افتیمون

 

نام های دیگر:

 

 به لاتينى‏cuscuta Epithymum murr
به فرانسه‏
du diable, teigme, cuscute du thym ch. devenus, cheveux
به انگليسى‏
lEssEr doddEr, clovEr doddEr, dErvels guts, small, doddEr
به آلمانى‏filzcraut ,sEid QuEndEd
به ايتاليايى‏cuscuta piccola ,Epitimo
و به عربى: افتيمون، شكوثا، شكوث و حماض الارنب مى‏نامند. «1»

 

به اكدى و سريانى‏Keshshuta ناميده ‏اند

 و در منابع قديمى به نام افتيمون آمده كه از واژه يونانى گرفته شده است.

اصطفن و حنين آن را ابيتمون و افيثمون معرب نموده ‏اند

افتيمون را سس صغير، كشوث و دواء الجنون مى‏نامند. 

«2» افتيمون اسم يونانى است به معنى دواء الجنون، 

 

به تركى: 

شيون و سبع الشعير «3»، 

به هندى:

 اكاش بيل، به سانسكريت: آكاش ولى، اسرولرى كهولى، اسربيل، سپرش، ويوم و نكا و آكاش بيل، به انگليسى‏air crEEpEr به لاتينى‏cuscutarEflExa ( كاسكوتاريفلكسا) وcassyrha filliformis ( كاستيها فل فورمس) مى ‏نامند «4».

 

افتیمون هندی راcascutaEpithyum و نوع اروپايى راcascuta Europia مى‏ نامند كه در خاورميانه هم مى‏رويد. «5»
افتيمون را در قزوين سزم، در مشهد پيچك و در قائنات زنج مى‏نامند. «6»

(1)- گياهان دارويى، دكتر زرگرى، ج 2، ص 407.
(2)- فرهنگ معين، ج 1، ص 312.
(3)- محيط اعظم، ج 1، ص 170.
(4)- لاثانى لغات الادويه، ص 18.
(5)- فارماكوگرافيا، ص 546.
(6)- حكيم اسفنديارى.

 

 

مشخصات :

اين گياه كه بزبان هندى اكاس بيل ناميده مى ‏شود.

 گياهى است از تيره پيچك صحرائى علفى و يكساله و داراى ساقه ‏هاى ظريف و باريك است

كه قابليت انعطاف داشته و رنگ ساقه تقريبا كرم مايل به قرمز است اين گياه بصورت انگل بر روى گياهان بسر مى ‏برد و بر آنها مى‏ پيچد 

و انواع مختلفى دارد كه بعضى داراى گلهاى سفيد و بعضى زرد و بعضى داراى گل قرمز مى‏باشند.

اين گياه در بسيارى از نقاط روى زمين موجود است و در دامنه كوهها تا ارتفاع 2000 مترى نيز مشاهده مى ‏گردد.

بدون كرك و بدون كلروفيل از خانواده‏Convolvulaceae كه انگل گياهانى نظير شبدر، غاليون وLabiatae به‏ويژه‏Thymus vulgaris مى ‏باشد و از شيره پرورده گياه ميزبان تغذيه مى‏ كند.

ساقه متعدد، ظريف، نازك و نخى، بسيار منشعب و در انواع مختلف به رنگ زرد يا قرمز مى‏باشد،

 گل كوچك، ريز، سفيد متمايل به زرد و صورتى تقريبا به طول 3 ميلى‏متر، به ‏طور مجتمع از گل آذين‏هاى كروى، دانه ‏ها تقريبا به طول يك ميلى ‏متر و تخم ‏مرغى شكل مى ‏باشد.

 

محل رويش:

اين گياه پراكندگى زياد در اروپا، نواحى غربى و جنوب غربى آسيا، آلتائى و شمال آفريقا دارد. 

در مناطق كوهستانى نيز بر روى گياهان دامنه‏ هاى مرتفع‏تر از 2000 متر ديده شده است.
نوع‏C .EPITHYMUM در اطراف تهران، كرج، همدان، جنوب غربى ايران، نواحى مختلف البرز، اصفهان، فارس، بندرعباس، كرمان، جزيره هرمز و جزيره قشم و نوع‏C .EUROPAEA در نواحى شمالى ايران، مازندران، گرگان و خراسان مى ‏رويد. 

«5» در هند و در ايران نيز در نواحى شمالى و قم و غيره مى ‏رويد

 

مزاج:

مزاج افتيمون گرم در درجه سوم و خشك در درجه دوم است.

تركيب شيميايى:
افتيمون داراى موادALKLOIS ,RESINS ,QUARCITINE است و نام‏ALKOLID را ما به نام‏CUSCUTINE ناميده ‏ايم.

 

خواص

از اين گياه بعنوان مسهل در بيماريهائى مانند لقوه و خواب رفتن اعضاء بدن و دردهاى مفصلى استفاده مى‏شود.

براى معالجه سردردهاى مزمن سودادى مزاج كه همراه با ناراحتى‏ هاى فكرى مى ‏باشد :

روزى دو مثقال از پودر خشك شده اين گياه را در يك ليوان شير بخيسانند و با هفتاد و پنج گرم سكنجبين بخورند و مدت هفت روز اين عمل را انجام دهند 

علاوه بر معالجه سردرد مذكور براى ناراحتى‏ هائى از قبيل ماليخوليا (نوعى بيمارى روانى است كه مقدمه جنون بوده و شخص مبتلا به آن مرتب خيالات بد و ناپسند مى‏ كند)

 مانيا (نوعى جنون است كه بيمار به ديگران حمله مى‏كند و آزار مى‏رساند) و خفقان نيز بسيار نافع است.

 

براى مداواى اين ناراحتى ‏ها:

افتيمون را با برابر آن افسنطين مخلوط و مى‏ جوشانند و آب مطبوخ را پس‏

از صاف كردن ميل مى‏نمايند

در معالجه جنون مى‏ توان 25 گرم افتيمون را كوبيده و با 25 گرم سكنجبين مخلوط نموده و به بيمار بخورانند و اين عمل را هفته ‏اى يك‏بار ادامه دهند.

 

يكى از بزرگان طب سنتى بنام طلا طلى در مجربات خود نوشته :

كه به صدها نفر از افراد مبتلا به جنون و وسواس و ماليخوليا و مانيا مخلوطى از افتيمون و افسنطين و برگ حنظل داده شد و شفا يافتند.

افرادى كه به كابوس مبتلا مى‏ شوند با خوردن افتيمون اين حالت از آنان زايل مى‏گردد.

 اين‏گونه افراد بهتر است افتيمون را با مقدارى گل قند مصرف نمايند.

اگر با آبى كه افتيمون در آن جوشيده شده غده سرطانى زخم شده را شستشو دهند و مقدارى هم از آب دارو به بيمار بخورانند تا حدودى از پيشرفت آن جلوگيرى مى‏شود.

افتيمون را نبايد زياد بجوشانند چون زياد جوشاندن از خواص داروئى آن كم مى‏كند.
بلكه مقدارى بيشتر از حالت دم كردن بجوشد كه مواد داروئى وارد آب شوند 

كافى است مقدار خوراك از برگ خشك شده حنظل پنج تا هفت گرم است كه همراه افتيمون و افسنطين به بيمار ماليخوليائى داده مى‏شود

افتيمون را كوبيده، با روغن سرشته بر روى زخمهاى بد بمالند نافع است.

مسهل مواد صفراوى و سوداوى است و خون را صاف مى‏نمايد.
ورم را تحليل مى‏ كند،

سدّه ‏ها را باز مى ‏نمايد، مالش آن بر ورم طحال نافع است، از


 

(1)- محيط اعظم، ج 1، ص 170؛ قرابادين كبير، 76.
(2)- المفردات، ص 87.
(3)- قانون در طب، ج 2، ص 66.
(4)- ابن البيطار، ص 41.
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى، ج‏1، ص: 213

 

بخور آن هم استفاده مى‏شود و مالش مخلوط باقيمانده آن با روغن جهت رفع دردها مفيد است.
بادها را رفع مى ‏كند

و نوشيدن آن با سركه جهت رفع سكسكه و عصاره آن در مرض يرقان مفيد است.

بعضى اطباء اين را در بيشتر امراض استفاده مى‏كنند.

اثر افتيمون تا 3 سال باقى مى ‏ماند.
سى گرم از آن در عسل، نمك و كمى سركه بلغم را خارج مى ‏نمايد و براى صفراى سودا و نفخ مفيد است.
حبيش ابن الحسن مى‏گويد: 

براى كندن صفراى سودايى بسيار قوى الاثر است.
افتيمون براى بزرگسالان و پيران مفيد است و اگر آن را تنها يا با افسنتين بخورند، علاج ماليخوليا است.

اشخاص زيادى از مصرف اين دارو شفا يافته‏ اند.

ابن جراران مى‏گويد: 

چنانچه تخم آن را صاف كرده و بسايند و مقدار ده درهم در پارچه پيچيده و در نيم رطل شربت بخيسانند و زير آسمان يك روز بگذارند، 

روز دوم گياه را فشرده از شربت خارج نمايند و با بنفشه و چند قطره روغن بادام مخلوط كرده و كمى گلاب به آن اضافه نموده به مريض سودايى و ماليخوليايى بدهند، فوق ‏العاده مفيد است.

ابن ماسويه گويد: 

كمى روغن بادام به آن اضافه نموده و معجون تهيه مى‏نمايند كه رفع يبوست و عطش و خشكى در دهن مى‏نمايد لكن خيسانده آن محتاج اصلاح نيست.
پولس مى‏گويد: 

كه براى اخراج سوداء و صفراء خيلى قوى و نافع است. مقدار 6 درهم ساييده با 300 گرم شير مخلوط نموده و استعمال مى‏گردد. 

شريف مى‏گويد: براى تشنج و نفخ مفيد است.
مسيح عليه السلام مى‏گويد: 

خوردن آن با ماء الجبن براى تشنج امتلايى، خارج كردن صفرا و سودا و علاج سرطان زخمى مفيد است.
بايد طبق دستور پخته شود، چنانچه زياد بر آتش نگذارند و با كشمش خورده شود براى ماليخوليا و ترك اعتياد به الكل و نيز همين طور با ماء الجبن براى جرب زخمى مفيد است و در اين خاصيت با شيرين بيان، گل بنفشه، كشمش قرمز طلايى و گوشت استعمال مى‏شود.
در كتاب همدرد، گياه افتيمون در نسخه‏ هاى مختلف زير براى امراض مختلف و با ديگر ادويه مخلوط و استعمال شده است:

1- اطريفل افتيمون 2- اطريفل ديدان 3- اطريفل غددى 4- جوارش شهرياران 5- سفوف نمك سليمانى 6- شربت احمد شاهى 7- شربت افتيمون 8- شربت كثوث 9- شربت مسهل 10- معجون تلخ 11- معجون سنا 12- معجون نجاح 13- مفرح كبير 14- مفرح معتدل.

 

به ترتيب شماره نافع:

1- براى ماليخوليا، استعمال دايمى اين نسخه رنگ مو را دايم سياه نگه مى‏ دارد

2- هر نوع كرم معده را مى‏كشد

3- نافع مرض خنازير است

4- سردى معده و جگر را دور مى‏ كند و براى قولنج، سخت ادرارى و قبض معده مفيد است.
5- مقوى معده، هاضم غذا و اشتهاآور است و باد را خارج مى‏كند

6- براى بيمارى ماليخوليا مفيد و مقوى دل و دماغ است

7- ماليخوليا و خفقان را مفيد است

8- مقوى جگر و معده، باز كننده سدّه جگر و نافع تب مركب از بلغمى و صفرائى است

9- مادّه‏ هاى سودايى و بلغمى را خارج مى‏كند و خصوصا در امراض مغزى مفيد است.

10- براى امراض فلج، لقوه، صرع، درد معده، جگر و درد كمر مفيد است و يبوست معده را دور مى‏كند

11- مسهل، فضلات معده را خارج مى‏كند و اگر سردرد به سبب يبوست معده باشد، مفيد است 12- در ماليخوليا، وحشت و وسواس مفيد است

13- مقوى عمومى دل، مغز و جگر است و سرور آفرين براى قلب مى‏باشد. «1»
14- براى ماليخوليا، خفقان قلب و وسواس استعمال مى ‏شود.

نوع‏CUSCTA EUROPAEAL كه‏GRANDE CUSCUTE ناميده مى‏شود، 

بر روى گياهانى نظير رازك، شاهدانه، گزنه، بيد، نعناع و غيره به حالت طفيلى به سر مى‏ برد.
چنانچه صفرايى مزاجها آن را استعمال كنند، باعث غشى، سنگينى و غم مى‏شود «2» و مصلح آن كاسنى و سكنجبين است. «3»

————————————————

(1)- كتاب همدرد، ص 265.
(2)- ابن البيطار، ص 40.
(3)- بستان المفردات، ص 54.


اگر مقدار 14 گرم آن را با عسل، نمك و كمى سركه تناول نمايند مسهل بلغم و صفرا و ضد نفخ مى‏باشد (دياسقوريدوس)

 افتيمون در تشنج امتلائى‏  سودمند است .

 افتيمون دو جنس كوهى و نبطى دارد و بهترين آن رومى است و وسواس سوداوى را درمان مى‏ كند.

افيثمون را به رومى بتيمون گويند و فرازى آن را كمون رومى ناميده است .

گل و دانه آن به رنگ سرخ، بسيار تيز و تندمزه، بادشكن و براى پيران مناسب
 مى ‏باشد و درمان‏ كننده بيماريهاى سوداوى، ماليخوليا و صرع است، 

براى صفراوى مزاجان مناسب نمى ‏باشد و باعث استفراغ و تشنگى مى ‏شود،

از زياد جوشاندن افتيمون بايد خوددارى نمود و كوبيده آن را با روغن بادام بايد مصرف نمود.

مقدار خوراك آن حدود 7- 5/ 3 گرم و خيسانده آن 14- 7 گرم مى‏باشد و نيازى به اصلاح ندارد و در سرطان متقرح سودمند مى‏باشد .

بدل آن اسطوخودوس و بسفايج و مصلح آن كتيرا مى‏باشد.
بهترين آن نوع كرتى يا اقريطى مى‏ باشد و چون آن را به انطاكيه مى ‏بردند به انطاكى معروف مى ‏باشد بعد از آن نوع مقدسى‏  مى‏ باشد.

 افتيمون تحليل‏ برنده، نرم‏ كننده، ضد انسداد، مسهل سوا و بلغم و مخلوط با بنفشه مسهل صفرا نيز مى‏باشد.
اگر به مدت يك هفته روزى 35 گرم آن را در 350 گرم شير تازه خيسانده با 75 گرم سكنجبين ميل نمايند

براى رفع سردرد ناشى از غلبه سودا، ماليخوليا، اسپاسم امتلائى وحشت، طپش قلب و چنانچه 20 گرم آن را با 35 گرم مويز بدون هسته كمى جوشانده صاف نمايند در كرم اسكاريس و اگر حدود 28 گرم آن را با شير تازه و شكر تناول نمايند

 و يا اگر 70 گرم دانه قرطم را كوبيده و در كيسه پارچه ‏اى قرار داده و در داخل شير جوشيده نيم گرم آن را مالش دهند تا تمام شيره آن خارج شود و صبر نمايند تا شير بسته شود، سپس آب آن را گرفته و صاف نمايند  با 21 گرم افتيمون بنوشند در ماليخوليا ، مانيا ، جنون، وسواس سوداوى، سودمند مى‏باشد. مخلوط افتيمون با افسنتين و برگ حنظل نيز همين اثر را دارد.
آشاميدن افتيمون با اسطوخودوس در صرع، فالج‏ ، لقوه‏ ، اسپاسم امتلائى و خدر  سودمند است.
مقدار خوراك آن 20- 10 گرم و در جوشانده‏ ها تا 35 گرم مى ‏باشد.

در صورت مفید بودن این مطلب برای شما

لطفا به آن امتیاز بدهید

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

AllEscort