تركيب موثره آن گليسيريزين بود.
روش بررسي: بررسي مقالات ارايه شده در مورد گياه شيرين بيان با استفاده از پايگاه اطلاعاتي اينترنتي نظير MEDLINE و در محدوده سال هاي 2005-1980 صورت گرفت.
نتايج: عصاره هاي ريشه گياه شيرين بيان در برابر طيف وسيعي از ويروس ها مانند هرپس سيمپلكس (HSV-1)، واريسلا زوستر ويروس (VZV)، سايتومگالوويروس (CMV)، ويروس هپاتيت A، B، C، ويروس آنفلوآنزا، سارس و ويروس تضعيف كننده سيستم ايمني انسان (HIV-1)، اثر ضدويروسي فعالي را نشان داده است. به طوري كه امروزه گليسيريزيك اسيد در درمان بيماران مبتلا به هپاتيت فعال مزمن استفاده مي شود. به نظر مي آيد كه اين ماده از تكثير ويروس ها جلوگيري به عمل مي آورد و همچنين مسير پيام رساني داخل سلولي، بيان ژني، نيتريك اكسيد سينتاز القايي و توليد نيتريك اكسيد را در ماكروفاژ تحت تاثير قرار مي دهد.
نتيجه گيري: به نظر مي آيد كه پژوهش هاي وسيع تر باليني به منظور استفاده از اين گياه و ماده موثره آن يعني گليسيريزيك اسيد، در درمان ساير عفونت هاي ويروسي لازم است.
مقايسه فعاليت آنتي اكسيداني عصاره شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra L) با آنتي اكسيدان هاي تجاري در كرم هيدروكينون 2 درصد
سابقه و هدف: با توجه به عوارض مختلف گزارش شده از آنتي اكسيدان هاي تجاري، در سال هاي اخير، تحقيقات بر روي دستيابي به آنتي اكسيدان هاي سالمتر و موثرتر از منابع طبيعي، متمركز شده است. هيدروكينون، يك ماده روشن كننده است كه براي روشن نمودن نواحي هيپرپيگمانته در فرآورده هاي آرايشي بكار مي رود. اين ماده شيميايي به سختي پايدار ميشود و بر اثر اكسيداسيون، به سرعت درمعرض هوا قهوه اي رنگ مي گردد. در اين پژوهش اثر آنتي اكسيداني عصاره متانولي شيرين بيان در مقايسه با آنتي اكسيدان هاي تجاري مورد بررسي قرارگرفته است.
مواد و روش ها: پودر ريشه خشك شده شيرين بيان با متانول عصاره گيري شد. فعاليت آنتي اكسيداني عصاره در مقايسه با آنتي اكسيدان هاي تجاري ( سديم متابي سولفيت و بوتيل هيدروكسي تولوثن) در غلظت هاي 0.1، 0.5، 1 و2 درصد (وزني/وزني) در كرم هيدروكينون 2 درصد بررسي گرديد. فرآورده هاي حاويس آنتي اكسيدان ها و عصاره فوق به مدت سه ماه در دماي 25±0.5 درجه سانتيگراد و 45±0.5 درجه سانتيگراد و به دور از نور نگهداري شدند. پايداري فيزيكي و درصد هيدروكينون باقيمانده پس از 2 هفته، 1، 2 و 3 ماه بررسي گرديد. جهت اندازه گيري ميزان هيدروكينون باقيمانده از روش اسپكتروفتومتري UV و طول موج 294 نانومتر استفاده شد.
يافته ها: نتايج مطالعه حاكي از تسريع تخريب هيدروكينون با افزايش دما بود. افزايش غلظت آنتي اكسيدان سبب افزايش درصد هيدروكينون باقيمانده در فرآورده مي گرديد. اما افزايش درصد آنتي اكسيدان هاي تجاري به ويژه در مورد سديم متا بي سولفيت يك درصد و بوتيل هيدروكسي تولوئن دو درصد، سبب كاهش پايداري فيزيكي فراورده گرديد. در ماه سوم، در هر دو دماي 25 و 45 درجه سانتي گراد، عصاره در تمامي غلظت ها فعاليت آنتي اكسيداني بيشتري را در مقايسه با آنتي اكسيدان ها تجاري نشان داد (P<0.001). در دماي سوم، فرآورده هاي حاوي 0.1، 0.5، 1 و 2 درصد عصاره پايداري فيزيكي مناسبي را با مقدار هيدروكينون باقيمانده 72، 76، 78 و 81 درصد (به ترتيب افزايش غلظت) در دماي 25 درجه سانتي گراد و 51، 55، 60 و 63 درصد در دماي 45 درجه سانتي گراد، نشان داد.
استناج: با استفاده از اين نتايج مي توان عصاره شيرين بيان را با غلظت هاي 0.5 و 1 درصد، به عنوان يك آنتي اكسيدان طبيعي موثر براي مواد حساس به اكسيداسيون پيشنهاد نمود.
اندازه گيري گليسيريزين در ريشه گياه شيرين بيان (.Glycyrrhiza glabra L) توسط دستگاه كروماتوگرافي مايع با كارايي بالا (HPLC)
ريشه گياه شيرين بيان (Glycyrrhiza glabra L.) به طور عام ليكوريس ناميده ميشود كه به عنوان عامل شيرين كننده و بيش از دو هزار سال كاربرد دارويي داشته است. ليكوريس داراي پنج حلقه ساپونين تريترپن به نام اسيد گليسيريزينيك است. اين تركيب متعلق به مشتقات بتا – آميرين(b-amyrin) مي باشد. شيرين بيان به خاطر مزه شيرين آن به عنوان عامل ضد التهاب، آلرژي و زخم شناخته شده است. تاكنون جهت ارزيابي مقدار گليسيريزين در ريشه گياه شيرين بيان و عصاره هاي حاصل از آن از روشهاي مختلفي استفاده شده است، كه تماما غير اختصاصي و متكي به روشهاي غير مستقيم مي باشند.
در اين تحقيق جهت تشخيص مقدار گليسيريزين در نمونه هاي ريشه شيرين بيان، از روش (بدون هيدروليز ماده) يعني با استفاده از دستگاه كروماتوگرافي مايع با كارايي بالا (HPLC) صورت گرفته است. در اين روش جداسازي گليسيريزين از ديگر اجزاي موجود در عصاره ريشه گياه با استفاده از مرحله معكوس صورت گرفت، كه نتايج رضايت بخش و قابل تكرار مي باشند. ريشه گياه از مزرعه گياهان دارويي در باغ گياه شناسي ملي ايران، جمع آوري گرديد. سپس اقدام به استخراج عصاره توسط حلال و شناسايي تركيب اسيد گليسيريزينيك توسط دستگاه (HPLC) نموديم. مقدار تركيب در نمونه 1.5 درصد تعيين گرديد. اين روش مشكلات در روشهاي قبلي را دفع كرده است.
گياه شيرين بيان، درمان جديد تومور هاي سرطاني
بررسي هاي اخير دانشمندان نشان داده است نوعي تركيب متشكل از گياه شيرين بيان مي تواند از شيوع سلول هاي سرطاني در بدن جلوگيري كند.
نتايج به دست آمده از محققان دانشگاه نيويورك نشان مي دهد تركيبات گياه شيرين بيان كه حاوي اسيد گليسيرين است، مي تواند از انتشار نوعي سلول عفونت بافت هاي پيوندي بدن را به دنبال دارد جلوگيري كند. اين عفونت ها باعث ايجاد تومور و تورم آن ها در زير پوست مي شود.
كاوش هاي دانشمندان حاكي از آن است افرادي كه سيستم دفاعي بدن آن ها دچار اختلال شده است، بيشتر از ديگران در معرض ابتلا به اين عارضه قرار مي گيرند. نتايج اين بررسي ها در نشريه تحقيقات باليني منتشر شده است.
تجربه نشان داده بسياري از تورم ها كه به صورت تبخال نمايان مي شوند، براي مدت هاي طولاني بدون توجه بيمار در بدن وي وجود دارند.
شيرين بيان موخوره را درمان مي كند
مهمترين ماده موثر شيرين بيان در ريشه گياه موجود است از شكر شيرين تر است ريشه و ريزوم گياه كه به صورت با پوست يا بدون پوست مصرف دارويي دارد، قسمت مورد استفاده گياه است كه در قطعات استوانه اي در عطاري ها به فروش مي رسد.شيرين بيان كه به عنوان پدربزرگ گياهان دارويي معروف است خواص درماني بسياري دارد از جمله درمان كننده زخم معده و سرطان معده است كه براي اين منظور شربت اين گياه را تهيه و روزانه به مقدار يك قاشق غذاخوري قبل از غذا به مريض داده شود.اين گياه براي تقويت عمومي بدن مفيد است و خوردن آن از پيري جلوگيري مي كند. همچنين براي برطرف كردن زخم و التهاب دهان ريشه شيرين بيان را بمكيد.شيرين بيان سرفه را برطرف مي كند و تنگي نفس را تسكين مي دهد و براي درمان سوء هاضمه مفيد است و چشم را نيز تقويت مي كند.عرق شيرين بيان براي درمان سرفه و گرفتگي صدا، كم خوني، زخم و عفونت هاي لثه، بدبويي دهان و اشتها مفيد است.بالا بردن فشارخون و پايين آوردن پتاسيم خون مضرات اين گياه محسوب مي شود.

گزنه ، درمانگر دردناك

كليات گياه شناسي
گزنه گياهي است كه از دوران ماقبل تاريخ نيز وجود داشته و مردم آن زمان از آن براي تغذيه استفاده مي‌كردند و از خواص درماني آن اطلاع داشته‌اند. جالينوس حكيم كه در قرن دوم ميلادي زندگي مي‌كرده آنرا براي رفع سرماخوردگي و بيماريهاي دستگاه تنفسي بكار مي‌برده است. گزنه گياهي است علفي و چند ساله كه ساقه آن چهار گوش بوده و بطور قائم تا ارتفاع يك متر بالا مي‌رود.
اين گياه در خرابه‌ها ، باغها و نقاط مرطوب كه چهارپايان از آن عبور مي‌كنند به حالت خودرو مي‌رويد ريشه اين گياه خزنده بوده و در ناحيه‌اي كه سبز مي‌شود كم‌كم تمام منطقه را فرا مي‌گيرد. ساقه اين گياه را پرزها و تارهاي مخروطي شكل پوشانده كه در صورت لمس كردن ساقه بدست مي‌چسبد و پوست را مي‌گزد كه توليد خارش و سوزش مي‌كند و شايد به همين دليل آنرا گزنه ناميده‌اند. تخم آن نرم ، ريز و تيره رنگ و مانند تخم كتان است. قسمت مورد استفاده اين گياه برگهاي تازه ، ريشه ، شيره و دانه آن است.
مشخصات تيره گزنه Urticaeae
گياهان اين تيره عموما علفي ، بندرت به صورت درختچه و درختي هستند. برگهاي آنها گوشوارك دار با رگبرگهاي پري شكل منفرد يا متقابل هستند. معمولا گلها تك جنس و داراي 5 كاسبرگ و 4 پرچم متقابل با كاسبرگها هستند. در تيره گزنه گل آذين به شكل گرزنهاي مجتمعي است كه از مجموع آنها سنبل گرزنهاي متراكم بوجود مي‌آيد. مادگي شامل يك برچه با يك تخمك مستقيم و ايستاده است. ميوه تقريبا هميشه به صورت يك فندقه است.
از اختصاصات تشريحي گياهان اين تيره يكي وجود سيستوليت در ياخته‌هاي بشره و ديگري داشتن يك حلقه فيبر كم و بيش چوبي شده در منطقه دايره محيطيه است. داشتن كركهاي گزنده در سطح برگ يا ساقه نيز يكي ديگر از صفات مهم برخي از جنسهاي اين تيره است. تقريبا فقدان لوله‌هاي شيرابه‌اي در تمام گونه‌ها يكي ديگر از صفات منفي اين تيره است.تيره گزنه داراي 40 جنس و در حدود 500 گونه است كه اكثر آنها در آمريكا ، هند ، مالزي و نواحي حاره‌اي مي‌رويند. در آفريقا و اروپا گونه‌هاي اين تيره بسيار نادر است.
تيره گزنه در ايران
جنس اورتيكا يا گزنه
در گروه گزنده اين تيره سطح برگ و ساقه آنها از كركهاي گزنده پوشيده شده است و در ايران سه گونه دارد. يكي اورتيكا ديوئيكا يا گزنه دوپايه كه بيشتر در نقاط مرطوب مي‌رويد و داراي برگهاي ساده و دندانه‌دار است. ديگري اورتيكا كانابينا كه داراي برگهايي با پهنك تقسيم شده است. از انواع ديگر گزنه يكي اورتيكا پيلولي فرا است كه گل آذين متراكم ، كروي و كلافه مانند آن در دو طرف ساقه قرار دارد.
جنس پاريه تاريا
اين جنس داراي پنج گونه غير گزنده است. يكي از آن دو ، پاريه تاريا ژودايكا است كه مخصوص ارتفاعات و شكاف ديواره‌هاي سنگي كوههاست و ديگري پاريه تاريا افي سيناليس كه مخصوص كف جنگلهاي مناطق مرطوب شمالي است.
جنس فورس كاه له آ
اين جنس در ايران فقط يك گونه دارد. گلهاي آن تك جنس هستند و در پوششي از گريبان كركدار كه شامل 4 تا 6 اندام برگي است به تعداد زياد قرار دارند. گلهاي نر داراي يك پرچم و معمولا در اطراف گريبان قرار دارند. همچنين يك گلپوش برگي شكل دارند كه در قسمت پايين لوله مانند است و در بالا تقريبا شامل يك لبه است. گلهاي ماده برخلاف گلهاي نر در وسط گريبان دو برگي قرار دارند. برگها متناوب و د رطرفين داراي دو گوشوارك آزاد هستند. گونه منحصر به فرد اين جنس فورس كاه له آ تناسيسيا است و در سواحل خليج فارس مي‌رويد.
طايفه هاي تيره گزنه
• طايفه اورره: داراي كركهاي گزنده و يك جنس به نام اورتيكا است.
• طايفه بوهه مريه: فاقد كركهاي گزنده ، در گل ماده گلپوش تقريبا بهم پيوسته و فيبر منطقه پوستي نمو و قطري فوق‌العاده دارد.
• طايفه پاريه تاريه: فاقد كركهاي گزنده ، در گلهاي ماده گلپوش مجزا ، گلهاي نر و ماده در كنار برگهاي گرزنهاي كروي شكل را تشكيل مي‌دهند.
گزنه
برگهاي خشك شد? گياه Urtica dioica L. از خانواد? گزنه (Urticaceae) است.
نامهاي گياه :
لاتين: Urtica dioica L.
فارسي: گزنه، گزنه دوپايه، گزنه كبير
عربي: قريص، حريق، انجره
انگليسي: Stinging nettle, Great nettle, Large nettle, Common nettle
آلماني: Brennesselkraut, Honfnesselkraut, Haarnesselkraut, Grosse nessel
فرانسه: Herbed’ortie, ortie mechante, Grand ortie, Ortie dioique
ريخت شناسي: گياهي پايا، دوپايه، علفي، سبز، ايستاده داراي كركهاي گزنده كه ارتفاع آن به 120ـ50 سانتيمتر مي‌رسد ساق? متعدد راست، كمي زاويه‌دار، چهار پهلو و تقريباً ضخيم، ساده و يا خيلي كم منشعب، پوشيده از كركهاي گزنده است. برگها دمبرگدار، سبز روشن در دو سطح پوشيده از كرك گزنده، گل تك جنس، بسيار ريز، سبز خام و مجتمع در توده‌هاي كوچك كروي مي‌باشد .
اندام داروئي: برگها بخش داروئي اين گياه را تشكيل مي‌دهند.
زمان جمع‌آوري: بهترين زمان برداشت و جمع‌آوري برگهاي اين گياه از ارديبهشت‌ماه تا شهريورماه مي‌باشد .
دامن? انتشار: انتشار عمومي گياه گزنه در نقاط مرطوب ايران، خصوصاً نواحي شمالي، غربي و مركزي مانند اصفهان، شاهرود، بسطام، كوه كاشان و ارتفاعات 3000 متري است .
مواد متشكله: در برگ گزنه، كلروفيل، كاروتن، گزانتوفيل، لوكوآنتوسيانيدين، فلاون، فلاونول به ميزان كمتري از لوكوآنتوسيانيدين در اين گياه است . تري‌ترپن‌ها، استرول‌ها شامل بتاسيتوسترول در گياه موجود است .
اسيد فرميك نيز در برگ گزنه وجود دارد . برگهاي تازه گزنه حاوي سكرتين مي‌باشد، همين‌طور داراي 5/1 درصد كلروفيل خالص است. برگ خشك گزنه 5/7% كلروفيل دارد. مواد فنلي نيز در اين گياه وجود دارد كه شامل كافئيك اسيد، فروليك اسيد، سيناپيك اسيد، اسكولتين و كافئوئيل ماليك اسيد و كلروژنيك اسيد مي‌باشد. تانن، موسيلاژ و نوعي گليكوزيد با اثر قرمزكنندگي پوست و ماد? رنگي به نام اورتي‌سين (Urticin) و همچنين آلكالوئيد اسكوپولتين (Scopoletin) نيز در گزنه موجود است. تري‌گليسريد، دي‌گليسريد و فسفوليپيدهاي مختلفي از اين گياه جدا شده است (1). سيتوكين‌هاي عمده گزنه شامل زآتين، زآتين نوكلئوتيد، ايزوپنتيل آدنين، ايزوپنتيل آدنوزين، ايزوپنتيل آدنين نوكلئوتيد و دي‌هيدروزآتين مي‌باشد . همچنين تركيبات ايندولي همراه با هيستامين و 5 ـ هيدروكسي ترپيتامين و اسيدهائي از جمله آسكوربيك اسيد، ساليسينيك اسيد و هورمون‌هاي گياهي و اسيدهاي آمينه ضروري نيز جز تركيبات گزنه است. در برگهاي تاز? گزنه عناصري مانند ازت، گوگرد، فسفر، پتاسيم، منيزيوم، كلسيم و عناصر نادر مانند آهن، روي، موليبدن و مس موجود است.
خواص درماني گياه گزنه: گزنه به صورت خوراكي بعنوان مدر، پائين آورند? قند و اسيد اوريك و به صورت موضعي در درمان برخي از بيماريهاي پوست و مو از جمله اگزما، بيماريهاي التهابي و حتي در درمان ريزش مو، مورد استفاده قرار مي‌گيرد .
موارد استعمال در پزشكي گذشته: در طب گذشته از گزنه بعنوان مدر، ضد التهاب و مقوي قوه باه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. به طور سنتي گزنه تصفيه‌كنند? خون (blood purifier)، مدر (diuretic)، متوقف كنند? خونريزي (Styptic) و تونيك محرك در نظر گرفته شده است و براي درمان اسهال ديسانتري و بيماريهاي مزمن كولون و بثورات مزمن پوستي به كار رفته است.
آثار فارماكولوژيكي: تركيبات فنلي موجود در گزنه كه شامل كافئيك اسيد، فروليك اسيد، سيناپيك اسيد (Sinapic acid) فيستين (Fisetin) و ميرستين مي‌باشد. بر روي باكتري‌هائي مثل اشريشياكلي، پروتئوس ولگاريس، كلبسيلا و پسودوموناس اثر دارد و عصار? اين گاه بر روي سالمونلا و پروتئوس مقاوم به آنتي‌بيوتيك مؤثر است. همچنين باعث وقفه در رشد چندين مخمر، كپك و قارچ و باكتري شده است . اثرات ضد قارچي بعضي از تركيبات موجود در گزنه نيز تأييد شده است . گزنه داراي اثر مدري است و اثر ديورتيك اين گياه با افزايش دفع كلر و اوره همراه است و ثابت شده است مصرف 14 روز? اين گياه موجب كاهش وزن بدن و كاهش فشار سيستوليك مي‌گردد .
برگ گزنه، منجر به كاهش التهاب مي‌گردد. ريشه گزنه پروليفراسيون سلولي در بافت هايپرپلاستيك خوش‌خيم پروستات و فعاليت اتصالي گلوبولين متصل شونده به هورمون جنسي را مهار مي‌كند. در شرايط in-vitro عصاره قليايي آبي برگ گزنه فعاليت ضد باكتري نشان داده است. اين عصاره رشد استافيلوكوك‌ها را در غلظت 500 و اسپوروزا را در غلظت 5/62 كاهش مي‌دهد.
مقادير LD50براي دم‌كرد? برگ گزنه و جوشاند? برگ گزنه كه به صورت داخل وريدي به موش‌ها تزريق گرديد به ترتيب 1.92 g/kgو 1.72 g/kgبود. LD50در آزمايشات مزمن در رت‌هائي كه به آنها از طريق گاواژ، دم‌كرد? برگ گزنه داده شد برابر با 1.31 g/kgبود .
تركيبات شيميايي
گزنه داراي تانن ، لسيتين ، اسيد فرميك ، نيترات پتاسيم و كلسيم است، تركيبات آهن دارد و داراي ويتامين c و نوعي گلوكوزيد است كه پوست را قرمز مي‌كند. از سرشاخه‌هاي اين گياه ماده قرمز رنگي به نام اورتي‌سين استخراج مي‌شود.
خواص داروئي
• گزنه مو را تقويت كرده و از ريزش موي سر جلوگيري مي‌كند، حتي در بعضي از موارد موي سر دوباره مي‌رويد. براي استفاده از اين خاصيت 6 گرم سر شاخه‌ها و برگها و ريشه گزنه را بتنهايي و يا با 30 گرم چاي كوهي در يك ليتر آبجوش ريخته و آنقدر بجوشانيد تا حجم مايع به نصف برسد. شبها مقداري از اين مايع را به سر بماليد و صبح بشوئيد.
• براي براق شدن و جلا دادن به موها بعد از شستشوي سر موها را با چاي گزنه ماساژ دهيد. بدين منظور يك قاشق چايخوري برگ گزنه خشك را در يك ليوان آب جوش ريخته و مدت نيم ساعت بگذاريد بماند. ماساژ دادن با اين چاي ، شوره سر را برطرف مي‌كند.
• دستگاه هاضمه را تقويت مي‌كند.
• ادرار را زياد مي‌كند.
• براي درمان بيماري قند مفيد است بدين منظور يك فنجان چاي گزنه را سه بار در روز ميل كنيد.
• ترشح شير را در زنان شيرده زياد مي‌كند.
• اخلاط خوني را برطرف مي‌كند.
• بيماريهاي پوستي را برطرف مي‌كند.
• براي باز كردن عادت ماهيانه از دانه گزنه استفاده كنيد.
• در درمان كم‌خوني موثر است و تعداد گلبولهاي قرمز را زياد مي‌كند.
• اگر در ادرار خون وجود داشته باشد گزنه آنرا برطرف مي‌كند.
• گزنه عرق‌آور است.
• پاك كننده اخلاط سينه ، ريه و معده است.
• نيروي جنسي را تقويت مي‌كند.
• گرفتگيهاي كبدي را رفع مي‌كند.
• براي از بين بردن زگيل ، ضماد برگهاي تازه آنرا روي زگيل بماليد.
• براي پاك كردن مثانه ، رفع عفونت مثانه و دفع سنگ از مثانه ، برگ گزنه را همراه با ريشه شيرين بيان دم كنيد و بنوشيد.
• براي التيام زخمها و زخمهاي سرطاني از ضماد تخم گزنه مخلوط با عسل استفاده كنيد.
• براي برطرف كردن كهير از جوشانده گزنه به مقدار سه فنجان در روز بنوشيد.
• درد نقرس را كاهش مي‌دهد.
• براي برطرف كردن ناراحتيهاي زنانه قبل از عادت ماهيانه از چاي گزنه استفاده كنيد.
• ناراحتيهاي كليه را برطرف مي‌كند.
• ضماد آن درد عضلاني را برطرف مي‌كند.
• كرم معده و روده را مي‌كشد.
• درمان كننده بواسير است.
• براي برطرف كردن درد رماتيسم ، برگهاي تازه آنرا روي پوست بماليد.
طرز استفاده:
• 1- دم كرده گزنه : مقدر 40 گرم برگ گزنه را در يك ليتر آبجوش ريخته و بمدت 10 دقيقه دم كنيد . مقدر مصرف آن سه فنجان در روز بعد از غذاست .
• 2- جوشانده گزنه : مقدر 30 گرم گزنه را در يك ليتر آب ريخته و بمدت 10 دقيقه آنرا بجوشانيد . اين جوشانده براي تصفيه خون مفيد است . مقدر مصرف آن يك فنجان بين غذاها در روز است .
• 3-تنطور گزنه يك قسمت برگ گزنه را با پنج قسمت الكل 50 درجه طبي مخلوط كرده و در داخل شيشه در بسته بريزيد و بمدت 15 روز هر روز آنرا تكان دهيد بعد از اينمدت آنرا صاف كرده و در شيشه دربسته نگاهدري كنيد . مقدر مصرف آن 15-10 قطره سه بار در روز مي باشد .
مضرات :
• گزنه اگر بيش از حد استفاده شود ممكن است براي روده ها و كليه ها مضر باشد بنابراين بهتر است با صمغ عربي و كتيرا خورده شود
• مقدر مصرف بيش از 10 گرم در روز ممكن است باعث بند آمدن ادرار شود . زنان باردار و كودكان بايد از مصرف آن خورددي كنند .
گياهان گزنه از ريزش موي سر جلوگيري مي كند
گزنه از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است و براي براق شدن و جلا دادن به مو مي توان بعد از شست و شوي سر موها را با چاي گزنه ماساژ داد.
اين گياه دستگاه هاضمه را تقويت كرده و براي درمان بيماري قند مفيد است بدين منظور مي توان يك فنجان چاي گزنه را سه بار در روز استفاده كرد.
اين گياه در برطرف كردن بيماريهاي پوستي مفيد است و در درمان كم خوني موثر بوده و تعداد گلبولهاي قرمز را زياد مي كند.
گزنه عرق آور، پاك كننده اخلاط سينه، ريه و معده است و گرفتگي هاي كبدي را رفع مي كند.
اين گياه ناراحتي هاي كليه را برطرف كرده و ضماد آن در درمان دردهاي عضلاني و از بين بردن زگيل مفيد است. همچنين براي برطرف كردن درد رماتيسم، مي توان برگهاي تازه آن را روي پوست ماليد.
گزنه اگر بيش از حد استفاده شود ممكن است براي روده ها و كليه ها مضر باشد.
عصاره برگ گياه گزنه در درمان ديابت موثر است
محققان دانشگاه تبريز در يك مطالعه علمي ثابت كردند كه عصاره برگ گياه گزنه در درمان بيماري ديابت موثر است.
به نوشته نشريه خبرنامه دانشگاه تبريز، گروهي از محققان دانشكده دارو- سازي اين دانشگاه با بررسي تاثير برگ گياه گزنه روي حيوانات آزمايشگاهي دريافتند كه عصاره برگ اين گياه مي‌تواند ميزان قند خون را به صورت قابل توجهي كاهش دهد.
دراين طرح، با استفاده از داروهايي كه لوزالمعده را تخريب مي‌كند به‌صورت مصنوعي در حيوانات آزمايشگاهي، ديابت ايجاد و با بررسي عصاره برگ گياه گزنه در آنها، تاثير مثبت عصاره اين گياه مشخص تر شد.
محققان تبريزي همچنين دريافتند، برخلاف تصور همگان استفاده از گياه گزنه در افرادي كه ديابت ندارند هيچ گونه اثري بر روي ميزان قند خون ندارد.
دانشگاه تبريز با بيش از نيم قرن سابقه و داشتن ? ????نفر عضو هيات علمي و ? ???هزار و ? ????نفر دانشجو پس از دانشگاه تهران بزرگترين و مهمترين مركز علمي و تحقيقاتي كشور به شمار مي‌رود.
اين دانشگاه به دليل توانمندي‌هاي بالاي علمي وپژوهشي در شش رشته و گرايش علمي و تخصصي به عنوان قطب در سطح كشور فعاليت دارد.
نحوه مصرف
براي درمان التهاب جزئي مجراي ادرار و پيشگيري از درمان سنگهاي كليه مي توان از گزنه دوپا و فرآورده هي دارويي تهيه شده از برگ آن استفاده مي كرد. گزنه را اگر توأم با آب كافي مصرف كنيد نقش يك داروي پيشابزا را بازي مي كند. اگر در اثر پروستات بزرگ شده با مشكل ادراري مواجه هستيد، فرآورده دارويي تهيه شده از ريشه گزنه مي تواند در اين زمينه مفيد واقع شود.
براي درمان التهاب جزئي مجراي ادرار و انواع سنگهاي كليه به ميزان 8 تا 12 گرم چاي برگ اين گياه را توأم با آب زياد (روزانه حداقل دو ليتر) مي كنيد. براي درمان پروستات بزرگ شده از تنتور ريشه به مقدار روزانه 4 تا 6 گرم استفاده كنيد. قبل از مصرف ريشه گزنه دو پايه براي درمان BPH با پزشك معالج خود مشورت كنيد.
نكات احتياطي
گزنه دو پايه اگرطبق دستورالعمل مربوط مصرف شود، گياه دارويي بي خطري است. اما در صورت ضرورت جابجايي اين گياه هميشه دقت كنيد. اگر اين گياه با پوست شما تماس گيرد، ممكن است كهير پيدا كنيد كه سبب سورش پوست بدن شما خواهد شد. اما اگر از ريشة گزنه دو پايه استفاده مي كنيد، ممكن است با پاره اي عوارض جانبي نظير ناراحتي معده اي – روده اي خفيف، مايعات اضافي يا دفع كم ادرار مواجه شويد.
اگر باردار هستيد، از مصرف هر نوع فرآورده حاصل از گزنه اجتناب ورزيد. اگر شير مي دهيد از مصرف اين گياه بپرهيزيد. گزنه دوپايه همچنين مي تواند سيكل دوره قاعدگي را تغيير دهد. همواره سؤالات و نگرانيهاي خود را در اين باره با پزشك معالج خود در ميان بگذاريد.
تداخل هاي احتمالي
اگر داروي ضد افسردگي سيستم عصبي مركزي يا داروهاي ضد ديابت، ميزان قند خون بالا يا قند خون پايين مصرف مي كنيد، از مصرف ميزان بالاي گزنه دوپايه اجتناب ورزيد.

اسطوخودوس ، گياهي جادوئي

اسطوخودوس گياهي است چندين ساله به ارتفاع حدود نيم‌متر با برگ‌هاي متقابل باريك دراز سبز رنگ و پوشيده از كرك‌هاي سفيد پنبه‌اي گل‌هاي آن به رنگ بنفش و به‌صورت سنبله مي‌باشد
اسطوخودوس در بيشتر نقاط دنيا به حالت خودرو مي‌رويد مخصوصاً در جنوب فرانسه مناطق مديترانه و در تورنتو به مقدار زياد وجود دارد و بسته به شرايط محيط و خاك به انواع مختلفه ظاهر مي‌شود .اسطوخودوس گياهي است چندين ساله به ارتفاع حدود نيم متر با برگ‌هاي متقابل باريك دراز سبز رنگ و پوشيده از كرك‌هاي سفيد پنبه‌اي گل‌هاي آن به رنگ بنفش و به‌صورت سنبله مي‌باشد قسمت مورد استفاده اين گياه گل‌ها و سرشاخه‌هاي گل‌دار آن است اسطوخودوس بوي بسيار مطبوعي دارد طعم آن تلخ است و به‌علت بوي مطبوع آن در عطر‌سازي مصرف مي‌شود اسانس اسطوخودوس كه از تقطير گل و سرشاخه‌هاي گل‌دار اين گياه به‌دست مي‌آيد مايعي است زرد رنگ يا زرد مايل به سبز كه داراي بوي مطبوعي است.
گياه اسطوخودوس يكي از معروفترين گياهان طب سنتي است. نام لاتين و نام علمي انواع بسياري از اين گياه به احتمال زياد از واژه لاتين به معناي «شستن» گرفته شده است. يونانيان باستان، روميان و مسلمانان، اسطوخودوس را از بوي معطر آن بخوبي مي‌شناخته‌اند. اين گياه از اوايل قرن دوازدهم به عنوان يك گياه آرايشي و جوشاندني، مورد استفاده عموم قرار مي‌گرفته است. كشت اين گياه در انگلستان بعد از اواسط قرن شانزدهم متداول شده است. گل‌هاي اسطوخودوس حاوي روغن فراري است كه براي رفع سرگيجه، ضعف و دوران سر از بخور آن استفاده مي‌شود و يا در آب رقيق مي‌گردد و بر روي شقيقه يا گيجگاه ماليده مي‌شود .
گياه همچنين آرامش دهنده و مسكن درد است و هنگام سردردهاي عصبي و تنش مصرف مي‌شود. كساني كه بيماران خود را با مواد گياهي مداوا مي‌كنند، براي رفع بي‌خوابي، روغن اسطوخودوس را تجويز مي نمايند. روغن اسطوخودوس همچنين يك ضد ميكروب قوي مي‌باشد و باكتري‌هاي حامل بيماري ديفتري و تيفوس را از بين مي‌برد. لوسيون ضد ميكروب گياه را روي زخم‌ها و بريدگي‌ها مي‌مالند؛ در واقع تا زمان جنگ جهاني اول، براي پيشگيري از عفوني شدن زخمها، از اين لوسيون استفاده مي‌شده است .
اسطوخودوس را به هنگام سوختگي و به خصوص سوختگي با آب‌جوش تجويز مي‌كنند. اگر خود گياه را به طور مستقيم بر روي سوختگي قرار داده شود، پوست تاول نمي‌زند. هم گل‌ها و هم روغن گياه، دافع حشرات موذي هستند. اروپاييان گل‌هاي اسطوخودوس را در كيسه‌هايي مي‌ريخته و در ميان لباس‌ها و ملحفه‌ها در كمد لباس قرار مي‌داده‌اند تا هم از بيدزدگي آنها جلوگيري شود و هم خشبو شوند. اگر روغن آن را روي پوست بماليد، پشه به انسان نزديك نمي‌شود .
زيستگاه طبيعي :
اسطوخودوس گياه بومي حوزه مديترانه مي‌باشد و در سرتاسر جنوب قاره اروپا پراكنده است؛ البته در جنوب آمريكا زير كشت آن را متداول كرده‌اند. اسطوخودوس در خاك‌هاي مخلوط با شن و ماسه كه بخوبي آبياري بشوند و محل نيز آفتابگير باشد، رشد مي‌نمايد در جنوب فرانسه و بريتانيا اين گياه را به صورت انبوه كشت مي‌كنند. همچنين در باغچه منزل هم مي‌توان اسطوخودوس را به شكل يك گياه تزييني كاشت و از محاسن آن بهره برد .
مشخصات ظاهري :
اسطوخودوس از گياهان بادوام بوته‌اي و معطر است. طول ساقه‌هاي كوتاه آن حداكثر به هشتاد سانتي‌متر مي‌رسد. روي برگ‌هاي باريكو سبز خاكستري يا سبز نقره‌اي اين گياه را كرك‌هاي نرمي پوشانيده است. از اواسط تابستان تا اوايل پاييز شش تا ده حلقه گل قفايي يا بنفش رنگ در يك سنبله در انتهاي هر يك از ساقه‌هاي بلند گياه ظاهر مي‌شوند .
تركيبات شيميايي
اسانس اسطوخودوس داراي حدود 40 درصد استات ليناليل است همچنين در آن تركيباتي نظير اسيد بوتيريك ، اسيد پروپيونيك و اسيد والريك ، لينالول آزاد و ژرامبول وجود دارد.
خصوصيات گياهي :
گونه هاي مختلف اسطوخودوس گياهاني خشبي چند ساله هستند . تا كنون حدود 48 گونه از اسطو خودوس شناسايي شده است . اسطوخودوس فرانسوي ( با گونه هاي اسپيكا ، افيسيناليس و ورا هم نام است ) گياهي است مديترانه اي كه منشأ آن جنوب اروپا گزارش شده است و در جنوب ايتاليا ، جنوب فرانسه و اسپانيا در خاكهاي سبك شني و در ارتفاعات 1700 متري از سطح دريا به طور خودرو مي رويد . ارتفاع اين گياه متفاوت و بين 40 تا 60 سانتي متر است . شكل ظاهري آن در گياه چند ساله شبيه نيمكره اي است كه قطر آن به 80 تا 120 سانتي متر مي رسد . برگها به رنگ سبز تيره ، نيزه اي شكل و به طور متقابل روي ساقه قرار مي گيرد . طول اين برگها سه تا پنج و عرص آن 2/0 تا 5/0 سانتي متر است . برگها پوشيده از كرك و حفره هاي حاوي اسانس است . گلها به صورت خوشه هاي مجتمع در انتهاي ساقه هاي گلدهنده قرار مي گيرند . ساقه هاي گل دهنده اسطو خودوس فرانسوي ، غير منشعب و ارتفاع آنها 20 تا 40 سانتي متر است . گلها به رنگ آبي متمايل به بنفش هستند و ريشه اصلي اين گياه طويل و چوبي است و از انشعابهاي متراكم و فراواني برخوردار است . اين ريشه قادر به جذب رطوبت از اعماق چهار متري زمين است . ميوه اسطوخودوس فندقه و تخم مرغي شكل بوده و طول آن 8/1 تا 2/2 ميلي متر و رنگ آن قهوه اي تيره و براق است . وزن هزار دانه نيز 85/0 تا 1/1 گرم است .
قسمت دارويي :
گلهاي اسطوخودوس و پيكر رويشي آن ( برگها و سرشاخه هاي جوان ) حاوي مواد موثره دارويي مي باشند .
مواد موثر :
گلها و پيكر رويشي اسطو خودوس فرانسوي حاوي اسانس است . اين اسانس در حفره هاي مخصوص ساخته و ذخيره مي شود . اسانس گلهاي اين گياه در مقايسه با اسانس برگها و پيكر رويشي از كيفيت مناسب تري برخوردارند . مقدار اسانس بين 5/0تا 5/1 درصد بوده و مهمترين تركيبات تشكيل دهنده آن ليناليل استات ، ليناليل ، كامفور و گرانيول مي باشد .
خواص داروئي:
اسطوخودوس از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است.
?) براي رفع خستگي و آرامش چند قطره روغن اسطوخودوس را در وان آب گرم ريخته و براي مدت يك‌ربع ساعت در آن دراز بكشيد.
?) گرفتگي‌ها را باز مي‌كند.
?) مقوي معده است.
?) ادرار‌آور مي‌باشد.
?) معرق است و تب را پائين مي‌آورد.
?) صفرا بر بوده و كبد را به‌كار مي‌اندازد و بيماري‌هاي كبدي را برطرف مي‌كند.
?) ضد تشنج است.
?) براي تقويت عمومي بدن خوب است
?) كرم‌هاي معده و روده را از بين مي‌برد
??) بيماري‌هاي سينه و سرفه را برطرف مي‌كند.
??) در معالجه زكام مؤثر است
??) از آن مي‌توان به‌عنوان مسهل و تميز كننده استفاده كرد.
??) براي رفع بيماري‌هاي مجاري و ادرار مفيد است.
??) براي برطرف كردن رعشه و سرگيجه حدود ? گرم از پودر آن را با عسل مخلوط كرده و هر شب بخوريد.
??) براي رفع فراموشي و تقويت حافظه از دم‌كرده اسطوخودوس استفاده كنيد.
??) براي رفع بي‌خوابي يك قطره از روغن اسطوخودوس را روي يك تكه پنبه بچكانيد و آن را داخل بالش خود قرار دهيد خواب مطبوعي براي شما مي‌آورد.
??) براي برطرف كردن غم و اندوه هر روز دم‌كرده اسطوخودوس بنوشيد.
??) اگر دست و پاي شما خواب مي‌رود از اين گياه استفاده كنيد.
??) براي پيشگيري از آب آوردن بدن دم‌كرده اسطوخودوس بنوشيد.
??) زردي را برطرف مي‌كند.
??) براي رفع حالت تهوع و سرگيجه مفيد است.
??) سردرد و سردردهاي يكطرفه را درمان مي‌كند.
??) براي معالجه ضعف اعصاب مفيد است.
??) طپش قلب را از بين مي‌برد.
??) آسم را برطرف مي‌كند.
??) براي رفع ترشحات زنانه مي‌توانيد از اين گياه استفاده كنيد.
??) براي برطرف كردن سوء هاضمه يك قطره اسانس اسطوخودوس را در يك ليوان آب نيم‌گرم ريخته و يا يك فنجان از دم‌كرده آن را بنوشيد.
??) اسطوخودوس درمان كننده رماتيسم آرتروز و نقرس است براي اين منظور كمپرس آن را بر روي عضو مورد نظر بگذاريد و يا اينكه ? قطره روغن آن را با يك قاشق روغن بادام و يا روغن زيتون مخلوط كرده و عضو دردناك را با آن ماساژ دهيد.
??) زخم‌هاي كهنه را با ماليدن اسانس اسطوخودوس كه در الكل حل كرده‌ايد برطرف كنيد.
??) براي درمان بيماري‌هاي ريوي ? تا ? قطره روغن اسطوخودوس را با يك قاشق غذا خوري روغن بادام و يا روغن زيتون مخلوط كرده و سينه و پشت بيمار را ماساژ دهيد.
??) ماليدن پماد اسطوخودوس زخم‌ها را ضد عفوني كرده و التيام مي‌بخشد.
??) براي برطرف كردن بوهاي نامتناسب در منزل چند قطره روغن اسطوخودوس را در آب ريخته و بگذاريد به آرامي بجوشد عطر مطبوعي را در هوا پخش مي‌كند.
??) براي رفع بي‌خوابي يك قاشق چايخوري پودر اسطوخودوس را با يك قاشق چايخوري پودر سنبل‌الطيب مخلوط كرده و در يك ليوان آبجوش ريخته و به مدت ?? دقيقه دم كنيد. اين دم كرده را يك ساعت قبل از رفتن در ختخواب ميل كنيد تا بي‌خوابي شما برطرف شود.
مواد و عناصر غذايي :
اگر چه اسطوخودوس در زمين هاي فقير مي رويد ولي در سطوح وسيع كشت بايد از زمينهاي غني و حاصلخيز استفاده شود . از آنجائيكه اين گياه 15 تا20 سال در يك مكان باقي مي ماند ، از اين رو تمام نيازهاي غذايي آن در اين مدت بايد توسط خاكي كه در آن كشت مي شود تأمين گردد . تحقيقات نشان مي دهد براي توليد هر يكصد كيلوگرم گل ، گياهان 8/0 كيلوگرم ازت ، 2/0 كيلوگرم اكسيد قسقر و 8/0 كيلوگرم اكسيد پتاس از خاك جذب مي كنند . كودهاي كاملاً پوسيده حيواني نقش عمده اي در افزايش عملكرد دارد . از اين رو توصيه مي شود فصل پاييز هنگام آماده ساختن زمين ، 35 تا 50 تن در هكتار كودهاي حيواني كاملاً پوسيده به زمين اضافه شود . همچنين در فصل پاييز بايد 70 تا 80 كيلوگرم در هكتار اكسيد فسفر و 100 تا 120 كيلوگرم در هكتار اكسيد پتاس به عنوان مقادير پايه به خاك اضافه شود .
در سال اول رويش و در اواخر بهار نيز 70 تا 80 كيلوگرم در هكتار ازت بايد به صورت سرك در اختيار گياهان قرار گيرد . با توجه به طولاني بودن دوره رويش اسطوخودوس توصيه مي شود در طول رويش اين گياه ، خاك مورد تجزيه قرار گيرد و با توجه به وضعيت خاك از نظر موتد و عناصر ضروري اقدام به كوددهي زمين نمود .
سازگاري :
اسطوخودوس از گياهان مناطق خشك و نيمه خشك است . در طول رويش به تابش نور فراوان و هواي گرم و رطوبت كم نياز دارد .چنانچه اين گياه در چنين شرايطي رشد كند عملكرد گل ، مقدار اسانس و همچنين كيفيت آن افزايش مي يابد . تحقيقات نشان مي دهد كه مقدار و كيفيت اسانس با نور رابطه مستقيم دارد به طوري كه چنانچه اسطوخودوس در مناطقي كه داراي نور كافي نباشد كشت شود ، نه تنها از نقدار اسانس گلها كاسته شود بلكه تركيبات استري ( ليناليل استات ) آن نيز كاهش مي يابد و گياهاني كه در سايه كشت مي شوند در مقايسه با گياهان كشت شده در آفتاب ، اسانس و تركيبات استري آنها به ترتيب 55 تا 41 درصد كاهش نشان مي دهد . اسطوخودوس فرانسوي در هر نوع خاكي قادر به رويش است . ولي خاكهاي سبك حاوي تركيبات كلسيم و غني از مواد و عناصر غذايي خاكهاي مناسبي براي توليد انبوه اين گياه است . خاكهاي سنگين كه تهويه هوا در آنجا به شختي انجام مي گيرد و همچنين سبب آب ايستايي مي شوند براي كشت اين گياه مناسب نيستند .
آماده سازي خاك :
پس از افزون كودهاي حيواني به زمين مي بايست با شخم مناسبي اين كودها را به عمق 35 تا 40 سانتي متر زمين منتقل كرده كه البته 5/1 تا 2 ماه قبل از كشت نيز بايد اقدام به افزون كودهاي شيميايي مورد نياز گياه ( مانند قسقر و پتاس ) به خاك كرده و با شخم متوسطي آنها را به عمق 18 تا 20 سانتي متري زمين منتقل نمود . اواخر زمستان پس از شكستن سله ها ، جمع آوري سنگها و قلوه سنگها و تسطيح ، زمين براي كاشت كاملاً آماده مي شود .
كاشت :
كاشت اسطوخودوس توسط بذر و از طريق رويشي امكان پذير است . كاشت توسط بذر به روش غير مستقيم انجام مي گيرد و فصل پاييز ( آذر ) يا اوايل بهار ( نيمه دوم اسفند ) زمان مناسبي براي كشت بذر در خزانه هواي آزاد است . در اين صورت فاصله مناسب رديفهاي كاشت از يكديگر در سطح وسيع خزانه 35 تا40 سانتي متر و در سطح كوچك خزانه نيز 15 تا 29 سانتي متر مي باشد . اگر بذرها در فصل پاييز كشت شوند عمق مناسب كاشت بذر 5/0 تا 1 سانتي متر و اگر در فصل بهار كشت شوند 1 تا 5/1 سانتي متر مي باشد . براي هر هكتار زمين به 7 تا 9 كيلوگرم بذر ( با كيفيت مطلو ب) نياز است . اواخر شهريور تا اوايل مهر ماه سال بعد زمان هاي مناسبي براي انتقال نشاء ها به زمين اصلي است و در مدت زمان مذكور ارتفاع گياهان در خزانه به 18 تا 20 سانتي متر مي رسد . هنگام انتقال نشاءها به زمين اصلي ساقه آنها را بايد از فاصله 8 تا 10 سانتي متري سطح زمين هرس كرد . اين عمل سبب توليد شاخه هاي متعدد مي شود . توصيه مي شود در هنگام انتقال نشا به زمين اصلي ، نشاء ها از فاصله پنج سانتي متري بالاي يقه در خاك كشت شوند در ضمن براي هر هكتار زمين به 20 هزار بوته نياز است .
تكثير رويشي :
تكثير رويشي اسطوخودو فرانسوي از طريق ريشه دار كردن ساقه هاي سبز و جوان يا ساقه هاي خشبي و انتقال آنها به زمين اصلي مي باشد . اوايل شهريور از پايه هاي مادري يك ساله ساقه هاي سبز و از پايه هاي مادري چهار تا پنج ساله ساقه هاي خشبي به طول 12 تا 20 سانتي متر جدا كرده سپس اقدام به كاشت آنها در خزانه ( اعم از خزانه هواي آزاد يا زير پلاستيك ) مي نمايند . اين قلمه ها در عمق 4 تا 5 سانتي متري و در رديفهايي به فاصله 6 تا 10 سانتي متر و فاصله دو قلمه از يكديگر 2تا 3 سانتي متر كشت مي شوند . در هر متر مربع از سطح خزانه 600 تا 800 قلمه كشت كرد . ايجاد سايبان روي قلمه ها سبب تسريع در ريشه دار شدن آنها مي شود . بهار ( ارديبهشت ) يا پاييز سال بعد زمان مناسبي است براي انتقال قلمه هاي ريشه دار شده به زمين اصلي بوته ها در رديفهايي به فاصله 100 ساتني متر ( فاصله دو بوته در طول رديف 50 تا 80 سانتي متر ) در زمين اصلي كشت مي شوند .
مراقبت و نگهداري :
رشد اوليه اسطوخودوس در سال اول رويش بسيار كند است و علفهاي هرز مي توانند بدون رقابت و به سرعت توسعه يابند . از اين رو كنترل علفهاي هرز قبل از كاشت و تهيه بستر فاقد علف هرز ضرورت دارد . در سال اول رويش به منظور توليد شاخه هاي متعدد ، بايد قسمت هوايي گياهان را به طول 8 تا10 سانتي متر هرس كرد . اين هرس نه تنها مانع رشد نامناسب طول ساقه مي شود بلكه با توليد شاخه هاي متعدد سبب پرپشت شدن بوته ها مي شود .سال دوم رويش نيز عمل هرس اندام هوايي را از قسنت 15 تا 18 سانتي متر بايد تكرار كرد . در سطوح وسيع كشت ، عمل هرس با دست امكان پذير نيست و بايد با ماشينهاي مخصوص هرس انجام گيرد . هرس گياهاني در سال دوم رويش سبب مي شود تا ساقه هاي گل دهنده از طول يكساني برخوردار شوند . از سال سوم نيازي به هرس نيست زيرا گياهان به شكل ثابت خود كه نيمكره است مي رسند. اواخر سال اول رويش نيز زمان مناسبي براي واكاري و جايگزيني كردن بوته هاي خشك شده است . وجين علفهاي هرز در طول رويش گياهان ضروري است . از آنجائيكه چند سال پس از كشت ، خاك بين رديفها متراكم شده و عمل تهويه هوا به شختي انجام مي گيرد . لذا هر چهار تا شش سال بايد خاك بين رديفها را تا عمق 40 تا 60 سانتي متري برگردان كرد .
برداشت :
گلهاي اسطوخودس از اواخر بهار پديدار شده و گلهاي باز شده از بيشترين مقدار اسانس برخوردارند . از آنجايي كه گياهان معمولاً هفت تا هشت روز در مرحله گلدهي هستند ، در سطوح وسيع كشت امكان برداشت آنها در اين مدت كوتاه وجود ندارد . به همين خاطر از بدو باز شدن گلها مي بايست آنها را برداشت كرد . هنگام برداشت گلها ، ساقه ها از نيمه قطع شوند سبب ناهماهنگي در نمو گلها در سالهاي بعد مي شوند و برداشت گلها ، آنها را در كيسه هاي بزرگ ريخته و بلافاصله جهت استخراج اسانس ، گلها را به كارخانه هاي مربوط منتقل مي كنند . مقدار عملكرد گل متفاوت است و به نوع گياه و شرايط اقيلمي محل رويش گياه بستگي دارد . عملكرد گل تازه در سال اول رويش 4/0 تا 7/0 تن در هكتار ، در سال دوم 5/1 تا 2 تن در هكتار ، در سال سوم 3 تا 5/3 تن در هكتار و از سال چهار به بعد 5/3 تا 4 تن در هكتار مي باشد . معمولاً از هر 8 تا 10 كيلوگرم تازه يك كيلوگرم گل خشك به دست مي آيد . مقدار اسانس نيز متفاوت است به طوري كه در سال دوم رويش سه تا شش كيلوگرم ، سال سوم 8 تا 16 كيلوگرم ، سال چهارم 15 تا 20 كيلوگرم و در سالهاي بعد 20 تا 26 كيلوگرم اسانس از هر هكتار زمين استحصال مي شود .
طرز استفاده:
?) دم كرده اسطوخودوس: حدود ? گرم سرشاخه گل‌دار و يا گل اين گياه را در يك ليتر آبجوش ريخته و به مدت 12 دقيقه دم كنيد. مقدار مصرف اين دم‌كرده 2-3 فنجان در روز است
?) كمپرس اسطوخودوس  گل و يا سرشاخه گل‌دار اين گياه را با يك ليتر آبجوش مخلوط كرده و به مدت ?? دقيقه دم كنيد
?) اسانس و روغن اسطوخودوس را مي‌توانيد از فروشگاه‌هاي گياهان داروئي و يا برخي از داروخانه‌ها تهيه كنيد براي مصرف يك قطره از آن را با يك قاشق روغن بادام و يا روغن زيتون مخلوط كرده و براي ماساژ استفاده كنيد و يا يك قطره آن را روي يك حبه قند و يا يك قاشق عسل مخلوط كرده بخوريد
مضرات
اسطوخودوس گياهي است بي‌ضرر كه همه مي‌توانند از آن استفاده كنند فقط براي اشخاص صفراوي مزاج خوب نست و باعث آشفتگي مي‌شود اين‌گونه اشخاص بايد آن را با سكنجبين يا كتيرا بخورند

ماميران كبير

دانه هاي آن سياه رنگ هستند. اندام دارويي ماميران قسمت هوايي گياه است كه در هنگام گل دادن جمع آوري مي شوند. از ماميران به صورت خوراكي به عنوان صفراآور، ضداسپاسم، مسكن (ضعيف) و مدر و به صورت موضعي در درمان زگيل استفاده مي شود. در طب گذشته از تمام قسمت هاي گياه ماميران به ويژه شيرابه و ريشه آن در درمان ناراحتي هاي پوستي به ويژه برص، درد دندان و نيز به عنوان صفراآور استفاده مي كردند. اين گياه سمي است و مقدار زياد آن در مصارف داخلي ممكن است حتي موجب مرگ شود. مصرف اين گياه در دوران بارداري ممنوع است. سرشاخه هوايي ماميران داراي ?-?/? درصد آلكالوئيد با بيش از ?? آلكالوئيد است. اين گياه در زمين هاي باير به صورت خودرو رشد مي كند و به صورت وسيعي در اروپا و آسياي شمالي و مركزي مي رويد.
اندام دارويي ماميران قسمت هوايي گياه است كه در هنگام گل دادن جمع آوري مي شوند. از ماميران به صورت خوراكي به عنوان صفراآور، ضداسپاسم، مسكن (ضعيف) و مدر و به صورت موضعي در درمان زگيل استفاده مي شود. در طب گذشته از تمام قسمت هاي گياه ماميران به ويژه شيرابه و ريشه آن در درمان ناراحتي هاي پوستي به ويژه برص، درد دندان و نيز به عنوان صفراآور استفاده مي كردند. اين گياه سمي است و مقدار زياد آن در مصارف داخلي ممكن است حتي موجب مرگ شود. مصرف اين گياه در دوران بارداري ممنوع است. سرشاخه هوايي ماميران داراي ?-?/? درصد آلكالوئيد با بيش از ?? آلكالوئيد است.
تركيبات شيميايي:
اين گياه سمي است و استفاده زياد از آن باعث تشنج مي شود .
ماميران كبير داراي آلكالوئيد هاي مختلفي مانند چليدونين ، هيموچليدونين ، كلريتين ، پروتوپين ، آليكري توپين ، هربرين و اسپارتئين مي باشد . در ماميران كبير همچنين نمك هاي كلسيم ، منيزيوم و آلمينويم ، مواد رزيني و موسيلاژ موجود است .
خواص داروئي:
تمام قسمت هاي اين گياه و شيره آن مصرف دارويي دارند البته ريشه آن قوي تر از بقيه قسمت هاي آن است
1)جوشانده و يا دم كرده ماميران براي درمان سرطان معده بكار مي رود
2 )در معالجه آسم اثر مفيد درد
3) تشنج را برطرف مي كند
4)فشار خون را پائين مي آورد
5)ادرار آور و ملين است
6)درمان كننده تصلب شرائين است
7)دردهاي سرطاني را ساكت مي كند
8)براي معالجه آنژين دپواترين از آن استفاده مي كنند
9)براي درمان آب آوردن بدن مفيد است
10)سنگ كليه را خرد كرده و دفع مي كند
11)براي معالجه نقرس مفيد است
12)داروي خوبي براي برطرف كردن بيماريهاي كبدي است
13) براي درمان زخم ها ي چركين ، ريشه له شده ماميران را مانند ضماد روي اينگونه زخم ها بگذاريد
14)شيره ماميران داروي موثري براي از بين بردن زگيل و يا ميخچه است . اين شيره را با گليسرين به سنبت مساوي مخلوط 0
ديگر خواص اين گياه :
ماميران يا “ماميزان كبير” گياهي داروئي از تيره “خشخاش Papaveraceae” است كه نام علمي آن”Chelidonium Majus”مي باشد .ماميران ،” گياه پرستو ” ميز ناميده ميشود. ماميران،داراي خاصيت درماني به شرح زير مي باشد:
اختلالات قلبي وعروقي
جوشانده ريشه ماميران ،تصلب شرائين وفشار خون را درمان نموده و از بروز سكته قلبي جلوگيري مي نمايد.
اختلالات عصبي
جوشانده ريشه ماميران،تسكين دهنده دردهاي عصبي ،خواب آور وآرام بخش است.
اختلالات پوستي
عصاره ماميران ،زخمها ،زوائد گوشتي و زگيل و ديگر اختلالات پوستي را برطرف مي سازد.
اختلالات كليوي
جوشانده ماميران،محرك كليه،فزوني دهنده حجم ادرار،دفع كننده سموم بدن و درمان كننده عفونتهاي كليه و مثانه ومجاري ادرار است.
اختلالات چشمي
شست و شوي چشم با عرق ماميران ،درد و ورم و عفونتهاي چشم را التيام ميبخشد
خلاصه آنكه ماميران،گياهي مدر و مخدر و درمان كننده اختلالات قلبي و عروقي،عصبيريالپ.ستي كليوي و چشمي است.ماميران تصفيه كننده خون درمان كننده عفونتهاي سفيليسي ،تنگي نفس ،آسم و بواسير است
بايد دانست كه مصرفماميران،بدون تجويز پزشك ممنوع است.
طرز استفاده:
جوشانده :
مقدر 20 گرم برگ خشك و يا ريشه ماميران را در يك ليتر آب حل كنيد . مقدر مصرف آن يك فنجان سه بار در روز است .
دم كرده ماميران :
30 گرم برگ خشك ماميران را در يك ليتر آب جوش ريخته و بگذاريد براي مدت ده دقيقه دم بكشد . سپس صاف كرده و مصرف كنيد .
تنطور ماميران :
اين تنطور را مي توانيد از فروشگاههاي گياهان دارويي و يا برخي از داروخانه ها خريدري كنيد و يا اينكه مقدر 100 گرم برگ خشك يا ريشه ماميران را در 500 گرم الكل سفيد خيس كرده بگذاريد براي مدت دو هفته بماند . البته هر روز آنرا تكان دهيد پس از اين مدت آنرا صاف كرده و در شيشه دربست نگاهدري كنيد . مقدر مصرف آن 10-15 قطره سه بار در روز است .
شيره ماميران :
براي استفاده از شيره ماميران آنرا با عسل مخلوط كرده و استفاده كنيد .
مضرات :
همانطور كه گفته شد مصرف زياد ماميران كبير توليد مسموميت مي كند و حتي استفاده زياد آن
بصورت له شده روي رخم ها نيز همين خطر را د ارد زيرا از راه پوست جذب بدن مي شود .
بنابراين بايد مصرف آن در حد گفته شده باشد و تحت نظر متخصص مصرف شود.
پرورش گياه
پرورش اين گياه از طريق دانه صورت مي گيرد و زمين زراعتي بايد سايه دار و نسبتاً مرطوب, ماسه اي و نرم با خاك پوسيده باشد. بذر آنرا در گلخانه در اويل اسفند و يا مستقيماً در زمين شخم خورده در رديفهايي به عرض 50 سانتي متر در طول فروردين ماه مي كارند ميزان بذر مورد نياز گلخانه هر هكتار 200 گرم و ميزان آن در زمين اصلي 2 كيلو گرم د رهكتار مي باشد.
ماههاي ارديبهشت و خرداد نهالها را در كرتهاي 20*50 سانتي متر نشاء مي كنند.جهت تقويت زمين مقدار 150 تا 75 كيلو گرم كود ازت خالص ( نيترات آمونيوم و كلسيم سيانيد ) در هر هكتار اضافه مي كنند. براي مبارزه با علفهاي هرز يك تا دوبار چنگك با ديسك ماشيني زده مي شود.
برداشت
قسمت هوايي گياه را در فروردين تا شهريور و ريشه ها را از مهر تا آبان يا اسفند تا فروردين قبل از جوانه زدن محصول برداري مي كنند ( از دومين سال كشت چين اول گياه را در ماه اسفند و فروردين و چين دوم آنرا در شهريور يا مهر با علف چين و ريشه ها را در مهر و آبان و اسفند و يا فروردين برداشت مي نمايند).پس از برداشت محصول و تميز كردن آن قسمت هوايي را در حرارت 50 تا 60 درجه سانتي گراد و ريشه را در حرارت 60تا 80 درجه سانتي گراد خشك مي نمايند. با شرايط فوق الذكر بازدهي هر هكتار 6/3 تن محصول خشك به صورت گياه كامل و 8/2 تن ريشه است.
دامنه انتشار
نواحي شمال ايران مانند گيلان: اطراف رشت, رودبار, عمارلو ( كبوتر چاك و زرد چين ) , گرگان: بندر گز, مازندران.

گل راعي و خواص دارويي آن

گفته مي شود كه گياه گل راعي نام انگليسي خودرااز نام شواليه هاي سنت جان گرفته است كه ازآن درميادين جنگ هاي صليبي براي مداواي زخم استفاده مي كردند.اين باور وجود داشت كه اين گياه دافع ارواح خبيث است وبه همين دليل ديوانگان را واداربه خوردن دمكرده آن مي كردند.به دليل رنگ زرد آن را موافق مزاج صفراوي مي دانستند وبراي درمان يرقان وهيستري به كار مي بردند.
اين گياه علاوه بر اين كه از نظر خواص دارويي بسيار غني است ،سر شاخه هاي گل دار آن نيز داراي اسانس نافذي است.
نام علمي: Hypericum perforatum
نام انگليسي: St Johns Wort
نام فارسي: علف چاي،گل راعي،هوفاريقون،گل شهناز
ريخت شناسي گياه:
گياهي است پايا ،فاقدكرك،پايه چوبي،با ساقه ايستاده، در پايين چوبي، ارتفاع گياه بسته به شرايط محيطي تعيين مي شود.برگهاي تخم مرغي،دراز،پهن، در سطح زيرين كم رنگ،شامل نقاط شفاف سوراخ مانندبا حاشيه اي سياه وبه تعداد فراوان كه درواقع كيسه هايترشحي مملو ازاسانس هستند.
گل ها به رنگ زرددرخشان ،نسبتاً بزرگ و مجتمع در گل آذين وسيع پانيكولي، داراي پنج گلبرگ مي باشد.در گلبرگها نقاط ريز يا خطوط تيره كه عبارتند از غده هاي ترشحي محتوي شيره قرمز مايل به قهوه اي ديده مي شود.
ميوه به صورت كپسول به ابعاد1-./5 ميلي متر وريشه به طول 70سانتي متر مي باشد.(1)
محل رويش:
اين گياه در نقاط خشك،مرغزارهاومراتع آفتاب گير مي رويد.در بريتانيا به وفور به خصوص بر روي خاك هاي آهكي مي رويد.
گل راعي اگر چه در زمين هاي بليرو حاشيه جاده ها مي رويدولي علف هرز اختصاصي مزارع چايي است.
ايران: اين گياه در نواحي مختلف البرز،كرج،راه چالوس،شمال ايران،گيلان،لاهيجان،طالش،خراسان،مغرب ايران،بروجرد،كوه الوند ونهاوند مي رويد.(2)
زمان گلدهي:
اواخر ارديبهشت تا اواخر مهرماه
زمان برداشت سر شاخه ها: خرداد تا تير ماه
قسمت مورد استفاده:
سرشاخه هاي گلدار تازه يا خشك شده گياه
سرشاخه ها را بايددر زمان گلدهي از گياه چيد.در اين هنگام طعم آن تلخ ،كمي قابض وبه طورملايم شور است.
اگر در بين انگشتان فشرده وله شود ،بوي معطر ورزيني ازآن استشمام مي شود.براي منظورهاي درماني گل رابايدزماني ازگياه جداكردكه در حال طراوت يعني قبل ازپلاسيده شدن باشند.(1)
تركيب هاي شيميايي :
داراي اسانس روغني فرار و در حدود 7./-.5./ درصد از يك نوع گلوكوزيد بنام هايپرين و يك ماده قرمز بنام هايپرسين بخصوص در بذرآن مشخص شده بعلاوه مقدار قابل ملاحظه اي از يك نوع تانن شبيه به تانن چاي در برگهاي آن وجود دارد در برگها در حدود 2./ روتين وجود دارد . در گلها 95 /.روتين و1./ كوئرستين وجود دارد مقدار تانن در ساقه هاي جوان گياه 8/3 درصد ،دربرگها4/12درصد ودرگلها 16/ درصد ميباشد اثر
فيزيولوژيكي گياه مربوط به وجود اسانس،هايپرسين،كولين،تانن،و نيكوتينيك اسيد مي باشد.(10)
گونه هاي ديگر اين تيره : 1.Hypericum androsaemum
داراي اثر درماني مسهل است ودر بيماري هاي كليه و مثانه استفاده مي شود. 2.Hypericum lanceolatum
به عنوان يك گياه دارويي التيام دهنده با اثر مقوي استفاده مي شود.از پوست ساقه اين گياه نوعي گم رزين به رنگ زرد مايل به سبز به دست مي آيد.اين ماده با نام Baumeda fleursjaunes و با بويي نا مطبوع مي باشد.
3.Vismia guianensis
درخت خون كه از آن نوعي شيره رزيني به دست مي آيد كه اثر مسهل است.
4.Vismia acuminate
در آمريكاي جنوبي مي رويد .
5.Harongama dagascariensis
نوعي ماده رزيني از آن به دست مي آيد كه از آن در نواحي محل رويش جهت درمان عفونت هاي زايماني استفاده مي شود.
3.Vismia guianensis
درخت خون كه از آن نوعي شيره رزيني به دست مي آيد كه اثر مسهل است.
4.Vismia acuminate
در آمريكاي جنوبي مي رويد .
5.Harongama dagascariensis
نوعي ماده رزيني از آن به دست مي آيد كه از آن در نواحي محل رويش جهت درمان عفونت هاي زايماني استفاده مي شود.(1)
رقم توپاز يكي از معروفترين ارقام گل راعي در اروپا است كه جهت توليد دارو در مقياس صنعتي از آن استفاده مي شود.در ايران نيز شركت دارويي زردبند با تهيه بذر رقم توپاز و مطالعات متعددي كه بر روي سازگاري و همچنين اثر شرايط اقليمي كشورمان بر روي آن انجام داده و به اين نتيجه رسيده كه رقم توپاز را مي توان در مقياس وسيع جهت توليد دارو مورد استفاده قرار داد.(13)
گل راعي به عنوان داروي ضد افسردگي:
مشكلات ومسائل دنياي ماشيني باعث شده كه روز به روز افسردگي در ميان افراد بيشتر شود.متاسفانه
اين پديده به صورت خفيف،متوسط ويا شديد در افراد مسن وميان سال ودر بسياري از جوانان نيز ديده مي شود.افسردگي مي تواند بسياري از عوامل زندگي از جمله فعاليت هاي روزانه ،خوراك،لذت هاي زندگي تفكرات خوب ،تحرك،سلامت جسم وروان،تحصيلات و…را تحت تاثير قرار دهد ودرنتيجه فرد افسرده نمي تواند به خوبي از زندگي خود بهره مند شود،به طوري كه افسردگي مي تواند از طريق اختلالات هورموني باعث يائسگي زود رس،مشكلات قاعدگي ،چاقي،لاغري،مشكلات پوست،ريزش مو و… شود.خوشبختانه افسردگي قابل درمان بوده و شخص مي تواند با درمان هاي دارويي و غير دارويي درمان شده وبه صورت فردي طبيعي،فعال وخوش بخت درآيد.
براي درمان انواع افسردگي ،ساليان درازي است كه از انواع دارو هاي ضد افسردگي شيميايي استفاده مي شود ولي چون درمان افسردگي گاهي چندين ماه ويا چندين سال طول مي كشد،بنابراين مصرف كنندگان اين داروها هميشه از عوارض آن ناراضي ونگران هستند؛به همين دليل در دو سه دهه گذشته تحقيقات وسيعي بر روي گياهان دارويي ضد افسردگي ،آرام بخش وضد دردصورت گرفته وتعدادي داروي موثر وداراي حد اقل اثرات جانبي به بازار هاي جهاني عرضه شده است كه مي تواند در بسياري از موارد،جايگزين دارو هاي شيميايي ضد افسردگي شود.(12)
در حال حاضر يكي از بهترين دارو هاي گياهي ضد افسردگي كه داراي خاصيت دارويي و خواص ارزنده ديگري نيز مي باشد دارويي است كه از عصاره گياه گل راعي به دست مي آيد.
قدمت مصرف اين گياه ،بيش از دو هزار سال پيش است و نزد بيشتر اقوام وملل جهان به عنوان بهترين داروي بيماري هاي عصبي مورد استفاده بوده تا اينكه در حدود يك قرن پيش ،براي اولين بار در آلمان از آن فراورده صنعتي تهيه شده وسپس در حدود سه دهه قبل از بيشتر كشورهاي اروپايي وامريكا محصولات زيادي از آن به بازار آمد.در حال حاضر بيش از50 كار خانه دارو سازي جهان از گياه علف چاي،دارو هاي مختلف د افسردگي تهيه مي كنند.
در ايران نيز براي اولين بار در سال 1378 از عصاره اين گياه دارويي به شكل قطره و با نام هايپيران،منطبق با استاندارد جهاني و با كيفيتي برابر با انواع خارجي تهيه و به عنوان داروي رسمي ايران شناخته شد.
با توجه به اين كه به طور اساسي و به علت شرايط آب و هوايي،گياهان دارويي ايران داراي مرغوبيت خاصي مي باشند،لذا گل راعي ايران داراي بهترين كيفيت بوده و داروي ساخته شده از آن نيز از كيفيت و استاندارد بالايي بر خوردار است.(12)
مكانيسم اثر اين گياه در درمان افسردگي:
وجود آنزيم مونو آمينو اكسيداز سبب تجزيه هورمونهاي آدرنالين و نور آدر نالين در محل سيناپيس هاي عصبي مي شود.تجزيه هورمون هاي مذكورسبب ايجاد افسردگي(Depression) در افراد مي شود.هيپرسين سبب مهار اين آنزيم مي شود وبه اين وسيله افسردگي را درمان مي كند.
در اكثر مراجع علمي معتبر نظير Basic and clinical, Martindale, PDR, وكميسيونE اثر ضد افسردگي اين گياه مورد تائيد قرار گرفته است.(13)
تحقيقات نشان مي دهد كه ماده شيميايي هايپرسين موجود در گل راعي ممكن است در ابعاد فعاليت مادهاي به نام MAO (Monoamine Oxidase) دخالت كرده و آن را به مهار كننده هاي MAOتبديل كند.
مهار كننده هاي MAO گروه مهمي از داروهاي ضد افسردگي مي باشند .در يك پژوهش كوچك در آلمان كه پانزده نفر زن به منظور درمان افسردگي تحت معالجه قرار گر فته اند ،پس از اين كه به آن ها گل راعي داده شد به طور محسوس بهبود يافتند ،اشتهاي آن ها زياد شد،به زندگي بسيار علاقه مند شدند ،اعتماد به نفس خود را باز يافتند و خواب آن ها خوب شد.
اما بايد توجه داشت كه اين گياه درمان فوري براي افسردگي نيست و شايد 2-3 ماه طول بكشد.(6)
گل راعي براي درمان ايدز:
از اوايل دهه 90 آزمايشات باليني در خصوص تاثير هيپرسين در درمان بيماري هاي ايجاد شده توسط ويروس ها
صورت پذيرفت ودر نتيجه از اين گياه به عنوان يك كانديداي مناسب براي كنترل بيماري ايدز ياد شده است.
آزمايشات در اين زمينه نشان مي دهد كه گياه با سميت كم ،آثار قابل ملاحظه اي بر ضد ويروس هاي مشابه HIV دارد.دراين آزمايش ابتدا موش هاي آزمايشگاهي با ويروس هايي كه ايجاد بيماري لوكيما مي كنند تزريق شده و سپس يك تزريق از عصاره گل رهعي انجام شد و اين تزريق صد در صد از بروز بيماري در موش جلو گيري كرد.
همچنين در آزمايش هايي كه عصاره از راه دهان به موش داده شد نيز همين آثار جالب ديده شد.
پژوهش ها نشان مي دهد كه عصاره گياه از سد خوني مغز عبور مي كند كه اين خاصيت براي درمان ايدز بسيار مهم است.زيرا ويروس ايدز اغلب به مغز حمله مي كند.
اين روش بر روي انسان هاي مبتلا به ايدز نيز استفاده شده است ونتايج اوليه پژوهش ها كه در نشريه اخبار درمان ايدز منتشر شده نشان مي دهد كه تا به حال آثار مثبتي بر ضد ويروس ايدز ديده شده و بيماران بهبودي محسوسي يافته اند؛به اين معني كه فعاليت سيستم دفاعي آن ها افزايش يافته ،وزن آن ها زياد شده وانرژي بيشتري يافته اند.(6)
بررسي تاثير گل راعي در درمان سندرم پيش از قاعدگي:
در تحقيقي كه بر روي 70 نفر از دانشجويان دانشگاه تهران كه مبتلا به سندرم پيش از قاعدگي بودند انجام شد،شركت كنندگان براي دو سيكل متوالي فرم ثبت وضعيت روزانه را تكميل كردند وپس از تائيد سلامت جسمي ورواني به طور تصادفي به دو گروه 35 نفري تقسيم شدند وبه مدت دو سيكل متوالي با 30 قطره هايپيران دو بار در روز حداقل هفت روز قبل از قاعدگي تحت درمان قرار گرفتند.
ميزان كاهش شدت علايم سندرم پيش از قاعدگي بعد از مصرف هايپيران 45/46 درصد بود.(17)
بهداشت پوست:
اثر قابض وضد عفوني كننده گياه موجب گرديده كه از آن در درمان عوارض پوست هاي چرب استفاده شود.
معمولاًپوست صورت اگر چرب باشد،پس از پاك كردن از مواد آرايشي بقاياي آن در منافذ پوست كه حالت باز شده دارند،باقي مي ماند وآن ها را مسدود مي كند.براي نظافت كامل اين گونه پوست ها ،جوشانده 50 گرم
سر شاخه ها ي گياه رادر يك ليتر آب تهيه كرده و بر روي پوست صورت اثر مي دهندو آن را پاك مي كنند.
جوشانده مذكور از پيدايش چين در پوست صورت جلوگيري مي نمايدوباعث طراوت آن مي شود.(1)
دارو هاي تهيه شده از گل راعي:
1.قرص پرفوران:Perforan coated tablet
قرص روكش دار كه هر قرص حاوي حدود 160 ميلي گرم عصاره خشك گياه علف چاي يا هوفاريقون و معادل 300 ميكرو گرم هايپريسين مي باشد.
مواد موثره: مهمترين ماده موثره آن هيپريسين پسودو هيپريسين است.ساير مواد موجود در آن عبارتند از :فلاونوئيد،گزانتون ها ،اسيد هاي كربو كسيليك،فنوليك.
آثار فارما كولوژي:
در مطالعات اوليه نشان داده شده است كه عصاره گياه علف چاي انواع ايزو آنزيم A,B آنزيم مونو آمينو اكسيداز(MAO) را مهار مي نمايد.در نتيجه اين اثر ميزان واسطه هاي شيميايي سروتنين،نوراپي نفرينو دوپامين در هسته هاي مغزي افزايش يافته ،موجب بهتر شدن خلق و بر طرف شدن افسردگي مي شود.
حداقل دو مكانيسم براي اثر ضد افسردگي گل راعي پيشنهاد شده است كه عبارتند از :تعديل فعاليت اينتر لوكين و وقفه برگشت سروتونين به عصب.
مطالعات باليني:
در يك مطالعه باليني بر روي شش زن افسرده 55-65 سال عصاره علف چاي كه ميزان 14/.% استاندارد شده بود به كار گرفته شد و معلوم شد كه اين عصاره ميزان متابوليت هاي نور آدرنالين و دوپامين ادرار بيماران تحت درمان را افزايش مي دهد.
همچنين محققان دريافته اند كه افزايش قابل ملاحظه اي در ميزان متابوليت هاي كاتكو لا مين ها ،متوكسي
هيدروكسي فنيل گليكول كه عامل مشخص كننده اثر بخشي در درمان ضد افسردگي است در ادرار اين بيماران يافت شده است.
مطالعات ادامه دار همين محققين بر روي 22 بيمار ديگر نشان داد كه عصاره علف چاي به طور قابل ملاحظه اي
علائم اضطراب،بي تفاوتي ،خواب زباد،بي خوابي،بي اشتهايي،كندي فعاليت حركتيوافسردگي را بر طرف مي كند وضمناًآثار جانبي مشاهده نگرديد.
موارد منع مصرف ونكات قابل توصيه:
در بيماران حساس به گياهان دارويي توصيه نمي شود.
عوارض جانبي:
عوارض آلرژيك وفتو درماتيت در بعضي بيماران گزارش شده است.
مقدار مصرف ونحوه استعمال:
روزي سه مرتبه هر بار يك قرص با يك ليوان آب ميل شود.
مصرف در حاملگي و شير دهي:
در موارد حاملگي وشير دهي توصيه نمي شود.(7)
2. قطره هايپيران:
اين فرآورده از عصاره هيدرو الكلي گياه علف چاي به دست مي آيد و به شكل قطره در دارو خانه ها موجود است.
اثرات درماني:
آرام بخش،مسكن،ضد اضطراب، مفيد دربيماري هاي ميگرن،پرخوابي،مشكلات و دردهاي دوران قاعدگي،ترس ودلهره،شب ادراري كودكان مي باشد.عصاره اين گياه مي تواند ميزان اكسيژن سلولي را افزايش مي دهد.
در دوران قبل از قاعدگي به دليل بروز تغييرات هورموني،نوساناتي چون خلق وخو،دردهاي ناحيه كمر،دل درد،اسپاسم وسردرد بروز مي كند.استرس و اضطراب از جمله عوامل تشديد كننده اين عوارض است.
شربت گياهي هايپيران داروي مناسبي براي كاهش هيجانات روحي و تغييرات خلق و خوست.
نكاتي كه در مورد اثرات ايده آل اين دارو واكثر دارو هاي گياهي بايد در نظر داشت اين است كه حداقل 2-3 هفته پس از مصرف نبايد انتظار اثر داشت چون دارو هاي گياهي دير اثر بوده و اثر آن ها به طور اصولي پس از يك ماه ظاهر مي شودوبه تدريج به حداكثر مي رسد،به علاوه مقادير مصرف نوشته شده در راهنماي داروهاي گياهي ،بايد به دقت رعايت شودوهمچنين داروهاي گياهي را بايد به طور منظم و مرتب مصرف كرد،چرا كه
مسئله مقدار،مدت مصرف و نظم در مصرف دارو از شرايط اصلي اثر بخشي داروهاي گياهي است.
آمارهاي تحقيقات كلينيكي نشان داده كه رعايت مصرف صحيح هايپيران ،بيش از 90 درصد اثرات ايده آل ومثبت به جاي گذاشته است.با توجه به بي ضرري هايپيران وداروهاي مشابه آن اين دارو در ليست داروهاي OTC(بدون احتياج به نسخه) قرار گرفته ودر همه جاي دنيا مي توان آن را از داروخانه ها خريداري كرد.
همچنين مصرف طولاني هايپيران بدون مشكل است.(16)
3. پماد و كرم هيپريكوم پرفوراتوم:
عصاره گياه گل راعي از سرشاخه گل خشك شده و پودر شده وبا استفاده از دستگاه سوكسله وحلال متانول
تهيه مي شود.
براي بررسي اثر اين پماد به عنوان ضد التهاب والتيام بخش ،پمادهايي باذ غلظت عصاره 5-3 درصد انتخاب وپس از مشخص نمودن روش تعيين مقدار عصاره در فرآورده ها جهت بررسي اثر آن تعداد 20 موش ماده
با محدوده وزني 250-200 گرم انتخاب شد .دو روز پيش از ايجاد سوختگي موي ناحيه پشت نمونه ها تراشيده شد.اين نمونه ها به چهار گروه پنج عضوي تقسيم شدند.
گروه اول تحت درمان با پماد 3 درصد گروه دوم پماد 5 درصد گروه سوم به عنوان شاهد تحت درمان با پلاسيبور گروه چهارم به عنوان مقايسه استاندارد تحت درمان با كرم فني توئين 1درصد قرار گرفتند.جهت ايجاد سوختگي پس از بيهوشي ناحيه تراشيده شده پنج ثانيه در آب جوش 965 درجه به صورت معلق قرار گرفت كه باعث ايجاد سوختگي درجه سه شد.درمان در دو دوره وهر يك در يك هفته صورت گرفت.
در هفته نخست هر روز نمونه ها در دو نوبت ودر هفته دوم در يك نوبت دارو دريافت كردند.نمونه هاي شاهد داراي افزايش تدريجي شدت التهاب ،نكروز،لاغر شدن شديد،عطش فراوان،بي حركتي،گسترده شدن مناطق آسيب ديده وعفونتبودند.درنهايت به مرگ ان ها در روز دوازدهم منجر شد.
ساير نمونه ها به تدريج با كاهش التهاب والتيام مناطق آسيب ديده ،سير بهبودي را طي كردند.در اين پژوهش نشان داده شد كه پماد گل راعي با غلظت 3درصد تا حدودي بهتر از غلظت 5 درصد عمل مي كند؛كه اين امر از نظر اقتصادي داراي اهميت بسيار است.
همچنين اختلاف معني داري بين اثرات التيام بخش پماد 3 درصد وكرم 1 درصد فني توئين ديده نشد.(14)
4.هايپر فورات :
اثرهايپرسين تغليظ شده در دي كلرو متان ومتانول در كاهش زخم معده تجربي حاصل از استيل سالسيليك اسيد واتيل الكل 96 درجه در معده موش صحرايي.
هايپريسين با مقادير مختلف به صورت وابسته به دوز جلوي ايجاد زخم توسط ايندو متاسين را مي گيرد ودر ثاني
در حيواناتي كه قبلاًتوسط اين ماده پيش مداوا شدند وسپس در آن ها اقدام به ايجاد زخم گوارشي توسط ايندو متاسين مي شد تا حد قابل توجهي در برابر زخم گوارشي مقاومت نشان مي دادند.
پس اين ماده جلوي زخم زايي ايندو متاسين را مي گيردو اين كار را با افزايش ترشح موكوس معدي انجام مي دهد.همچنين ممكن است اين دارو روي سنتز پروستا گلاتوسين ها و ميكروسيركولاسيون مخاط معده تاثيراتي داشته باشد.(14)
فرآوري:
اسانس گل راعي:
در نقطه هاي روشن برگ غده هايي وجود دارد كه مملو از شيره قرمز رنگ مايل به قهوه اي است.
در اروپا از اين شيره به عنوان موثرترين دارو براي التيام زخم ها ،سوختگي وماليدن به قسمت هايي كه از بدن كه پوست آن ها كنده شده است استفاده مي شود.( 15)
روغن گل راعي:
روغن گل راعي كه يك روغن قرمز رنگ مي باشد از قرار دادن گل در در روغن آفتاب گردان،روغن گردو و يا روغن زيتون وبا قرار دادن در برابر آفتاب به مدت چند هفته به دست مي آيد.
اين روغن را مي توان روي سوختگي،التهابات پوستي،عضلاني وبافت همبند ماليد و براي درمان نورالژي به كار برد. (8)
خشك كردن:
براي خشك كردن گياه بايد آن ها را به صورت دسته هاي مجزا در آورد وسپس بر روي طناب آويخت.يا اينكه سر شاخه ها را به صورت قشر نازكي بر روي سطح زمين در محل خشكي گستراند تا بدون فاسد شدن خشك شوند.اگر عمل خشك كردن با دقت وسرعت انجام شود ،گل ها،رنگ زيبا وطعم خود را حفظ مي كنند. (11)
خشك كردن صنعتي گل راعي در دماي حداكثر 55 درجه ودر تاريكي كامل انجام مي شود.(حتي چند ساعت نور مي تواند مقدار ماده شيميايي فعال را كاهش مي دهد.(3)
مقدار مصرف :
براي التيام زخم پس از اين كه محل زخم با آب و صابون كاملاً تمييز شد برگ ها وگل هاي تازه له شده گياه را روي زخم بگذاريد.
براي تهيه دمكرده براي معالجه افسردگي و احتمالاً تحريك سيستم دفاعي بدن يك تا دو قاشق مربا خوري گياه خشك را در يك ليوان آب جوش 15-10 دقيقه خيس كنيدوتا سه پيمانه در روز بخوريد.طعم آن ابتدا كمي شيرين وسپس تلخ وقابض است.
براي كودكان وافراد بالاي 65 سال بايد از مقدار كم شروع كردو به تدريج اضافه كرد.
فاكتور هاي ايمني :
مهار كننده هاي MAO در تريك با بعضي خوراكي ها ممكن است در ابعاد خطرناكي فشار خون را بالا ببرد وعلائم آن سردرد،سفتي گردن،آشفتگي وقي سردي پوست بدن مي باشد.البته قدرت تاثير گياه در مقدار مجاز به قدرت مهار كننده هاي دارويي تجاري نيست ولي توصيه مي شود اشخاصي كه از اين گياه استفاده مي كنند نبايد از دارو هاي Amphetaminesو مخدرها،واز اسيدهاي آمينهTryptophan,Tyrosine وقرص هاي ضد بار داري بخور هاي ضد آسم،داروهاي سرما خوردگي استفاده نكنند.
در مواردي كه چاي كوهي به به عنوان علوفه دارويي به دام ها داده مي شود ماده شيميايي هايپريسين زير پوست دام جمع مي شودوزير تابش اشعه آفتاب ايجاد سوختگي وتاول مي نمايد.حتي در مواردي كه به جانوران آزمايشگاهي به مقدار زياد ماده شيميايي هايپيريسين تزريق شده وزير تابش اشعه آفتاب قرار داده شده اند ،
مرده اند. ولي تحقيقات دانشمندان نشان مي دهد مصرف اين گياه براي انسان در صورتيكه در حد مجاز توصيه شده ،مصرف شود ايجاد عوارض پوستي نمي كند،مگر در افرادي كه داراي پوست هاي حساس باشند.به همين دليل اشخاصي كه از اين گياه استفاده مي كنند،شبه به اشخاصي كه از آنتي بيوتيك تترا سايكلين استفاده مي كنند بايد حتي الامكان دور از تابش اشعه آفتاب باشند. (6)
احتياط مصرف:
قرار گرفتن پوست در معرض آفتاب پس از مصرف خوراكي اين گياه ،ممكن است منجر به درماتيت شود.
در هواي مرطوب و آفتابي هرس كردن گياه و چيدن برگ وگل باعث در ماتيت تماسي مي شود.
تداخلات دارويي:
استفاده طولاني مدت اين گياه مي تواند فعاليت دارو هاي حياتي مانند مهار كننده هاي پروتئاز براي HIV و دارو هاي ضد وازنش پيوند را كه بعد از پيوند اعضا مورد استفاده قرار مي گيرد ،بلوك نمايد.
در يك مطالعه بر روي 86 بيمار ،بعد از در يافت گل راعي ،در برخي از بيماران وازنش پيوند رخ داد و ساير بيماران مجبور شدند دوز اين داروي گران قيمت را افزايش دهند.(9)
11

علف هفت‌بند

علف هفت‌بند (polygonome) گياهي است يكساله و داراي ساقه خوابيده كه طول آن به 50 سانتيمتر مي‌رسد. برگهاي آن ريز ، نوك تيز و گلهاي آن ريز و كوچك و به رنگ صورتي است. اين گياه در اكثر نواحي آسيا ، اروپا و آفريقا و آمريكا مي‌رويد و در مقابل عوامل خارجي بسيار مقاوم است. بطوري كه حتي اگر لگدمال شود باز هم از بين نمي‌رود. علف هفت بند در چمنزارها ، كنار جاده‌ها ، اراضي متروك و خرابه‌ها ، مناطق سايه در و بين تخته سنگها مي‌رويد. اين گياه در اكثر نقاط ايران نيز وجود دارد.
راسته علف هفت بند Polyganales فقط داراي يك تيره به نام تيره پلي گوناسه يا علف هفت بند است. اختصاص گياهان اين راسته در مادگي آنهاست كه از تخمدان سه برچه‌اي ولي يك خانه درست شده و محتوي يك تخمك ايستاده است. ميوه گياهان اين راسته به صورت فندقه‌اي مثلثي ، سه گوش و محتوي دانه‌اي با آلبومن حجيم نشاسته‌اي است.
مشخصات تيره علف هفت بند
گياهاني داراي برگهاي متناوب با گوشوارك و غلاف يا نيامي غشايي هستند. گل داراي گلپوش كاسبرگي يا گلبرگ مانند در چرخه‌هاي سه يا پنج تايي است. نافه در اصل شامل 6 پرچم در دو چرخه سه‌تايي است كه به علت مضاعف شدن يا تحليل رفتن برخي از پرچمها ممكن است تغيير پيدا كند. مادگي داراي دو يا سه برچه به صورت تخمداني يك خانه با يك تخمك راست و ايستاده است. دانه شامل آلبومن نشاسته‌اي است.
تيره پلي گوناسه داراي 30 جنس و در حدود 600 گونه است كه 100 گونه آن در جنس ترشك ، 180 جنس در جنس پلي گونوم در حدود 12 گونه در جنس اريوگونوم و 125 گونه در جنس كوكولوبا قرار دارند. انتشار كلي اين تيره در مناطق معتدل سرد و سرد نيمكره شمالي است. از اين تيره 9 جنس و بيش از 77 گونه تقريبا در تمامي فلات ايران بطور پراكنده انتشار دارند.
تركيبات شيميايي:
علف هفت بند دريا اسيد پوگيلونيك ، اسيد اگزاليك ، آرابينوسيد ، اسانس ، مواد رزيني ، مواد قندي و موسيلاژ مي باشد .
خواص داروئي:
گياه هفت بند از نظر طب قديم ايران گرم و خشك است
1) قابض است و براي رفع اسهال و اسهال خوني بكار مي رود
2)در بند آوردن خونريزي مفيد است
3)آسم و برونشيت را درمان مي كند
4)تب را پائين مي آورد
5)براي برطرف كردن اگزما بكار مي رود
6)ورم روده بزرگ را برطرف مي كند
7)براي رفع ترشحات زنانه فميد است
8)آنهائيكه به بيماري قند مبتلا هستند با استفاده از اين گياه مي توانند قند خون خود را كنترل كنند
9)سنگ كليه و مثانه را خارج مي سازد
10)براي رفع دردهاي معده مفيد است
11)براي درمان استسقاء مفيد است
12)در معالجه ميگرن موثر است
13)درد سياتيك و درد كمر را برطرف مي كند
14)نفخ را برطرف كرده و هضم غذا را تسهيل مي كند
15)تاول و سوختگي را با كمپرس اين گياه معالجه كنيد
16)براي تسكين دردهاي نقرس و رماتسم از كمپرس اين گياه استفاده كنيد
17)براي درمان زخم هاي چركي ، گرد اين گياه را روي زخم ها بريزيد
طرز استفاده:
جوشانده : مقدر 30 گرم گياه خشك را در يك ليتر آب جوش ريخته و بمدت 10 دقيقه بگذاريد بجوشد سپس آنرا صاف كرده باشكر و يا عسل مخلوط كنيد . مقدر مصرف اين جوشانده يك فنجان سه بار در روز است .
شراب : مقدر 40 گرم گياه خشك را در يك ليتر شراب ريخته و بگذاريد بآرامي بجوشد و سپس آنرا صاف كنيد . مقدر مصرف آن نصف فنجان سه بار در روز است .
صفات دستگاه رويشي
گياهان تيره پلي گوناسه غالبا علفهايي ايستاده هستند و به علت داشتن اندام زير زميني و غده مانند معمولا پايا ولي عده‌اي از آنها نيز يكساله هستند و غالبا با از دست دادن ريشه اصلي داراي ريشه نابجا مي‌شوند.
صفات دستگاه زايشي يا گل
گل آذينها به صورت گرزنهاي دوجانبي يا يك طرفه كم گل و گاهي مانند ترشك در كنار برگها تشكيل چرخه‌هاي كاذبي را مي‌دهند يا ممكن است به صورت پانيكول يا خوشه يا به صورت سنبله‌هاي انتهايي و گاهي نيز همراه با پوششي از منشا گريباني مانند گل آذين اريگونوم باشد. گلها نر ماده ، منظم ، هميشه داراي مادگي ولي گلپوش و نافه در آنها داراي دو تيپ متفاوت است. ميوه به صورت فندقه ، سه گوش با گوشه‌ها يا داراي زاويه‌هاي غالبا بسيار برجسته و مشخص است. گرده افشاني در غالب گياهان اين تيره غير مستقيم و بوسيله باد يا حشرات انجام مي‌شود.
شرح جنسهاي پلي گوناسه در ايران
جنس كاليگونوم يا اسكنبيل
گياهاني چوبي ، داراي ساقه‌هاي فراوان محكم و شاخه‌هاي درهم و انبوه با تقسيمات ثانوي به صورت شاخكهاي نرم ، نازك و بند بندي هستند. گلها اندك ، داراي دمگل مفصلي ، نرماده ، گلپوش گلبرگ مانند ، چرخي ، مسطح يا مقعر است. در ايران اين جنس داراي 8 گونه است و در نواحي بياباني و خشك مي‌رويد.
جنس پتروپيروم يا كاروانكش
درختچه‌هايي با ساقه‌هاي فراوان ، فاقد خار ، ايستاده و با انشعابات يا شاخه‌هاي فراوان هستند. برگها متناوب يا تقريبا دسته‌اي ، خطي و باريك هستند. گلها كناري ، به صورت دسته‌اي مجتمع داراي دمگل باريك و نازك و در وسط مفصل دار است. گلها نرماده ، گلپوش چرخي و تقريبا گلبرگ مانند است. اين جنس در ايران داراي 3 گونه است.
جنس ريواس
گياهان پايا ، داراي ريشه ضخيم با برگهاي پهن و رگبرگهاي پنجه‌اي هستند. گلها نرماده ، كاسه سبز رنگ و تقسيمات خشك شده آن روي ميوه باقي مي‌ماند. پرچمها 9 عدد ، تخمدان آزاد ، سه گوش با سه خامه كوتاه و كلاله‌هاي ديسك مانند و صفحه‌اي است. ميوه فندقه داراي سه پهلو يا زاويه برجسته و باله مانند است. اين جنس در ايران داراي 2 گونه است.
جنس اوكسي ريا
گياهاني پايا ، كوهستاني هستند. گلها نر ماده ، كاسه آن داراي 4 تقسيم سبز رنگ است. پرچمها 6 عدد و در مقابل تقسيمات كاسبرگ قرار دارند. تخمدان فشرده داراي 2 كلاله بدون ميله است. فندقه عدسي شكل است. اين جنس فقط داراي گونه اوكسي رياديژينا است كه در ارتفاعات البرز و ارتفاعات سهند آذربايجان مي‌رويد.
جنس اومكس
گياهاني علفي ، يكساله ، ظريف داراي انشعابات تقريبا دوشاخه‌اي و داراي بريدگيهاي فراوان هستند. برگها متناوب ، علفي و كامل هستند. گل سبز رنگ و كناري يا محوري يا تقريبا به صورت چرخه‌اي قرار دارند. گلها پلي گام و يك پايه هستند. اين جنس فقط يك گونه امكس اسپينوسوس در ايران دارد كه در نواحي جنوبي ايران مانند بوشهر مي‌رويد.
جنس ترشك يا رومكس
گياهان يكساله ، دوساله ، يا چند ساله و پايا با برگهاي متناوب و گلهاي مجتمع در خوشه يا پانيكول هستند. گلها نرماده ، پلي گام يا دوپايه است. اين جنس در ايران بيش از 24 گونه دارد كه در نواحي غربي ، ارتفاعات البرز و زاگرس و آذربايجان و جاهاي ديگر ديده مي‌شود.
جنس پلي گونوم يا علف هفت بند
گياهان يكساله يا پايا ، بندرت چوبي با ساقه كم و بيش برگ‌دار و غالبا نازك و ضعيف هستند. برگها كامل يا خيلي كم داراي دندانه‌هاي اره‌اي هستند. گلها نرماده و بندرت پلي گام هستند. اين جنس در ايران داراي 33 گونه است كه برخي از آنها آبزي و برخي ديگر در كنار جويبارها مي‌رويند و عده‌اي نيز با خشكي سازش يافته و تقريبا در تمام نقاط ايران انتشار دارند.
مضرات
اين گياه محرك سلسله اعصاب بوده و ممكن است استفاده زياد از آن باعث تشنج شود.

باديان رومي

در كتابهاي طب سنتي و در بازار با نامهاي انيس سبز،«انيسون»،«زنبان»،»«زنيان»،«زيره رومي» و به عربي« الرازيانج رومي» ،«رازيانج شامي»، حب الحلوه نام برده مي شود.گياهي الست از خانوادهUmbelliferae از جنس Pimpinellaكه به فرانسويAnis و Anise vert و به انگليسيSpanish و Aniseو anise True و تخم آن را Anise seed مي نامند.نام علمي Pimpinella anisum L.آن مي باشد.
مشخصات
اين گياه يكساله به بلندي يك متر ،بر گهاي ان باريك و خوشبو و ساقه آن چهار گوش و گلهاي آن سفيد و تخم آن در غلافي ظريف و طويل به ابعاد 4-5/1 ميلي متر و از تخم رازيانه كوچكتر و سبز تر و مايل به سفيدي و كمي مثلثي شكل كه روي پوست ان 5 خط طولي تيره وجود دارد.ممكن است با تخم شود اشتباه شود.
تكثير باديان رومي از طريق كاشت تخم آن است كه در اوايل بهار مستقيما در زمين اصلي مي كارند. در حدود 12-10 كيلو بذر در هر هكتار كافي است پس از حدود 3 ماه شكوفه هاي سفيد ان ظاهر مي شود و حدود يك ماه بعد نيز ميوه آن رسيده و آماده برداشت خواهد بود .تخمها را در سايه خشك نموده برجاري و بسته بندي و در انبار خشكي نگه داري مي نمايند. معمولا از هر هكتار 800-500 كيلو گرم تخم باديان رومي برداشت مي شود. زمين مزرعه انيس سبز بايد آفتابگير باشد و در معرض باد نباشد و خاك ان خوب بايد شخم خورده و آماده شده باشد. تخم انيس سبز چون خيلي سريع قوه ناميه اش از دست مي رود بايد در محل خشك نگهداري شود.انيس سبز بومي ايران و آسياي صغير و مصر و جزاير يونان است.در ايران در مناطق غرب ايران در كردستان و آدر بايجان مي رويد و در حال حاضر در مكزيك ،اسپانيا،شوروي،آلمان،تركيه،ايتاليا،ايران و ساير كشور هاي مناطق معتدل دنيا حتي در هند و آمريكاي جنوبي نظر به وجود بازار فروش به صورت وسيع كاشته و توليد مي شود.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيمياييي و از تخم باديان رومي يا انيس پس از تقطير اسانس روغني فرار بسيار معطري در حدود 3-2 درصد وزن تخم به دست مي آيد.اين اسانس داراي ماده عاملي به نام آتنول است كه به اسانس ،رنگ زرد كمرنگ مي دهد.آنتول ماده اي است با فرمول شيمياييC1 .H12 O خام وبيش از 90-50درصد اسانس باديان رومي را تشكيل مي دهد و بقيه اسانس شامل پي-متوكسي فنيل ،آستون و چاويكول مي باشد.
ماده عامل آنتول در انيس سبز و رازيانه موجود است .اسانس سبز و تخم آن داراي بويي معطر تند شبيه بوي عصاره شيرين بيان است در حالي كه هيچ گونه ارتباط خانوادگي با شيرين بيان ندارد.در انگلستان در قرن سيزدهم در دوران سلطنت ادوارد چهارم مصرف باديان رومي چنان رواج داشت كه دولت انگليس عوارضي براي فروش آن وضع نموده و از محل دريافتي آن عوارض در سال 1305 ميلادي پل معروف لندن تعمير شده است.
خواص و كاربرد
انيس سبز براي تقويت معده مفيد است[ليو]،به عنوان بادشكن [بووالدا]،معرق و محرك معطر [اپهوف] و افزايش دهنده ترشح شير زنان در چين مصارف وسيعي دارد [مادوس].در شبه جزيره مالاياانيس سبز در تركيبي با ساير داروها براي رفع دل درد و قولنج داده مي شود [بركيل و هانيف] و به عنوان تونيك مادران پس از تولد بچه مي دهند[فايد بركيل و ريدلي].
در كتابي كه آقاي [بووالدا] دانشمند معروف درباره گياهان خانواده چتريان نوشته اظهار عقيده مي كند كه انيس سبز از ايران از راه هندوستان به چين وارد مي شود.[مادوس] در كتابش موارد مصرف خيلي وسيعي براي انيس سبز را ارائه مي دهد،ولي ظاهرا انيس سبز مورد نظر او ،از انيس وارده از اروپا بوده است ،به طور كلي اسانس انيس سبز به عنوان داروي ضد نفخ و براي تهيه قطره آرام كننده سرفه و همچنين به عنوان داروي خلط آور و بلغم آور كاربرد دارد.مصرف انيس سبز به صورت گرد در كپسولهاي تا 2 گرم در هر كپسول به طور خالص يا مخلوط عسل و همچنين به صورت دم كرده به نسبت 15-10 گرم در هزار گرم آب براي تسكين دل پيچه و دردهايي كه با منشا عصبي باعث انقباض معده و روده مي شوند و به طور كلي براي تقويت هاضمه مورد توجه است . خوردن انيس سبز توسط مادران شيرده موجب ازدياد ترشح شير مي شود و ضمنا ناراحتي هاي كودك از نظر درد و دل پيچه را نيز از طريق اثري كه در شير مي گذارد رفع مي كند.
و اما از نظر طبيعت طبق نظر حكماي طب سنتي باديان رومي گرم و خشك است و از نظر خواص معتقدند كه دم كرده آن به عنوان مسكن دردهاي معدي و سردرد و زياد كردن ترشح ادرار و حيض وشير و عرق بدن و روشن ساختن رنگ رخسار مفيد و موثر است اگر باديان رومي را كوبيده به صورت گرد در آورند و گرد آن را با گل قند بخورند و يا گرد آن را جوشانيده و بخورند براي ماليخوليا بسيار مفيد است . اگر دم كرده آن را با عسل بياشامند براي كابوس نافع است واگرگرد آن را با مسواك به دندانها بمالند براي جلاي دندان و رفع بد بويي دهان مفيد است . جويدن انيس سبز براي سردردهاي سرد و باز كردن گرفتگي مجاري تنفسي و رفع درد سينه و تنگي نفس و تقويت دهانه معده مفيد است . اگرآب دم كرده آن را با ريشه شيرينم بيان تهيه و بياشامند براي بيماري هاي سينه و باز كردن گرفتگي هاي كبد،طحال،كليه ،مثانه،رحم، و رفع استقسا و خرد كردن سنگ مثانه و تقويت نيروي جنسي مفيد است و اگر با گردآن مخلوط با روغن گل سرخ قطره اي درست شود و در گوش چكانيده شود براي تسكين درد گوش و رفع كري و سنگيني شنوايي كه از ضربه حادث شده باشد مفيد است.
براي ازدياد شير ،دم كرده 30-20 گرم تخم مرغ انيس سبز در 100گرم آب توصيه مي شود كه روزانه 20-15 قاشق بزرگ خورده شود.براي جلوگيري از قي كردن و تقويت معده مفيد است ،براي اين كار يك قاشق قهوه خوري تخم باديان رومي را در دم كرده رازيانه مي ريزند.براي تهيه دم كرده رازيانه 10-5 گرم تخم رازيانه در يك ليتر آب جوش دم مي شود.براي رفع قي روزي 3-2 فنجان از اين محلوط مي خورند.
با انيس سبز نوشابه اي درست مي شود كه آن را گويند،براي كمك به هاضمه و اختلالات هضم غذا خيلي موثر است
روش تهيه گرد انيس سبز :تخم انيس سبز را به مقدار مورد نظر گرفته و كاملا تميز و پاك نموده و اجسام خارجي آن را جدا مي نمايند و در گرم خانه در 25 درجه سانتي گراد حرارت مي خشكانند و در هاون نرم كوبيده وازالكنمره1داروسازي بدون نخاله بيرون مي كنند. از اين گرد به مقدار 2-2/0گرم براي تقويت معده و هاضمه استغمال مي شود.
جوشانده انيس سبز:انيسون 10 گرم،آب1000گرم جوشانده و صاف نمايند. اين جوشانده محرك مطبوعي است.
دم كرده انيس سبز:5 گرم تخم انيس سبز و 10 گرم ريشه شيرين بيان را با يك ليتر آب جوش مخلوط كرده و دم كرده و بگذارند سرد شود و صاف كنند به جاي ريشه شيرين بيان ممكن است 50 گرم شربت ساده مصرف شود و در عرض روز آن را بتدريج مصرف نمايند.
تنطور انيسون:انيسونيك واحد كه نيم كوب شود،الكل 80 درجه 5 واحد، مدت ده روز انيسون نيم كوب را در الكل بخيسانندو گاه گاه به بزنند و از پارچه گذرانيده و با كاغذ صاف كنند. خوردن 20-2 گرم بتدريج از اين نتطور براي تحريك و تقويت معده ورفع قولنجهاي باد و نفخ موثر است.
نتطور تخم گشنيز و تخم رازيانه و زيره كرماني و زيره سبز را نيز به همين روش درست مي كنند.
شربت انيسون: عرقانيسون 100واحد،قند سفيد خرد شده 180.احد،قند را در حالت سدي در عرق حل مي كنند و با كاغذ صاف مي نمايند150-60 گرم از اين شربت در تحريك و تقويت معده موثر است.
عرق انيسون:يك واحد انيسون را با مقداري آب مخلوط و در حماما ماريه با وسيله ديگري تقطير كنند تا جمعا4 واحد به دست آيد و مصرف كنند.
پوسيون بادشكن انيسون:12 قطره اسانس انيسون،4 گرم قند سفيد ،8 گرم تنطور زنجبيل ،250 گرم عرق نعنا فلفي را مخلوط كنند60-15 گرم از اين پوسيون براي رفع قولنجهاي نفخ موثر است.
مشخصات
گياهي است پايا با ريشه اي قوي دو كي شكل.برگهاي آن مركب و سبز است.برگهاي پايين ساقه داراي 9 برگچه دندانه دار و برگهاي بالاي ساقه با بريدگي زياد به صورت نوار درآمده است .ريشه گياه بوي نامطبوعي داردو طعم آن تند و تيز است.
اين گياه در چمنزارهاي مرطوب و حاشيه جنگلها به طور خودرومي رويد. در ايران در آذربايجان افشار و بين قطور سو و زاراشو و در گيلان در داماش ديده مي شود.از نظر تركيبات شيميايي داراي اسانس و ماده تلخ است.درريشه آن وجود ماده تلخ پيم پي نلين تاييد شده است.
خواص و كاربرد
ريشه گياه تلخ و گس گزنده و در اروپا به عنوان ليتون تري پتيك براي حل كردن سنگهايي كه در اعضاي مختلف بدن تشكيل مي شود.به كار مي رود ، در ضمن اشتها آور و مقوي و تونيك و قاعده آور نيز مي باشد. ريشه و سرشاخه هاي گياه معطر و بادشكن و تونيك معده است[ليو]جوشانده گياه براي نفخ و گازهايي كه در اثر سوهاضمه ايجاد مي گردد ،خورده مي شود. در استعمال خارجي از جوشانده گياه آن به طور غرغره براي رفع گلو درد و ضد عفوني دهان استفاده مي شود
مقدار خوراك آن از گرد ريشه تا يك گرم و براي تهيه جوشانده سر شاخه گلدار با ريشه آن مصرف مي شود و 40 گرم گياه با ريشه را در 1000 گرم آب مي جوشانند و صاف كرده و با شكر بتدريج مي خورند،جوشانده ان براي انقباض رحم در زنان حامله مفيد است .
گونه ديگري از اين جنس كه در بلوچستان مي روسد نام علمي آن مي باشد. گياه خيلي كوچكي است (15-10 سانتي متر)علفي يكساله.گلهاي آن سفيد و داراي ميوه تخم مرغي پوشيده از تار سفيد است.
از نظر خواص در هندوستان دانه هاي آن را له كرده با آب مخلوط و براي تسكين دل درد مي خورند.

قطره و قرص گياهي آفروديت

آفروديت محتوي چندين گياه شامل دارچين خارخاسك زعفران و زنجبيل مي باشد مطالعات وسيعي روي اثر اين گياهان براي رفع اختلالات جنسي در سطح جهان انجام شده است مواد موثره گياهي بخصوص ساپونين و اسانسها و استروييدهاي موجود در اين گياهان در برطرف نمودن ناتواني جنسي موثر مي باشد و با اتساع عروق آلت تجمع خون را در اين عضو زياد كرده و موجب نعوظ مي گردد همچنين تمايلات جنسي را افزايش مي دهد و از انزالهاي زودرس وناقص جلوگيري نموده و موجب ظهور يك عمل جنسي رضايت بخش مي شوند .
مطالعات باليني نشان مي دهند كه آفروديت موجب افزايش تعداد اسپرم شده و مي تواند در بيماراني كه بعلت كمبود اسپرم دچار درجاتي از عقيمي هستند موثر واقع شود ، درمطالعات باليني اثر ساپونين جداشده از خارخاسك روي اختلالات ناشي از ناتواني هاي جنسي مورد ارزيابي قرار گرفته است و اثر بخشي آن به اثبات رسيده است .
اثربخشي آفروديت در افراد تحت مطالعه برسي شده و معلوم گرديده كه حداقل در هشتاد درصد اين افراد نعوظ بادوامي ايجاد مي گردد همچنين نشان داده شده است كه آفروديت تعداد اسپرم را افزايش ميدهد جالب توجه است كه ساپونين مجزا شده از خارخاسك توليد فوليكول استيموليت هورمون از هيپوفيز را زياد مي كند كه خود باعث افزايش تعداد اسپرم مي شود ساپونين پيوند رسپتورهاي استروژن در هيپوتالاموس شده و از طريق واكنش پس نورد منفي توليد فوليكول استيموليت هورمون را زياد مي كند .
در بعضي افراد اختلالات جنسي همراه با اضطراب ناشي از ناتواني انجام دهي عمل جنسي است آفروديت قادر به برطرف كردن اين اضطراب بوده موجب آرامش و اعتماد به نفس مي شود
موارد احتياط ومنع مصرف :
بيماران قلبي بيماراني كه اخيرا مبتلا به سكته قلبي شده اند در مصرف اين دارو بايد احتياط كنند .
عوارض جانبي :
بيماراني كه نسبت به اسانس هاي گياهي حساسيت دارند بايد اين دارو را با احتياط مصرف كنند در كمتر از يك درصد بيماران عدم تحمل گوارشي سردرد مختصر و برافروختگي صورت گزارش شده است

سماق معمولي

در كتب طب سنتي با نامهاي «سماق»،«سماقيل»،«تمتم»و«سماق الدباغين»آمده است.به فرانسوي Corroyereوبه انگليسي Currier s sumaachگفته مي شود.درختچه اي است از خانواده Anacardiaceaeو نام علمي Rhus coriaria L. آن ميباشد.
مشخصات
درختي است كوچك به ارتفاع 4-3 متر.شاخه هاي جوان و دمبرگهاي آن را موهاي زبرپوشانيده است.برگ سماق شانه اي است و طول آن تا 15 سانتي متر و معمولا داراي 15 برگچه مي باشد.برگچه ها دندانه دار به ظول 6-4 سانتي متر بيضي و مخملي است،روي برگ سبز مات يزر برگ روشن و در اپييز سرخ رنگ و حنايي مي شود.
گلهاي آن خوشه اي متراكم و حنايي رنگ است و در حدود 10 سانتي متر طول دارد.ميوه آن شفت كركدار قهواهاي مايل به ارغواني است و گوشت ميوه ترش و قابض است.
سماق بومي مناطق مديترانهاي بخصوص سواحل سيسيل است.در ايران د رمناطق استپي كوههاي البرز و زاگرس ةدر آذربايجان و خراسان و فارس و دامنه هاي جنوبي البرز ،در دره كرج و هراز در 1700-1000 متر ارتفاع و اطراف تهران شميرانات ،قم ،تبريز، تفرش و تقريبا در اغلب مناطق ايران مي رويد.
تكثير از طريق كشت بذر آن در نهالستان و يا از طريق پاجوشهاي آن انجام مي شود و پس از 2-1 ساله شدن به زمين اصلي منتقل ميشود ،مراقبت خاصي احتياج ندارد.
خواص و كاربرد
از نظر تركيبات شيميايي در ميوه و در برگهاي سماق تانن فراواني موجوداست .در برگهاي خشك ان بين 30-15 درصد تانن وجود دارد به علاوه يك ماده رنگين زرد به نام ميريستين يافت مي شود.در ميوه ان علاوه بر تانن مقدار قابل ملاحضهاي سيتريك اسيد ،وينيك اسيد ،ماليك اسيدو….كه مزه ترش و قابض را به آن مي دهد.
سماق قابض است و بند آورنده خونروي مي باشد و به عنوان مقوي وتونيك و مدر و براي رفع اسهال خوني و جلوگيري از خونروي و اخلاط خوني از ريه همراه با سرفه مفيد است.
از نظر طبيعت طبق نظر حكماي طب سنتي سرد و خشك است و سردي برگ آن كمتر از ميوه آن است.
به عقيده اطباي سنتي پوست روي سماق ترش و قابض است و اصولا اين پوست روي ميوه است كه نقش اصلي خواص ان دارا مي باشد.
از نظرخواص معتقدند كه قابض است و مقوي معده و آلات داخل شكم مي باشد.از قي و اشفتگي و اسهال صفراوي ومزمن و اسهال خوني و آمدن خلط خوني از سينه جلوگيري مي نمايدو خونريزي را بند مي آورد و از ترشح زياد ادرار جلوگير يمي كند.خوردن ساييده ان با آب سرد جريان و سيلان خون را قطع مي كندو جلوگيري ميكند خوردن ساييده آن با آب سرد جريان سيلان خون را قطع مي كندو نيم كوفته ان با زيره و آب سرد براي كسي كه هميشه قي مي كند و طعام در معده اش نمي ماند مفيد است.اشتها را تحريك مي كند،بخصوص در اشخاص گرم مزاج و با زرده تخم مرغ وگشنيز خشك اسهال را بند مي آورد و حتي زرده تخم مرغي كه در ان شخته شود،نيز قابض و مانع اسهال مي شود و با سركه رقيق ،قابض و بريا اسهال و خونروي از رحم و كاهش ترشخ زياد و غير معمول ادرا نافع است.اگر سماق ،بريان و سرخ شود،بيشتر قابض است.سماق مضر معده و كبد سرد است و از اين نظر اشخاص سرد مزاج بايد با مصطكي و انيسون بخورند.مقدار خوراك آن تا 20 گرم ،جانشين آن سركه است.
خوردن گردي كه روي ميوه است و آن را خاك سماق مي نامند ،بسيار قابض استو كمي تلخ،و براي قطع اسهالمزمن و جريان رطوبتهاي سفيد رحم مفيد است.ماليدن سماق به دندان براي تقويت و استحكام لثه و زخمهاي بد و درد دندان ركم خورده نافع استو مضمضه خيس كرده سماق را در آب نيز براي زخم دهان و تقويت لثه ها مفيد است.اگر گرد سماق را درآب بخيسانندو با كمي كتيرا در زمان شروع چشم درد در چشم بچكانند نافع است واگر 30 گرم سماق را در 200 گرم آب بجوشانند و سپس خرفه را با ان تر كرده برچشم اندازند،براي جرب و تسكين شدت ناراحتي هاي پلك مفيد است واگر از آن به پيشاني بيندازند خونريزي از بيني قطع مي شود و خارش پلك رفع مي شود.ريختن چند قطره آن در گوش از جريان چرك گوش جلوگيري بعمل مي آوردو كمپرس با آب دم كرده آن از ورم عضو ضربه خورده جلوگيري مي نمايد.دم كرده برگ آن براي سياه كردن موي سر و حقنه ،اماله يا تنقيه دم كرده برگ آن براي زخم روده ها و اسهال خوني و دل درد مفيد است وماليدن محلول برگ پخته آن با آب بارهنگ براي زخم هاي بد و ضماد ان روي ستون فقرات ودر بخ آلت تناسلي مرد براي جلوگيري از سلس البول و سستي اعضا مفيد است.ضماد برگ آن بر معده اطفال اسهال را قطع مي كند و آلات داخل شكم ارا تقويت مي نمايد.
صمغ درخت سماق خيلي يابس ،و خشك كننده و محلل است و براي به هم آوردن جراحات و تسكين درد دندان كرم خورده از طريق گذاردن روي دندان مفيد است.ميوه سماق نبايد تازه مصرف شود زيرا ايجاد مسموميت مي كند و هميشه بايد خشك آن ساييده و مصرف شود.

زيره كوهي

در كتب طب سنتي با نامهاي «زيره كوهي»،«كاشن»،«كاشم» و«انجداد رومي»آمده است و درمصر تخم آن را كرفس جبلي نامند.به فرانسوي Lkevistique officinale به انگليسي Lovageگفته مي شود.گياهي است از خانواده Umberlliferaeنام علمي انLevisticum و مترادف آن Ligusticum levisticum L.ميباشد.
مشخصات
گياهي است چند ساله علفي داراي ساقه ضخيم به قطر 3-2 سانتي متر،استوانهاي به بلندي تا 2 متر است.برگهاي آن ضخيم ،گوشتي داراي چند برگچه به رنگ سبز تيره و براق مي باشد.گلهاي آن كوچك زرد رنگ به صورت چتر مركب است.ميوه آن تخم مرغي به طول كمتر از يك سانتي متر به رنگ زرد مايل به قهوه اي بسيار معطر،بوي ان نشير بوي گل پر مي باشد و به ظوري كه در مخزن آمده است تخم آن همان گل پر است در صورتي كه گل نبات ديگري است.
اين گياه در مناطق مختلف آسيا مي رويد و در بعضي منابع ،ايران نيز به عنوان رويشگاه اين گياه ذكر شده ولي تاكنون گزارشي از گياه شناسان درباره تاييد وجود و شناسايي اين گياه درايران ديده نشده است.
فقط يك گونه از اين گياه به نام علمي Levisticum persicum Fregn.et Bornm.دركرمان در كوه هزاربين كرمان وبند عباس در 3400متر ارتفاع شناسايي شده است.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي درريشه اين گياه رزين،اسانس و انواعي از قندها Malic acid وجود دارد.درميوه و دانه اين گياه اسانسي با تركيب شيميايي مانند اسانس ريشه يافت مي شود.در طب سنتي ريشه و تخم آن مورد استفاده است.
خواص و كاربرد
درباره خواص آن در كتب طب سنتي قديم ايراني چنين آمده است كه ازنظر طبيغت خيلي گرم و خشك است و خوردن ان موجب باز شدن گرفتگي هاي كبد و ضد نفخ است.براي سرفه سرد و تنگي نفس مفيد است،مقوي معده مي باشد و كمك به هضم غذا ميكند و ترشح ادرار را زياد كرده ومدر و قاعده آور استوخوردن آن براي رفع اثر سموم سرد و گزش جانوران سمي مفيد است.
ماليدن آن به موضع در استعمال خارجي براي فلج و در پشت و سياتيك و ساير بيماريهاي سرد نافع است و چون مدر است درمورد استسقا نيز مفيداست.مقدار خوراك آن در دم كرده يا جوشانده 20-15 گرم ريشه گياه در هزار گرم آب است كه به عنوان مدر و قاعده آور خورده مي شود واگر 15 گرم تخم آن را در 400گرم آب دم كرده و بعد از هر غذا بخورند بادشكن است.
در استعمال خارج به عناون ضد درد به صورت كمپرس از جوشانده 50 گرم ريشه در هزار گرم آب استفاده مي شود.
اين گياه براي اشخاص گرم مزاج مضر است و اين قبيل اشخاص مي توانند از خيسانده ريشه در سركه استفاده كنند و يا اينكه پس از خوردن دارو كمي سركه روي آن بياشامند.به علاوه براي مثانه مضر است و در اين قبيل موارد بايد با رازيانه و تخم خيار خورده ود.قدرت دارويي بي ريشه حداكثر تا 3 سال مي ماند.در اروپا اين گياه را به علوفه دامهاي شيري اضافه مي كنند،عطر خوبي به شير مي دهد.

بسباسه (ميس)

در مورد خواص بسباسه ،حكماي طب سنتي معتقدند كه بسباسه از نظر طبيعت گرم و خشك است و نيروي قابضه دارد.از نظر خواص معتقدند فرح آور است ،مقوي معده و كبد است و منعظ است،اسپرم را زياد مي كند .خصوصا در سرد مزاجان در هضم غذا كمك مي كند دهان را خوشبو مي نمايد و باز كننده گرفتگي ها و انسداد عروق است .رطوبتها را خشك مي كند و گازها و نفخ را تحليل مي برد .در مورد تكرر ادرار كه در اثر رطوبت و بوردت حاصل مي شود و درد معده و خونروي از سينه و زخم روده ها و خشك كردن رطوبتهاي سينه و ريه و بند آوردن اسهال كهنه و خوشبويي رحم نافع است. اگر مخلوط آن با عسل در حمام به پشت زن وضع حمل كرده ماليده شود ،براي تسكين درد پشت زن نافع است و شياف آن در مهبل قبل از نزديكي براي حامله شدن كمك مي نمايد. معمولادر حال حاضر جوز بويا اعم از مغزش نات مگ و يا قسمت جدار دومي آن يعني بسباسه در مغرب زمين به عنوان ادويه و به مقدار محدود در غذا مصرف مي شود و در بازار به طور وسيع فروش مي رود و براي خوشبو كردن به غذا هاي گوشتي و شيريني جات زده مي شود.مثلا براي تهيه يك پودينگ ليمو در حد(100گرم) كه با سه فنجان شير و سه عدد گلابي پخته و ساير مواد درست مي شود،در حدود نصف قاشق چاي خوري نات مگ كوبيده مصرف مي شود.

باديان كوهي

گياهي است از خانواده چتريان Umbelliferae،نام علمي Prangos pubularia Lindl.آن مي باشد.به هندي و پشتو «فطر اساليون» گفته مي شود و «فطر اساليون» نامي است در كتب طب سنتي ايران براي نوعي از كرفس معروف به «كرفس صخري»،«مخزن»ويا «كرفس جبلي»،«تحفه»گفته مي شود.
مشخصات
گياهي است علفي بلندي آن5/1-20/1متر. برگهاي آن بزرگ به طول 50-30 سانتي متر كه داراي تقسيمات مكرر است به تقسيمات باريك منتهي مي شود.گلهاي آن زرد رنگ،ميوه آن خميده كوتاه داراي بالهاي كوچك و موجدار كه در آن تخمهاي آن قرار دارند.
اين گياه در هندوستان، كشمير،افغانستان و ايران مي رويد.در ايران در جاهاي سايه دار بادقيس ديده مي شود.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي در ميوه گياه معطر و آلكالوئيد و والريك اسيد استر يافت مي شود. در گياه تازه در حدود 2 درصد وجود دارد كه اين اسانس شامل 48 درصد ميرسن ،4 درصدآلفاپينن،مقدار كمي كامفن و بورنئول،5/17 درصد باقي مانده دي هايدروكومينول به شكل آزاد يا به شكل استات ،مقدار كمي آلدئيد و 28 درصد باقي مانده مواد رزيني مي باشد.
در گزارش ديگري آمده است كه از ريشه آن كومارين گرفته مي شود كه شامل 1 درصد آوي پرين و 4/0 درصد كومالين است.
در جتر گلهاي آن 18/0 درصد اوستول،20/0 درصد ايزوايمپراتورين،50/0 درصد ايمپوراتورين،32/0 درصد برگاپتن و 18/0 درصد هركلنين وجود دارد.
خواص و كاربرد
ميوه گياه محرج،بادشكن ،مقوي معده،مدر و قاعده آور است. خروج جنين را تحريك و تسريع مي كند.دانه هاي گياه مقوي معده و محرك نيروي جنسي است. ريشه آن را براي رفع خارش و به عنوان مدر و قاعده آور مصرف مي شود. از نظر طبيعت گرم كننده مي باشد.
گونه هاي متعدد ديگري از اين گياه در مناطق از اين گياه در مناطق مختلف ايران مي رويند كه چون در ليست گياهان دارويي جاي ندارند از ذكر آنها خود داري مي شود.

چاي جاوه

در ايران چاي نمسه و چاي آلماني گفته مي شود.برگ درختچه اي است كه به فرانسويthe de java و به انگليسي java tea گفته مي شود.اين نامها براي برگ و براي درختچه استعمال مي شود.گياهي است از خانواده labiatae،نام علمي آن orthosiphon grandiflorus Boldingh.و مترادف orthosiphon stamineus Benth. آن مي باشد.
در مدارك آمريكايي نام گياه را orthosiphon aristatus (BI.) Miq در دوگونه بالا را مترادفهاي آن ذكر مي كنند.
مشخصات
درخچه اي است كه بلندي آن حدود يك متراست.برگهاي آنبزرگ و هردو طرف آن پوشيده از كرك دندانه دار معطر و بوي آن شبيه بوي چاي معمولي است.گلهاي آن ابتدا سفيد . پس از چندي آبي رنگ مي شود.
اين گياه در جاهاي مرطوب وكنار استخر هامي رويد.ب.مي مناطق حاره و آمريكا و استراليا است.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي برگهاي آن دارا روغني فرار و گلوكوزيدي به نامorthosiphonin است.بررسي ديگري نشان مي دهد كه برگها يك گلو كوزيد و 65/0 درصد اسانس و Tannin , phytosterol , saponinاست.در اسانس آن يك ماده متبلورمشخص شده است.در قسمت غير فرار عصاره برگ موادLinoleic acid , linoleic acid , sito-sterol و يك آلكالوئيد يافت مي شودوبه علاوه درگياه املاح پتاسيم وجود دارد.
در گزارش تجزيه شيميايي ديگري آمده است كه درگياه يك گلوكوزيد به نام و در برگهاي سرشاخهآن مقدار زيادي پتاسيم ووجود دارد.[G.I.M.P]
خواص و كاربرد
در تايوان از دم كرده برگهاي درختچه به عناون مدر استفاده مي شود. Van der sleeseinمي گويدكه تفريبا در تمام مناطق اندونزي و كمتر در فليپين مانند چاي دم مي كنند و مصرف مي نمايند.
در شبه جزيره ملايا از آن در موارد نزله مثانه استفاده مي شود[بركيل].وبراي بيماريهاي مختلفي نظير التهاب كليه يا نفريتيس و وجود سنگ در كليه يا نفزولي تيازيس و تجمع اورين يا ادرار در كليه به علت انسداد مجاري آن وسنگ مثانه و تصلب شرايين يا ضخيم شدن و سفت شدن شريانها و نقرس و سرانجام روماتيسم بسيار مفيد است[اوكابه].براي سنگ كيسه صفرا و بيماري قند نيز مفيد است [كلوپن برگ-ورستيغ].مصرف برگهاي تازه معمولا تهوع آور است [آتندولي].
علت اينكه آن را چاي آلماني نيز مي گويند شايد به اين دليل باشد كه سابقا اين چاي در آلمان بسته بندي شده و به ايران وارد مي شده است.ولي در حال حاضر در مواقعي كه واردات آن آزاد باشد ،مستقيما از بندي با تاويا به ايران وارد مي شود.

پونه كوهي

به فارسي «پونه كوهي» و در كتب طب سنتي با نام «فودنج جبلي»نام برده مي شود.
شليمر اين گياه را با نام «آويشن شيرازي» نام برده است.به فرانسوي origanوorigan vulgaire وorigan commun وmarjolaine وبه انگليسيwild marjoram , oregano گفته مي شود. گياهي است از خانواده labiataeو نام علمي آنoriganum vulgare L.. و origanum نامهاي علمي مترادف آن origanum loureiroi kostel. مي باشد.
توضيح:
به طور كلي در اصطلاح ادويه و در فرهنگ ادويه و در فرهنگ ادويه و گياهان دارويي ، marjoram , oreganoدو گياه متفاوت هستند كه گاهي از نطر اسم يكي را به جاي ديگري كفته مي شود . مرزنگوش يا sweet marjoramيك ادويه برگي نسبتا ملايمي است ،وليoregano يك ادويه تيز و تند مخصوص پيتزا مي باشد كه با نام pizza herbناميده مي شود. از نظر گياه شناسي طي قرون متمادي ابهامي از نظر نامگذاري اين دو گياه وجود داشته است و طي سالهاي و شايد چندين قرن گياه شناسان هر دو نام را مربوط به يك گياه به نام علميoriganum marjoronal يا مرزنگوش مي دانستند.در حال حاظر عده اي از گياه شناسان باز هم هر دو نام يادشده را يعني marjoram , oregano را مربوط به يك گياه به نام علمي majorana hortensis moench.مي دانند،ولي عده ديگري عقيده دارند كه: majorana مربوط به نوع شيرين و گره دار آن يعني sweet marjoramاست كه گياهي است از خانواده labiatae و بومي مناطق مديترانه اي و در ايران به نام مرزنگوش معروف مي باشد و oregano كه به نام organy ياwild marjoram معروف بوده است در حال حاضر دو نوع آن يعني نوع اروپايي و نوع مكزيكي مورد توجه مي باشد.
نوع مكزيكي تند و تيز آن كه بومي مناطق گرم نيمكره غربي است ،گياهي است از خانواده verbenaceae جنس lippiaو نام علمي آنlippia graveolens HBK مي باشد.نوع مكزيكي تند ،گياهي معطر و بوته اي مي شود. اين گياه ادويه در بازار بين المللي به نام Mexican oregano معروف است.
نوع ملايم اروپايي يا oreganoگياهي است از خانواده labiataeو نام علمي oreganum vulgare L. آن ميباشد و همان گياهي است كه در اين بخش با نام فودنج جبلي يا پونه كوهي مطرح شده ودر ايران مي رويد.
قسمتي از اين گياه كه در جزيره كرت در دامنه هاي كوه ديكت مي رويد به نام علميoriganum dictamus L. كه آن را origanum cretium L.نيز مي گويند مي باشد كه مشخصات ‹ عينا مانند مشخصات O.vuglre است.
مشخصات
فودنج جبلي يا پونه كوهي گياهي است چند ساله با شاخه و ساقه هاي سخت پوشيده از كرك به رنگ سبز مايل به قرمز به ارتفاع در حدود 70 سانتي متر و لي به هر حال ارتفاع آن بيشتر از مرزنگوش است. برگهاي آن پوشيده از كرك و به رنگ سبز تيره وپهتتر و يزگتر از مرز نگوش است .شكل برگها بيضي نوك تيز و بدون دمبرگ است. گلهاي آن ارغواني كگه در اوايل تا اواسط تابستان درانتهاي شاخه هاي گل دهنده به طور مجتمع و گروهي ظاهر مي شود. فودنج جبلي در مقابل سرما مقاومتر و متحملتراز مرزنگوش مي باشد.
تكثير پونه كوهي از طريق كاشت بذر آن در بهار و يا از طريق قلمه آن انجام مي گيرد. اولين برداشت برگها و سرشاخه هاي جوان سبز پونه كوهي در آغاز ظهور گلها يعني اواخر بهار شروع مي شود و گياه از 8-7 سانتي متري زمين قطع مي شود.پايه باقي مانده گياه به رشد خود ادامه مي دهد به طوري كه ممكن است يك برداشت ديگر نيز در يك سال انجام شود. مزرعه پونه كوهي ممكن است 5-4 سال با محصول كافي مورد بهره برداري قرار گيرد ،ولي پس از آن بايد مزرعه تجديد شود. پس از برداشت ،برگهاي بايد با دقت تميز شده و پهن و خشك شود.پونه كوهي داراي پويي معطر است و در سواحل درياها و دامنه كوهها و جنگلهاي مناطق مختلف اروپا وآسيا و ايران مي رويد و پرورش داده مي شود.
در ايران در مناطق شمال ايران لاهيجان ،زالش و آستارا به طور خودرو ديده مي شود.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي وجود اسانس روغني فرار به مقدار 525/0-45/0 درصد در فودنج جبلي تاييد شده است . بررسي هاي ديگري نشان مي دهد كه اسانس روغني موجود در فودنج جبلي در حدود 50 درصد شامل تيمول است به علاوه تركيب اسانس روغني فرار آن داراي دي ال- پينن دي پنتن ،لينالول ،مقداري بي سيكليك سسكي ترپن و تري سيكليك سسكي ترپن مي باشد.
خواص – كاربرد
طبيعت آن طبق نظر حكماي طب سنتي گرم و خشك است. جوشانده گرم آن قاعده آور است و در مواقعي كه جريان حيض در اثر سرما بطئي و ناچيز شده باشد ،براي طبيعي ساختن و ازدياد آن بسيار موثر است اسانس آن معطر محرك و مقوي و براي قطع اسهال و تسكين درد هاي حاد و پشت سر هم شكم نافع است دم كرده آن براي زكام ،يرقان، سرفه،درد گلو و استسقا اثر مفيد دارد زيرا مدر است.
در آمريكا در حال حاضر از اسانس پونه كوهي براي معطر كردن سوسيس و انواع غذاها در سطح وسيعي استفاده مي شود و ضمنا از اين اسانس زرد مايل به سبز معطر و مطبوع براي معطر كردن انواعي از صابونها و بعضي ليكورها استفاده مي گردد و از برگهاي خشك آن به عناون ادويه در انواع غذاهاي گوشتي و سوپ ها مصرف مي گردد مقدار خوراك پونه كوهي به صورت دم كرده 20-10 گرم سرشاخه گل دار گياه براي تهيه 4-3 فنجان دم كرده كافي است نوع ديگر آن اين است كه در حدود 50 گرم از پونه كوهي در 1000 گرم يركه انگور قرمز مدت يك هفته خيس مي كنند و پس از آن بعد از هر غذا يك ليون كوجك از آن را مي خورند از اسانس پونه كوهي به صورت پماد براي ضد عفوني كردن زخم ها استفاده مي شود بعلاوه براي تسكين روماتيسم و دندان درد و گوش درد نيز استعمال موضعي آن مصرف دارد در چين جوشانده گياه را كه با گياه بار هنگ پخته شده باشد براي معالجه آفتاب زدگي مي خورند[هو]. در هند و چين از گياه به عناون تنيك و مهيج [فوكود و دلانسان]،و براي معالجه سل و ناراحتي هاي كبد ضعف مفرط و عقيم بودن مصرف مي شود.[دراگن درف].

ترب وحشي

به فارسي «ريشه خردل»،«ترب وحشي»،«ترب كوهي» و در كتب طب سنتي با نام 3ترب دشتي»و«فجل بري»نام برده شده است،به فرانسوي rave sauvage , raifortدر اصطلاح هاي محلي فرانسوي و moutarde des capucinsبه انگليسي Horse radish ناميده مي شود.گياهي از خانواده cruciferae نام علمي آن cochlearia armoracia و مترادف آن Armoracia lappatifolia Gibb.وسط گياه شناسان مختلف نامگذاري شده است.
مشخصات
ترب كوهي گياهي است چند ساله داراي ريشه بسيار بلند حجيم كه گوشت مغز آن سفيد و اليافي است آنرا رنده كرده و به عناون ادويه تند مانند خردل در آشپزخانه بكار مي برند . برگهاي آن دراز ، براق بيضي باريك ،دو سر آن نوك تيز و كناره آن دنده دار . ساقه آن قايم مجوف و شيار دار است ارتفاع آن 75/0-60/0 متر ،گلهاي ان سفيد به طور گروهي خوشه اي در انتهاي شاخه گل دهنده هستند ميوه آن خورجين و اغلب عقيم بسيار كوجك است .تكثير اين گياه از طريق كاشت قطعه اي از ريشه آن است براي اين كار قسمت هايي از ريشه به طول 10 سانتي متر يعني قطعاتي به طول 10 سانتي متر از عضو زير زميني قطور گياه را بريده روي خطوطي به فاصله70 سانتي متر كه فاطله بوته ها روي خطوط 25-سانتي متر باشد،مي كارند.برداشت ريشه درقسمت زير زميني گياه به منظور استفاده دارويي از سال سوم كه ريشه به حجم يك مشت دست رسيده باشد انجام مي گيرد و از طريق كاشت ريشكهاي گياه نيز خاك پوك و تازه ،تكثير آن انجام مي شود.
ترب وحشي يا ترب كوهي در كوهستانهاي مرطوب ،گودالها،كنار جريانهاي آب ،دامنه هاي رو به شمال كوهشتانهاي اروپا و اسيا و در هندوستان مي رويد. از وجود اين گياه در ايران تا به حال گزارشي نشده است . ولي پرورش آن امكان دارد.
ريشه ترب وحشي ترد و شكننده به طول تا 1 متر هم ممكن است برسد كه ان را بشكنند بوي گزنده بسيار تندي از آن متصاعد مي شود كه بيني و چشم را تحريك مي كند و معمولا در مصارف طبي از ريشه تازه آن استفاده مي شود. چون ريشه ترب وحشي حداكثر رويش را در فصل پاييز دارد و به علاوه حداكثر تندي ان نيز با بر خورد با سرما ايجاد مي شود، لذا برداشت ريشه از نظر ادويه بايد در اواخر پاييز انجام گيرد.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي در ريشه گياه يك اسانس روغني فرار بابوي تند و تيز و خراش دهنده وجود دارد.تندي و گزندگي آن در اثر وجود گليكوزيد سينيگرين و آنزيم مايروزين در آن است له شده گياه در اثر داشتن ماده ايزو تيو سيانات تاثير ياز دارنده روي رشد ميكرو ارگانيسمها دارد .ريشه گياه منبع غني ويتامينC است.
در گزارش ديگري آمده است كه گياه خاصيت بازدارنده رشد روي جرمهاي گرام منفي گروه حصبه و شبه حصبه روده را دارد.
در هريك صد گرم ريشه ترب وحشي خام مواد زير وجود دارد:
آب 74 گرمةپروتئين 2/3 گرم،انرژي 87 كالري،مواد چرب 3/0 گرم، هيدراتهاي كربن 19 گرم،كلسيم 14 ميلي گرم ،فسفر 64 ميلي گرم،آهن4/1 ميلي گرم ،سديم 8 ميلي گرم ،پتاسيم 564 ميلي گرم ،تيامين 07/0 ميلي گرم ،و ويتامين C81 ميلي گرم.
خواص و كار برد:
ترب وحشي طبق نظر حكماي طب سنتي گرم و خشك است برگها و ساقه هاي جوان گياه به طور كلي محرك ،معرق ومدر مي باشد و به هاضمه مكم مي كند و در استعمال خارجي به عناون داروي موثر در لومباگو استعمال مي شود. ريشه گياه در موارد ناراحتي هاي حاصل از كمبود ويتامينC مصرف مي شود و از دم كرده 30-15 گرم در هزار گرم آب آن و يا خيس كرده 30-15 گرم رنده شده آن در هزار گرم سركه رقيق به عنوان مدر و معالج استسقا ،ورم كليه ،سنگ كليه ،روماتيسم مزمن،نقرس،آب آوردن ريه ها ،آسم مرطوب ،ضعف ،زردي و يرقان استفاده مي شود.
ريشه رنده شده گياه شبيه خردل اثر قرمز كننده دارد و ضماد ريشه له شده آن روي پوست پس از چند دقيقه پوست را گرم و قرمز مي كند و پس از 30-20 دقيقه ،سوزش و سوختگي و تاول در پوست ايجاد مي كند ،بنابراين از ضماد ريشه آن براي درد هاي عصبي ،سياتيك ،گرفتن عضلات ،دردهاي روماتيسمي ،فلج هاي موضعي و لومباگو استفاده مي شود.
اگر رنده شده ريشه آن را روي پارچه نازك تميزي پهن كرده روي آن شكر بريزند مايع شيريني مخلوط با عصاره ريشه پارچه خارج مي شود كه ان را شربت ريشه ترب وحشي گويند و اگر روزي 2-1 قاشق سوپ خوري از اين شربت خورده شود براي كمي ويتامينC مجرب و نافع است.
روغن ترب وحشي بسيار گرم است و در اكثر امراض جانشين روغن زيتون كهنه و روغن بلسان است و محلل بسيار قوي است ،خوردن آن براي فلج ،لقوه،رفع ناراحتي سم گزش وعقرب و ساير گزندگان نافع است و قطره آن در گوش براي تحليل بادهاي گوش و رفع درد آن مفيد است وماليدن آن به عضو نيز براي فلج ،لقوه و سستي اعضا نافع است.
براي تهيه روغن ترب وحشي به اين ترتيب عمل مي شود كه برگ ترب وحشي را در آغاز تخم بستن و تبديل گل به تخم چيده وآب آن برگ را باآب تخم ترب گرفته و با دو برابر وزنش روغن زيتون يا روغن كنجد تازه با آتش ملايم بپزند تا اب آن برود و روغن بماند ،البته بايد دقت كرد كه نسوزد.
در حال حاضر مهمترين مصرف ريشه ترب وحشي در اروپا وآمريكا ،مصرف آن به عنوان ادويه تند است و مرسوم كه از ريشه تازه رنده كرده آن با غذاهاي گوشتي نظير گوشت قرمز ،ماهي و زبان مصرف مي نمايند و يا از ترشي سركه آن استفاده مي شود و مخلوط با خردل بوي مطبوع خاصي به خردل مي دهد. درفرانسه معمول است ريشه ترب وحشي را گرفته رنده كرده با كمي سركه مخلوط مي كنند و شير جوشيده روي آن مي ريزند. همين كه شير منعقد شد آب جدا شده از قسمت منعقد شده شير را جدا مي كنند و روزي 2-1 ليوان از آن مي خورند كه مدر است و براي تسكين درد روماتيسم بسيار نافع مي باشد.
در انگليس مرسوم است كه از شربت ترب وحشي به عنوان داروي سينه و براي معالجه خشونت صدا و قطع سرفه هاي بعد از آنفلوانزا تجويز مي شود.

سنبل ختايي

در كتب طب سنتي با نامهاي »سنبل ختايي» و «حشيشه الملائك» آمده است.به فرانسوي Angelique و به انگليسيAngelica گفته مي شود. گياهي است از خانوادهUmbelliferae نام علمي آن L. archangelica Angelicaو مترادف آنArchangelica officinalis Hoffmمي باشد.
مشخصات:
آنژليك گياهي است علفي دو ساله بلند ،ارتفاع آن متجاوز از يك متر است.معطر با برگهاي بزرگ داراي بريدگي و تقسيم بندي شده ،هر يك از تفسيمات برگ نوك تيز دندانه دار مي باشد. ساقه آن شيار دار استوانه اي به رنگ سبز مايل به قرمز . گلهاي آن سفيد به صورت چتر در انتهاي شاخه گل دهنده ظاهر مي شود.از برگ و ساقه و ريشه آن در طب استفاده مي شود.
اين گياه در مناطق شمالي اروپا ،شبه جزيره اسكانديناوي و كوهستانهاي مركزي اروپا تاروسيه ميانه انتشار دارد. در هندوستان در كشمير مي رويد.در شمال اروپا به عنوان گياه سبزي خوراكي مورد استفاده و توجه است و كاشته مي شود و ريشه هاي آن را به صورت خام يا پخته مي خورند .در ساير مناطق اروپا علاوه بر خوراكي بودن از خاصيت خوشبو بودن آن نيز در قنادي استفاده مي شود و از ميوه آن براي تهيه يك نوع نوشابه به نامRatafia d,Angelique استفاده مي شود.به علاوه خواص طبي آن در سطح وسيعي مورد توجه است و كاربرددارد.
تكثير آنژليك از طريق كشت بذر آن صورت مي گيردبه اين ترتيب كه بذر آن را در بهار در هواي آزاد و يا در پاييز در پناه شاسي مي كارند و پس از آن نهال هاي جوان را به مزرعه منتقل كرده و مي كارند.معمولا چند ماه پس از كاشت نهالها آماده انتقال مي شوند بنابراين كشت بهاره در پاييز به مزرعه منتقل مي شود و كشت پاييزه در بهار منتقل مي گردد.
تركيبات شيميايي
از نظر تركيبات شيميايي و مواد عامله ،ريشه و قسمت زير زميني خشك آنژليك در حدود 35/0درصد اسانس روغني فرار دارد و در ميوه آن (3/1-2/1)درصد اسانس يافت مي شود. مواد عمده موجود در اسانس آنژليك عبارتند از بتا فلاندرن و به علاوه در اسانس ريشه آنژليك كه در هوا خشك شده باشد مواد د-الفا-فلاندرن،آلفا-پينن و هايدروكسي پنتادكانوئيك اسيد و آلفا-متيل بوتيريك اسيد يافت مي شود.
در ريشه ها و ثمر آنژليك چند فروكامارين نظير آنژليسين،برگاپتن،كزانتوتوكسين و…وجود دارد و به علاوه اومبلي پرنين و چند فنل نيز در آن مشخص شده است (G.I.M.P).
بررسي هاي شيمايي جديدتري نشان مي دهد كه كيفيت اسانس آنژليك با شرايط اقليمي محل رويش طبيعي آن ارتباط داردهر چقدر ارتفاع از سطح درياي محل رويش طبيعي آن بيشتر باشد ،عطر بيشتر و با كيفيت بهتري مي دهد.
از گياه آنژليك 9 نوع ماده كومارين جداشده است از جمله يك كومارين جديد به نام آركي سين در آن مشخص شده است.(S.G.I.M.P).
خواص و كاربرد
آنژليك معمولا در سال اول گل مي دهد ولي چون ريشه آن رشد كافي نكرده برداشت ريشه در سال دوم انجام مي گيرد و در آغاز سال دوم ساقه هاي فرعي سال اول را قطع مي كنند و فقط ساقه اصلي باقي مي ماند كه رشد كافش بنمايد و از ساقه هاي قطع شده و برگهايي كه در خلال سال اول قطع شده نيز پس از خشك كردن استفاده مي شود. ميوه گياه وقتي كاملا رسيد كه معمولا در اوخر تابستان است ،آماده برداشت مي شود.
از نظرخواص ريشه آنژليك و ميوه آن محرك و نرم كننده سينه و معرق است و ريشه آن بخصوص مقوي ،ضد تشنج،بادشكن،خلط آور،قاعده آور و معرق مي باشد.
در فرانسه در مراجع طب سنتي آن ديار مرسوم بوده است كه از دم كرده ريشه آنژليك به نسبت10-2 گرم ريشه خشك در يك ليتر آب جوش و با از تنطور الكلي ريشه آنژليك10-2گرم به عنوان نيرو دهنده و. هاضم استفاده مي كنند و از دم كرده ميوه آن نيز به عنوان مفرح و نيرو دهنده خيلي استقبال مي شود.
گونهAngelica sylvestris L. را نيز در بعضي اسناد به نام سنيل ختايي مي نامند. گياهي است پايا به بلندي تا 150سانتي متر و معطر اين گياه در اروپا و از جنوب غربي چين تا نپال در آسيا مي رويد.
قسمت نرم ريشه اين گياه به عنوان دارو مصرف مي شود ،جوشانده ان براي رفع بي حسي اعصاب ،رفع گرفتگي در اعضاي بدن ،روماتيسم و [چيو] ،سردرد،سرگيجه ناشي از سرماخوردگي و تورم در پاها به كار مي رود.

چاي شبت(كاهش دهنده چربي خون)

اين چاي شامل برگ و دانه گياه شويد(شبت)است كه در اكثر منابع معتبر علمي دنيا خواص آن به تأييد رسيده است.
اين گياه داراي خواص متعددي از جمله كاهش چربي خون(تري گليسريد وكلسترول)،درد معده، بادشكن و افزاينده ترشح شير مادران بوده و در درمان قولنج معده نوزادان نيز به كار مي رود.
عوارض جانبي:عوارض جانبي خاصي براي اين گياه گزارش نشده است،با اين حال مصرف بيش از حد آن توصيه نمي شود.
نحوه و ميزان مصرف:نصف قاشق چايخوري از پودر دانه خشك اين گياه را در يك فنجان آبجوش به مدت 10 تا 15 دقيقه دم كرده و روزانه در دو وعده ميل كنيد.

چاي ترخون(ضد نفخ و اشتهاء آور)

اين چاي شامل برگ و سرشاخه هاي گلدار گياه ترخون است كه در اكثر منابع معتبر علمي دنيا ،خواص آن به تأييد رسيده است.
اين گياه داراي خواص متعددي از جمله مقوي معده، بادشكن و اشتهاءآور بوده و در درمان قاعدگي هاي دردناك نيز از آن استفاده مي شود.
عوارض جانبي:عوارض جانبي خاص براي اين گياه ذكر نشده است با اين حال مصرف بيش از حد آن توصيه نمي شود.
نحوه و ميزان مصرف :يك قاشق چايخوري از پودر خشك شده گياه را در يك فنجان آبجوش به مدت 10 تا 15 دقيقه دم كرده و روزانه دو تا سه وعده ميل كنيد.

گوجه فرنگي منبع سرشار ويتامين سي

گوجه فرنگي به علت دارا بودن ويتامين هاي كا، سي، بي، آ و مواد معدني نظير كلسيم، فسفر و آهن در تامين انرژي و تقويت بدن نقش موثري ايفاء مي كند.
به گزارش (ايسنا) منطقه مركزي، گوجه فرنگي يكي از مهم ترين منابع ويتامين است. لذا در تقويت بينايي، تقويت و سلامتي پوست و مخاط ها (دهان و بيني)، رشد و نمو استخوان ها است. گوجه فرنگي سرشار از ويتامين هاي بي يك و دو است از اين رو در تسكين دردهاي عصبي، رفع بي اشتهايي و درمان يبوست، نقصان ترشح شير مادر و تورم دهان تجويز مي شود. گوجه فرنگي، بدن را در برابر امراض و بيماري هاي عفوني حفظ مي كند و مصرف آن نيرو و نشاط مي بخشد. پوست و دانه هاي آن نيز به هضم غذا كمك كرده و روده ها را پاك مي كند. آب گوجه فرنگي مدر و مفيد است. براي تميز كردن خون بايد از آب گوجه فرنگي و كرفس به نسبت مساوي و به مقدار سه فنجان در روز، قبل از غذا و به مدت سه هفته استفاده كرد.
گوجه فرنگي هضم مواد نشاسته اي را آسان مي كند. به همين جهت از آن سس درست و با حبوبات پخته مصرف مي كنند.
مصرف گوجه فرنگي براي اشخاصي كه مبتلا به سنگ كليه و مثانه و كبد هستند، تجويز مي شود. گوجه فرنگي بعد از ليموترش، بيش از ساير ميوه ها ويتامين سي و مقدار زيادي فسفر، آهن، سيليس و كلسيم دارد.

گوجه فرنگي

*انرژی*
گوجه فرنگي به علت دارا بودن ويتامين هايA.B.C.K و مواد معدني مانند كلسيم، فسفر و آهن در تأمين انرژي و تقويت بدن نقش موثري ايفا مي كند.
گوجه فرنگي يكي از مهمترين منابع ويتامين A مي باشد، لذا در تقويت بينايي، تقويت و سلامتي پوست و مخاط ها (دهان و بيني) رشد و نمو استخوان ها ضروري است.گوجه فرنگي سرشار از ويتامين هاي B1 و B2 مي باشد؛ از اين رو درتسكين دردهاي عصبي، رفع بي اشتهايي و درمان يبوست، نقصان ترشح شيرمادر و تورم دهان تجويز مي شود.اين ميوه بدن را در برابر امراض و بيماري هاي عفوني حفظ كرده و مصرف آن نيرو و نشاط مي بخشد. پوست و دانه هاي آن نيز به هضم غذا كمك كرده و روده ها را پاك مي كند.
آب گوجه فرنگي ادارآور و مفيد است. براي تميز كردن خون بايد از آب گوجه فرنگي و كرفس به نسبت مساوي و به مقدار 3 فنجان در روز، قبل از غذا و به مدت 3 هفته استفاده كرد.گوجه فرنگي هضم مواد نشاسته اي را آسان مي كند. به همين جهت از آن سس درست شده، و با حبوبات پخته مصرف مي كنند.مصرف آن براي اشخاصي كه مبتلا به سنگ كليه و مثانه و كبد هستند، تجويز مي شود.گوجه فرنگي بعداز ليموترش، بيش از ساير ميوه ها ويتامين C و مقدار زيادي فسفر، آهن، سيليس و كلسيم دارد.
بررسي تركيبات و مواد موجود درگوجه فرنگي نشان مي دهد كه درميوه گوجه فرنگي رسيده، گلوكز، فروكتوز، ساكاروز و تقريبا تمام آمينواسيدهاي اصلي به استثناي ترپتوفان وجود دارد.اسيد آلي اصلي و عمده موجود در گوجه فرنگي، اسيد سيتريك است. اسيديته ميوه به تدريج از مرحله سبزي به طرف قرمز شدن افزايش و حداكثر آن، موقعي است كه قرمزشدن و رنگ عوض كردن آن آغاز مي شود و پس از آن رو به كاهش مي گذارد. ماده رنگي اصلي و عمده گوجه فرنگي كاروتنوئيد، بتاكاروتن و ليكوپن مي باشد. حداكثر مقدار كاروتنوئيدها در حالتي است كه گوجه فرنگي در زير تابش مستقيم نور رشد مي كند.ماده اي سمي به نام سولانين در گوجه فرنگي سبز و نارس وجود دارد كه خوردن آن موجب مسموميت شده و دل پيچه، اسهال وبازشدن مردمك چشم را ايجاد مي كند. به علاوه خوردن برگ آن كه به عنوان دارو در مواردي تجويز مي شود، بايد درحد اعتدال و به مقدار مجاز و محدود، درحدي كه پزشك تعيين كرده مصرف شود، زيرا برگ آن هم سمي است.
در هند و چين از ميوه گوجه فرنگي به عنوان ملين استفاده مي شود و براي تقويت مسلولين (ميتلايان به بيماري سل)، تب هاي حصبه اي، رفع ورم ملتحمه چشم، آماس گوش (اوتيت) و دفع سنگ كليه تجويز مي شود.مصرف گوجه فرنگي براي مبتلايان به درد مفاصل تجويز شده و براي مبتلايان به نقرس و روماتيسم مفيد است.گوجه فرنگي، خنك و اشتهاآور است و آب آن براي رشد و نمو بهتر اطفال موثر است.اگر درمحل مورچه ها چند عدد برگ گوجه فرنگي بگذاريد، بوي اين گياه مورچه ها را فراري مي دهد.
براي تميزكردن لكه هاي جوهر بر روي لباس، يك تكه پنبه را در آب گوجه فرنگي فروبرده و روي لكه جوهر بماليد. سپس آن را بشوييد.

کتابخانه طب و پزشکی

AllEscort